نیکلای کوژانوف در تحلیلی که اندیشکده کارنگی منتشر کرد، نوشت: آنها پس از آنکه در فاز نخست، با مداخله نظامی در سوریه موجب تضعیف گروه های مخالف و تقویت مواضع نیروهای بشار اسد شدند، در فاز دوم درصددند تا اهداف مد نظر خود را حول سیاست و دیپلماسی دنبال کنند. برهمین اساس نیز مذاکرات چندجانبه  30 اکتبر در وین را به عنوان فرصتی مناسب برای آغاز تلاش های دیپلماتیک خود می دیدند.

از نگاه روس ها، عملیات نظامی طولانی‌مدت آثار مخربی برای این کشور در ابعاد داخلی و خارجی به همراه خواهد داشت. در سطح داخلی، نه تنها هزینه های اقتصادی و نظامی به بیش از یک میلیارد دلار در سال خواهد رسید، بلکه احتمال ایجاد نارضایتی افکار عمومی داخلی نیز وجود دارد. در سطح خارجی نیز به موقعیت روسیه در خاورمیانه آسیب وارد خواهد آمد.

هر چند که مسکو هنوز با انتقاد جدی از سوی کشورهای منطقه مواجه نشده و عمده آنها همچنان بر باز بودن مسیر گفتگوها با مسکو اعتقاد دارند. اعضای شورای همکاری خلیج فارس نیز بیش از آنکه از سیاست های مسکو انتقاد کنند، به سیاست‌های  انفعالی واشنگتن که به مداخله نظامی روسیه منجر شده است، انتقاد دارند.

با این حال، ادامه این وضعیت می تواند کرملین را در تنگنای داخلی و خارجی قرار دهد، از همین رو نیز شاهد حمایت مقامات روسی از مذاکرات وین بودیم.

البته برای فهم چرایی مداخله نظامی مسکو در سوریه لازم است تا دلایل پشت صحنه تصمیم پوتین نیز درک شود. در سپتامبر 2015 و  در آستانه اقدام نظامی روسیه، کرملین به شدت نگران سقوط نظام بشار اسد بود، چرا که ارزیابی ها حاکی از آن بود که کمک های نظامی، اقتصادی و فنی روسیه به نظام سوریه به نجات اسد ختم نخواهد شد. بنابراین مداخله نظامی بر پایه انتخاب از بین دو سناریوی “بد” و “بدتر” شکل گرفت، بدین معنا که مسکو مجبور بود از میان انجام عملیات نظامی پرهزینه برای حفظ اسد و عدم دخالت و سقوط وی، یکی را انتخاب نماید.

در این میان، بخشی از انگیزه روسیه برای مداخله نظامی نیز به تجربیات گذشته عراق و لیبی بازمی‌گشت که باعث سرنگونی رژیم‌های سابق در این کشورها شده بود و این در حالی بود که کرملین نمی‌خواست چنین اتفاقی در سوریه نیز تکرار شود.

با همه این احوال، حمایت روسیه از بیانیه نهایی مذاکرات وین که در آن برخی از مواضع مد نظر این کشور نیز گنجانده شده بود، اهمیت بسزایی دارد. در این بیانیه بر حمایت بین المللی از تمامیت ارضی سوریه، استمرار حکومتی سکولار در دمشق، حفاظت از نهادهای دولتی باقی مانده، امتناع از مذاکره با داعش و همچنین مبارزه با همه گروه‌هایی که نام آنها در لیست سازمان‌های تروریستی سازمان ملل قرار دارد، تاکید شده بود.

هرچند که مذاکرات وین، طیف وسیع‌تری از طرف‌های درگیر از جمله ایران را شامل می شد که خود را  متعهد به مشارکت فعال تر برای حل دیپلماتیک بحران سوریه می دانند، اما حل برخی از اختلافات اصلی به صورت لاینحل باقی مانده است که در ادامه به آن ها اشاره می شود:

  • مهم‌ترین و جنجالی‌ترین اختلافات بر سر سرنوشت بشار اسد در آینده سوریه است. در حالی که کشورهای غربی خواهان ارائه یک جدول زمانی مشخص برای کناره گیری اسد از قدرت هستند و دشمنان منطقه‌ای وی نیز خواهان ترک سریع وی از قدرت می باشند، ایران و روسیه تمایلی به هیچ یک از این دو رویکرد در شرایط فعلی ندارند، چرا که روس ها معتقدند که در شرایط جنگ داخلی، برکناری اسد و حلقه وفاداران وی از قدرت، به فروپاشی کل ساختار دولت منجر خواهد شد و از همین رو نیز باید بسیار محتاطانه عمل کرد.
  • اختلافات روسیه و دولت های غربی بر سر معرفی گروه‌های تروریستی تشدید شده است و این امر، طرفین را برای تشکیل ائتلافی فعال و گسترده علیه داعش و سایر گروه های تروریستی با چالش مواجه کرده است. در حالی که مقامات روسی خواهان کمک و همراهی کشورهای غربی در تهیه لیست دقیق گروه‌های تروریستی هستند، اعضای ائتلاف به رهبری آمریکا به شدت مخالف به اشتراک گذاشتن اطلاعات سری گروه‌های مخالف، از ترس سوءاستفاده احتمالی روسیه برای هدف قرار دادن همه مخالفان اسد هستند.
  • هنوز نحوه سازماندهی مذاکرات میان نظام سوریه و مخالفان مشخص نشده است. در حالیکه مسکو و تهران در حال رایزنی با بشار اسد (که به انعطاف ناپذیری معروف است) برای مذاکره با مخالفان هستند، وجود طیف متعددی از مخالفان که حاضر به قرار گرفتن در یک قالب واحد و مشخص نیستند، شکل‌گیری مذاکرات دوجانبه را دشوار کرده است.
  • همچنان بی اعتمادی عمیقی میان بازیگران مختلف در صحنه سوریه دیده می‌شود. در حالی که وجود خصومت روزافزون میان ایران و اعضای شورای همکاری، توافق آنها در سوریه را غیرممکن کرده است، تنش جاری میان غرب و روسیه نیز چشم‌انداز فرایندهای سیاسی را تیره و تار کرده است (هر چند که در این اواخر جان کری و لاوروف برای رسیدن به یک زبان مشترک در تلاش بوده اند). در عین حال وجود بی اعتمادی تاریخی میان دولتمردان ایران و روسیه نیز غیرقابل چشم پوشی است.

در صحنه میدانی نیز، مقامات نظامی ایالات متحده و روسیه با بی اعتمادی به یکدیگر می‌نگرند و هیچ علاقه‌ای برای همکاری مشترک با هم ندارند، مضاف بر آنکه سوءاستفاده مسکو از اوضاع جاری سوریه برای به راه انداختن جنگ تبلیغاتی علیه سیاست های ایالات متحده، مسیر گفتگوهای سازنده درباره سوریه را ناهموارتر کرده است.

تحت این شرایط، هرچند برگزاری  نشست وین بسیار شگفت آور بود، اما ادامه این روند در آینده دشوارتر هم خواهد شد.