این امر حکمرانی و حکومت کردن را نیز متاثر کرده است. در چنین شرایطی و با روند رو به افزایش ارتباطات افقی در جامعه، کشورها به سوی جوامع شبکه ای با شاخصه های وابستگی متقابل، جهت یافتند.

حکمرانی شبکه ای ، سیاست را به عنوان نتیجه فرآیند اداره کردن می داند که دیگر کاملا توسط حکومت صورت نمی پذیرد. زیرا فرض خود را بر پیچیدگی و دشواری مسائل و حل آنها قرار داده است. در اینجا سیاستگذاری از طریق شکل های تعاملی اداره کردن، انجام می شود که بازیگران بسیاری را از حوزه های مختلف در بر می گیرد.

اتکای این مفهوم جدید بر مذاکره و تعامل بیشتر میان بازیگران مختلف است. تعاملات آنها به نحوی افزایش یافته که یک الگوی نسبتا پایدار سیاستگذاری و هماهنگی را به وجود آورده است.

البته حکمرانی شبکه ای با چالش هایی از جمله دمکراتیک بودن، پاسخگویی ، مسئله یادگیری و حافظه سازمانی و مدیریت شبکه ها روبروست.

هر چند معرفی رویکردهای جدیدی مانند فراحکمرانی و همچنین بهره گیری از استراتژی های ترکیبی هدایتگری و خود تنظیم شوندگی، نحوه مقابله با این چالش ها را مورد بحث قرار داده است.

فراحکمرانی به طور ویژه بر اقدامات و رویه هایی تاکید می کند که تاثیرات دولت و فرآیندهای دستور – کنترل را در فضای حکمرانی تضمین کرده و تعاملات دیالکتیک میان شبکه های خود سازمانگر و ساختارهای سلسله مراتبی جای گرفته در آنها را برقرار می کند.

البته برخی از انتقادات به رویکرد شبکه ای هنوز با پاسخ جامعی روبرو نشده است؛ از جمله این سوال که «چه نوع شبکه ای در چه شرایطی و با کدام خروجی سیاستی بروز خواهند یافت؟»

با این حال امروزه حکمرانی شبکه ای به عنوان یک الگوی جدید حکمرانی در کنار الگوهای سابق حکمرانی مورد توجه است و در راستای اعمال و بهینه سازی آن در سطوح حکومتداری و آکادمیک تلاش های گسترده ای صورت می گیرد.

متن کامل گزارش دفتر مطالعات بنیادین حکومتی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی را می‌توانید از این لینک دریافت کنید.