داگ باندوف در تحلیلی که هافینگتون پست منتشر کرد، نوشت: محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان که بیش از تدبیر به بلندپروازی اشتهار دارد، ظاهرا به حکمرانی یا ویران کردن پایبند است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آینده باید به مشارکت آمریکا در این تهاجم عربستان پایان دهد.

دولت اوباما بدون رای کنگره به ائتلاف جنگ عربستان پیوست. اکنون به نظر می رسد که شورشیان به حملات تلافی جویانه می پردازند. ماه گذشته، ناوشکن یو اس اس میسون ظاهرا زیر حملات موشکی از طرف یمن قرار گرفت – هرچند که مقامات آمریکا اذعان کرده اند که احتمالا رادار این ناوشکن نقص داشته است. این حملات به احتمال زیاد برای تلافی همدستی آمریکا در کشتار غیرنظامیان یمنی انجام گرفته است. دولت اوباما دیگر نمی تواند وانمود کند که جنگ پادشاهی عربستان سعودی پیامدی برای آمریکا ندارد. بار دیگر سیاست های واشنگتن باعث شده است که آمریکا هدف حملات خارجی قرار گیرد.

دولت اوباما با استفاده از حربه مظلوم نمایی، ادعا می کند که در «دفاع از خود» پایگاه راداری حوثی ها را نابود کرده است. با این حال، از مارس 2015 که چندین کشور حاشیه خلیج فارس در حمایت از عربستان سعودی به یمن حمله کرده اند، آمریکا اطلاعات هدف یابی، تسلیح مجدد جنگنده ها، آموزش خلبانان و ارسال مهمات برای ریاض را فراهم کرده است. پنتاگون حتی برای جلوگیری از نزدیکی کشتی های ایران به سواحل یمن، ناوهایی اعزام کرده است.

واشنگتن با ایفای نقش فعال در جنگ داخلی یمن، باعث شد که آمریکا نیز به اندازه سعودی ها در خونریزی فقیرترین کشور جهان مسئول باشد. در این جنگ تقریبا 4هزار غیر نظامی کشته شده است که اکثر آنها را ائتلاف به رهبری عربستان کشته است. آمریکا نیز در این کشتار مسئول است.

هنگامی که رئیس جمهور دونالد ریگان در حمایت از دولت «مشروع» بیروت، در جنگ داخلی لبنان مداخله کرد، آمریکا دقیقا مرتکب همین اشتباه شد. ناو یو اس اس نیوجرسی، فرقه های اسلامی مخالف را به خاک و خون کشید. متعاقب آن، کالین پاول اظهار کرد: «هنگامی که گلوله ها شیعیان را به رگبار بست، آنها دریافتند که «داوری» آمریکا جانبدارانه و علیه آنها بوده است و از آنجائی که دستشان به ناو نمی رسید هدفی آسیب پذیر پیدا کردند» که عبارت بود از: سفارت آمریکا و پادگان تفنگداران دریایی.

شهرت و اشتهار رئیس جمهور باراک اوباما به خاطر اکراه در ورود به جنگ های خاورمیانه بود. پس چه چیزی باعث شده است که وی به کشتار حوثی ها که هیچ تهدیدی برای آمریکا محسوب نمی شوند، کمک کند؟  به نظر می رسد که مداخله دولت اوباما واکنش شرم آور به انتقاد ریاض از توافق هسته ای ایران باشد. به جای رد درخواست پادشاهی عربستان مبنی بر لزوم تطابق سیاست آمریکا با خواسته های آنها، آمریکا از تهاجم آنها برای کسب نفوذ، حمایت کرد.

جان کری، وزیر امور خارجه، اظهار کرد: «ما قصد نداریم که متحدان خود و دوستی مان را ترک کنیم»، حتی با دولتی تمامیت خواه با آموزه های مذهبی متعصبانه و افراط گرایی اسلامی و کشوری که شهروندانش برای تروریست های مهاجم به آمریکا، هم پول و هم نیرو فراهم کرده است.

آمریکا به متحدان و دوستان بهتری نیاز دارد و ورودش به جنگ، باید منطقی باشد.

جنگ و اختلاف از دیرباز یمن را ویران کرده است. از دهه 1960 تا کنون، جنگ در یمن کم و بیش همواره وجود داشته است. در این مسیر، این کشور تقسیم شده و دوباره متحد شده است اما ناآرامی های خشونت بار همچنان ادامه داشته است. حوثی ها، معروف به انصار الله (کیست که در خاورمیانه چنین ادعایی نداشته باشد)، به فرقه شعیان زیدی تعلق داشته و با سنی ها اشتراکات مذهبی دارند. برای سال‌های طولانی، حوثی ها با دولت مرکزی از جمله رئیس جمهور علی عبدالله صالح، رئیس جمهور مورد حمایت آمریکا، جنگ داشتند.

در سال 2012، علی عبدالله صالح که دوست عربستان محسوب نمی شد، برکنار شد و عربستان که ظاهرا دغدغه ثبات و مشروعیت نداشت، بجای صالح از معاون پیشین وی، عبد ربه منصور هادی حمایت کرد. در حالیکه منصور هادی از حمایت داخلی چندانی برخوردار نبود،  علی عبدالله صالح یک چرخش سیاسی کلاسیک انجام داده و علیه منصور هادی به حوثی ها پیوست. بسیاری از نیروهای امنیتی یمن به صالح وفادار ماندند و هادی مجبور شد از صنعا، پایتخت یمن، به آغوش گرم پادشاه سعودی فرار کند. سیمون هندرسون، عضو موسسه واشنگتن، اشاره می کند که «دلیل موجهی وجود دارد که این شورشیان، در خارج از محدوده شبه جزیره عربستان، تهدید مستقیمی برای ریاض محسوب نمی شود».

با این وجود، عربستان سعودی برای بازنشاندن منصور هادی گزینه جنگ را انتخاب کرد و تصور می کرد که این جنگ، خیلی زود به نتیجه برسد، اما تقریبا دو سال بعد، هنوز جنگ به شدت ادامه دارد و ائتلاف شورشیان بر اکثریت مردم حکومت می کنند. هر از گاهی، یمنی ها نیز ضربه ای به سرزمین سعودی ها وارد می سازند. جان کری از حمله به پادشاهی عربستان انتقاد و اظهار کرد که عربستان سعودی «حق دارد از موشک هایی که از یمن شلیک می شود در امان باشد». وی ظاهرا فراموش کرده است که ائتلاف حوثی ها در برابر تهاجم ریاض صرفا به دفاع پرداخته اند.

عربستان سعودی ادعا می کند که با حمایت از دولت مشروع از حقوق بین الملل پیروی می کند. با این حال، این کشور در سوریه عکس این کار را انجام می دهد. منصور هادی با دعوت از ریاض برای کشتن مردم کشور خود، دیگر پیروان زیادی در یمن ندارد و پادشاهان سعودی مجبور هستند که برای نگه داشتن وی در قدرت، نیرویی اشغالگر در یمن مستقر کنند.

دولت اوباما با ادعای حفظ ثبات به توجیه سیاست آمریکا می پردازد. به عنوان مثال، آنتونی بلینکن، معاون وزیر امور خارجه، ادعا کرده است که ریاض «پیامی قوی به حوثی ها و متحدان آنها فرستاد مبنی بر این که نمی‌توانند یمن را با زور تسخیر کنند». اما پیش از این برای واشنگتن اهمیتی نداشت که چه کسانی برای کنترل یمن باهم می جنگند. در واقع، در خارج از یمن برای هیچ کس اهمیتی ندارد که چه کسی بر این کشور حکومت کند. نه انصار الله و نه صالح نمی توانند (و نمی خواهند) تسلط عربستان بر کشتیرانی در خلیج فارس را به چالش کشیده یا آن را محدود کنند.

با این وجود، کری تصریح کرد که «درحالیکه افراد در مرزهای بین المللی، در کشوری دیگر و در جبهه ها به جنگ آشکار می پردازند و منطقه به بی ثباتی کشیده می شود، آمریکا نمی تواند بی تفاوت بماند». اگر وی بازنشسته شود به دنبال حرفه کمدی ایستاده (استنداپ کمدی) می رود. ظاهرا وی تهاجم آمریکا به عراق را فراموش کرده است که حقوق بین الملل را نقض کرد و همزمان آشوب منطقه ای آفرید. تهاجم آمریکا به لیبی نیز عواقب مشابهی داشته است.

هنوز آمریکا باید نگران تروریسم باشد و القاعده شبه جزیره عربستان همچنان نیروی خطرناکی در این منطقه محسوب می شود. تهاجم عربستان به یمن باعث ایجاد خلاء شد و دست القاعده را برای تسخیر قلمرو بیشتر و ارتکاب حملات تروریستی بیشتر باز گذاشت. حوثی ها از آمریکا، حتی قبل از ورود آمریکا به تهاجم نظامی عربستان و به خاک و خون کشیدن یمنی ها، متنفر بودند، اما هرگز به آمریکا حمله نکرده و یا تهدید نمی کردند. این در حالیست که انصار الله قبل از اینکه علیه عربستان با هم متحد و متمرکز شوند با القاعده مبارزه می کردند. اما پارسال، اشتون کارتر، وزیر دفاع آمریکا، اذعان کرد که گروه های تروریستی «پیشرفت زیادی» داشته اند.

گزارش اخیر عربستان سعودی به توجیه عملیات های مهلک نظامی خود پرداخته و به تهران اشاره کرده است. در حالیکه بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، همه شورشیان را «تروریست» خوانده و تلاش می کند که واشنگتن، در جنگ آمریکا با تروریسم تجدید نظر کند، پادشاهان سعودی نیز همه یمنی ها را «عوامل ایران» می خوانند تا غارتگری و کشتار ریاض را پنهان کنند. اما هر دو قیاس فربیبنده است.

اگرچه ایران دوست آمریکا نیست، اما عربستان سعودی در مقایسه با ایران، از نظر فرهنگی و سیاسی آزادی کمتری دارد و از آزادی مذهب ممانعت می کند. عربستان بیش از هر کشور دیگری به تعصب و عدم تحمل مذهبی دامن می زند و از گروه های تروریستی که به آمریکا و غرب حمله می کنند، حمایت می کند. عربستان سعودی جز در سانسور نسبی سرکوب، تفاوت مشخصی با داعش ندارد.

به هر حال، حوثی ها سال ها از دولت مرکزی ناراضی بودند و در مذهب با ایران و هم با عربستان تفاوت دارند. کارشناسان منطقه تایید می کنند که ایران هرگز در اختلافات چندگانه یمن مداخله ای نداشته است. بعد از برکناری هادی، تهران به دنبال کسب نفوذ در یمن بود، اما همان طوری که روزنامه نگار لورا کاسینوف می نویسد، «پادشاهی عربستان به طبل حمایت ایران از حوثی ها کوبید و در آن اغراق کرد». در گزارشی دیگر، پیتر سالیسبری اعلام کرد که این جنگ «ناشی از مسائل محلی و رقابت بر سر منابع است و نه رقابت منطقه ای و مذهبی». به همین ترتیب، جیمز برندون از بنیاد جیمزتاون، این جنگ را بین دو ائتلاف پیچیده قلمداد می کند که برخاسته از «منافع شخصی است و نه تعلقات فرقه ای». حتی فلیپ هاموند، وزیر امور خارجه بریتانیا اذعان می کند که «واضح است که حوثی ها نفوذی و عامل ایران نیستند».

برعکس، تهاجم عربستان باعث شد که نزاع درون-دولتی به جنگ منطقه ای و فرقه ای نیابتی تبدیل شود. حتی در این حالت نیز حمایت ایران ناچیز است. انصار الله با تجربه چندین سال جنگ و اتحاد با بسیاری از نظامیان یمن، به تسلیحات فراوانی دسترسی دارند. صفا الاحمد فیلم مستندی از حوثی ها تهیه کرده و نشان داده است که «حوثی ها برای تامین سلاح به ایران نیازی ندارند آنها غرق در سلاح هستند».

در خصوص مداخله تهران، تام کوپر، تحلیلگر نظامی، معتقد است که «در مورد حمایت ایران از حوثی ها مدرک قابل توجهی وجود ندارد». اخیرا نیویورک تایمز گزارش کرده است: «مقامات اطلاعاتی آمریکا معتقدند که حوثی ها حمایت بسیار کمتری از آنچه سعودی ها و کشورهای حاشیه خلیج فارس ادعا می کنند از ایران دریافت می کنند». به هر حال، عربستان سعودی به سختی می تواند از ورود ایران به جنگی که عربستان شروع کرده است شکایت کند. ورود ایران، ضربه ای متقابل و ارزان به عربستان وارد می سازد.

چیزی که گستاخانه و قابل توجه است، تلاش ناجوانمردانه و نومحافظه کارانه برای مقصر جلوه دادن ایران در حملات موشکی حوثی ها به ناو آمریکایی است. به عنوان مثال، وال استریت ژورنال که بی وقفه برای جنگ با عراق و نیز در مخالفت با توافق هسته ای با ایران تبلیغ می کرد، در عنوان یک سرمقاله نوشته بود «جنگ موشکی اوباما و ایران». این ژورنال در مورد کمک واشنگتن به ریاض صرفا به «اطلاعات محدود» و «اطلاعات و سلاح» اشاره می کند و بمباران یمن و تسلیح مجدد هواپیماهای بمب افکن سعودی را نادیده می گیرد. این ژورنال به همدستی واشنگتن با عربستان سعودی در کشتار مردم یمن اشاره ای نمی کند.

پس از حملات موشکی به ناو آمریکایی، جاناتان اسپایر در روزنامه اورشلیم پست از «اعتماد به نفس فزاینده ائتلاف به رهبری ایران» نوشت و منظورش حوثی ها بود. اما، درست این بود که پس از 19 ماه بمباران و کشتار با کمک و همراهی آمریکا، عصبانیت و ناامیدی فزاینده یمنی ها را عیان می کرد. در هر صورت، این حمله موشکی تنها مدت کوتاهی پس از آخرین بمباران ظالمانه سعودی ها اتفاق افتاد و عبد المالک الحوثی، رهبر حوثی ها، در واکنش گفت: «اولین و مهم‌ترین طرف مسئول این خونریزی» آمریکاست، زیرا «سعودی ها مردم یمن را با سلاح ها و هواپیماهای نظامی آمریکا می کشند. آنها به جایی حمله می کنند که آمریکا تعیین می‌کند و اجازه می دهد». به سختی می توان گفت که این شورشیان در دفاع از خود، حق اقدام تلافی جویانه ندارند.

با این حال، دولت واشنگتن فضایی از معصومیت و دلسوزی به پا کرد. پیتر کوک، سخنگوی پنتاگون گفت «اگر شما کشتی های ما را تهدید کنید ما پاسخ خواهیم داد». وی افزود «ما به دنبال مداخله وسیع در این جنگ نیستیم». اما آمریکا تابه حال عمیقا مداخله کرده است و در یمن، وارد دور تازه ای شده است.

در واقع، دولت اوباما که روسیه را بخاطر کشتار غیرنظامیان در سوریه سرزنش می کند، از تمایل سعودی ها به بمباران غیرنظامیان، خانه ها، بیمارستان، زیرساخت ها، بازارها، مساجد، مدارس، مجالس عروسی و اخیرا مجالس ترحیم (در حمله ای که ریاض در ابتدا تکذیب می کرد بیش از 140 نفر کشته و 500 نفر دیگر زخمی شدند)، استقبال می کند. تقریبا یک سوم حملات سعودی ها، غیر نظامیان را هدف قرار داده است. وکلای  وزارت امور خارجه آمریکا، پیش از این تایید کردند که احتمالا آمریکا مسئول جرایم جنگی عربستان تلقی شود – اما این وکلا بیشتر نگران مسئولیت قانونی خود بودند تا کشتار غیر نظامیان یمن، و حمایت دولت آمریکا از پادشاهی عربستان سعودی ادامه یافت.

حملات اخیر باعث تخریب هرچه بیشتر وجهه عمومی سعودی ها شد. در این حملات تعدادی از رهبران بانفوذ قبایل کشته شدند که تا آن زمان به شورشیان نپیوسته بودند و بعید است که خانواده های آنان این امر را فراموش کنند یا ببخشند. یکی از رهبران میانه رو شورشیان که از مذاکره با عربستان حمایت می کرد، در میان کشته شدگان بود. پادشاهان سعودی خودشان ثابت کرده اند که دشمن همه هستند. گروه بین المللی بحران هشدار داده است که «اکنون تمایل به اقدام تلافی جویانه بسیار بالاست و شبه نظامیان توانمندتر خواهند شد و این ما را در شرایطی قرار می دهد که در آن، آشتی امکانپذیر نخواهد بود».

به نظر می رسد که واشنگتن برای جلوگیری از کشتار افراد غیر نظامی، در حال کاهش حمایت خود از سعودی هاست. ند پرایس، سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا، تصریح کرده است که آمریکا «آماده تعدیل کمک خود می شود تا فعالیت سعودی ها در راستای اصول، ارزش ها و منافع آمریکا باشد». جان کری برای آتش بس اخیر، تلاش زیادی کرد تا زمینه مذاکره و پایان جنگ فراهم شود.

بهتر آن بود که آمریکا دست از حمایت از جنگ می کشید. متاسفانه، واشنگتن نمی تواند کمک های قبلی خود را برگرداند. اما دولت اوباما حداقل می تواند ادعا کند که ریاض در پیگیری جهاد پادشاهی علیه مسلمانان هم کیش خود، تنهاست.

در حقیقت، تمایل عربستان سعودی به تهاجم به جای دفاع (ارسال نیروهای خود به کشور همسایه بحرین برای سرکوب تظاهرات اکثریت جمعیت شیعه و طرفداران دموکراسی، کمک به داعش و دیگر گروه های افراطی برای سرنگونی اسد در سوریه و در حال حاضر، بمباران یمن برای تحمیل اولویت های ریاض بر یمن) بایستی کنگره را به تجدید نظر در فروش تسلیحات ترغیب کند. یقینا، ارسال سلاح های دیگر، نباید انجام گیرد تا اینکه مبادا آمریکا به سرکوب و کشتار دامن زند. دولت آمریکا با پشتیبانی از جنگ عربستان سعودی علیه یمن، با شیطان وارد معامله شده است. یمن هیچ تهدیدی علیه آمریکا نبود و ذره ای حمایت آمریکا از تهاجم دیکتاتوری سرکوبگر و مذهبی علیه همسایه ای فقیر، را توجیه نمی کند.

در نتیجه ی حمایت واشنگتن از ظلم سعودی ها، یمن به شدت زیر شکنجه بوده است. تقریبا 10هزار نفر، ازجمله چهار هزار و صد نفر کشته شده اند، 3.2 میلیون نفر آواره شده اند (12 درصد جمعیت یمن)، پایتخت دچار طاعون (بصورت وبا) شده و قحطی در راه است؛ به طوری که، طبق برنامه جهانی غذا در سازمان ملل متحد، بیش از نیمی از جمعیت یمن «امنیت غذایی ندارند». از هر 10 نفر، هشت نفر به نوعی نیازمند کمک خارجی هستند. ژان ماری گیهنو، رئیس گروه بین المللی بحران، یمن را «یکی از بدترین شرایط اضطراری انسانی در خاورمیانه» قلمداد می کند. با این وجود، پادشاهان عربستان سعودی که در خانه اشرافی لوکس خود در امنیت هستند، با کمک آمریکا بر سر یمن بمب می ریزند. اما پاسخ دولت آمریکا به این اوضاع چیست؟ « نگرانی عمیق».

احتمال دارد که جنگ یمن سال ها طول بکشد. رئیس جمهور آمریکا بایستی به مشارکت آمریکا در این جنگ پایان دهد. اگر وی برای جان افراد بی گناه اهمیتی قائل نیست، به میراث خود نظر بیفکند. و اگر تفاوتی نکرد، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آینده آمریکا، باید به عنوان یکی از اولین اقدامات خود، آمریکا را از این جنگ کنار بکشد. حداقل جرج دبلیو بوش می توانست ادعا کند که تهاجم نامشروع وی به عراق، هدف امنیتی و بشردوستانه داشت، اما هیچ عذری از آمریکا در کمک به خونریزی سعودی ها در یمن، پذیرفته نیست.

منبع:

Bandow, Doug. President-Elect Trump: End U.S. Support for Saudi Arabia’s Barbaric War against Yemen. 11 11, 2016. http://www.huffingtonpost.com/doug-bandow/president-elect-trump-end_b_12911720.html (accessed 11 13, 2016).

نقد و نظر

چاپ چنین مقاله تندی علیه سیاست های آمریکا و سعودی در یمن از هافینگتن پست عجیب است. آنقدر حمایت آمریکا از عربستان در جنگ یمن برای نویسنده سنگین است که بلافاصله بعد از پیروزی ترامپ در انتخابات از وی می‌خواهد که از این حمایت جلوگیری کند. جای چنین مقالاتی در روزنامه‌های کشورمان در مورد جنگ یمن خالی است. در صورتی که بر میزان چنین مقالاتی در غرب و به ویژه آمریکا افزوده شود یقینا بر افکار عمومی اثر خواهد گذاشت و دولت آمریکا مجبور خواهد شد از این حمایت ها دست بردارد. درست است که بسیاری از کشورهای اسلامی بخاطر ملاحظات روابط خود با عربستان در این باره سکوت کرده اند و بعید است که در صورت ادامه این جنایات از خود عکس العملی نشان دهند، ولی این تجربه از جنگ بوسنی برای ما وجود دارد که موج تبلیغاتی برای کمک‌های مردمی می‌تواند فشارهای سیاسی بر دولت مهاجم وارد کند و افکار عمومی دیگر کشورها را نیز بسیج  نماید. لازم است اخبار جنایات جنگ در یمن در رسانه ها بیشتر گفته شود و برنامه ای برای دریافت کمک‌های مردمی بویژه در نمازهای جمعه طراحی گردد. این اقدام می‌تواند بطور همزمان در عراق، لبنان، پاکستان (شیعیان) و حتی دمشق اجرا گردد تا افکار عمومی بیشتری در غرب و در اروپا و آمریکا تحت تاثیر قرار گیرد و فشارهایی به دولت های حامی عربستان آورده شود.

عبدالرضا فرجی راد