نیکولاس ای. هراس در تحلیلی که اندیشکده مرکز امنیت آمریکای نوین منتشر کرد، نوشت: اگر ایالات متحده به دنبال گذار از نظام کنونی سوریه است و از طرف دیگر هم نمی خواهد حکومت پایدار سازمان های افراطی ایدئولوژیک در سراسر سوریه شکل بگیرد، باید به صورت قاطعانه توازن نظامی زمینی در مناطق تحت حکومت شورشی ها را در حمایت از اپوزیسیون میانه‌رو و مسلح سیاسی تغییر دهد.

بنابراین، تلاش اصلی آمریکا باید براساس یک استراتژی پایین به بالا به منظور ایجاد ساخت و ساز نهادهای اپوزیسیون منسجم، میانه‌رو و مسلح با تمرکز منطقه‌ای باشد که برای هر منطقه منحصر به فرد در سوریه طراحی شده باشد.

این تلاش به تامین مشوق هایی برای گروه های اپوزیسیون میانه رو و مسلح مورد تایید آمریکا بستگی دارد تا با پیوستن به هم، ائتلاف های منطقه ای بزرگ‌تر و یکپارچه‌ای تشکیل دهند.

با گذشت زمان، همانطور که این نهادهای شورشی میانه رو به مرکز ثقل در مناطق مربوط به خود تبدیل می‌شوند و سازمان های ایدئولوژیک افراطی را به حاشیه می رانند یا از بین می برند، قادرند با ائتلاف با یکدیگر، ساختارهای مدنی- نظامی شکل دهند و بر شورشیان عمدتا سنی در مناطق داخل سوریه حکومت کنند.

پس از آن، این ساختارهای منطقه‌ای می توانند با بازماندگان نظام کنونی و نیروهای وفادار به آن در جهت دستیابی به راه حل سیاسی بلندمدت برای حل بحران داخلی سوریه تعامل کنند.

با این که اجرای این رویکرد ممکن است پیچیده و دشوار به نظر برسد، اما در حال حاضر نمونه هایی در داخل سوریه، به ویژه در جنوب و نزدیک مرز اردن وجود دارد که راهبرد آمریکا در حمایت از اپوزیسیون مسلح در آنجا موفق تر بوده است. در واقع، این تنها رویکردی است که مخالفان سوریه را که در طول این دوره از جنگ داخلی موفق بوده اند، مسلح می کند.

باید اذعان کرد که پیچیدگی جنگ داخلی سوریه به این رویکرد دقیق و مرحله به مرحله نیاز دارد. تمرکز این رویکرد بر دستیابی به اهداف در افق زمانی حدودا یک دهه ای یا بیشتر است. این تلاش ها مستلزم تعهد پایدار ایالات متحده به سوریه، از طریق “اقدام محتاطانه” و با همکاری شرکای منطقه ای و محلی است.

هدف کلی این استراتژی جلوگیری از تبدیل مناطق بزرگی از این کشور که تحت کنترل اپوزیسیون است و تا حد زیادی مخالف دولت و ساختار های امنیتی نظام کنونی هستند، به پناهگاه های امن برای گروه های سلفی جهادی چندملیتی است که غرب را مورد هدف قرار داده اند.

 

نقد و بررسی

رویکرد این تحلیل مبتنی بر فرضیاتی است که در صحنه میدانی سوریه کمتر به واقعیت نزدیک است. چنین رویکردی عاملی برای توجیه تروریسم و تقسیم بندی تروریست ها به دو دسته خوب و بد خواهد شد. در همین حال، با توجه به اینکه چنین اندیشکده هایی در شکل دهی به افکار عمومی و سیاستگذاران در آمریکا نقش قابل توجهی ایفا می کنند، این تحلیل می تواند گامی در جهت دفاع از عدم مداخله مستقیم آمریکا و بازی در پشت پرده باشد.