پیروز ایزدی[1]

یکی از نشانه‌های بارز این تغییر جهت‌گیری، حمایت ترامپ از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و تضعیف و حتی فروپاشی این اتحادیه است، در حالی که طی 60 سال گذشته، ایالات متحده همواره از حامیان اصلی وحدت و همگرایی در اروپا بوده است.

از سوی دیگر، ترامپ با به زیر سوال بردن عملکرد ناتو، در اولویت قرار دادن منافع آمریکا و انتقاد از اروپا برای برعهده‌نگرفتن مسئولیت دفاع از خود، رد پیمان‌های چندجانبه تجاری و تمایل به برقراری روابط دوجانبه و هواداری از سیاست های اقتصادی حمایت‌گرایانه و نیز طرح چشم‌انداز همکاری با روسیه در مبارزه با تروریسم و در ازای آن رفع تحریم‌ها علیه آن کشور، اروپا را در شرایطی قرار داده که ناچار خواهد بود به انتخاب‌های دشواری دست بزند.

این نوشتار قصد دارد به بررسی چالش‌ها و مشکلاتی بپردازد که در صورت عملی شدن برنامه‌های ترامپ متوجه اروپا خواهد بود و همچنین آسیب‌هایی را ارزیابی کند که از این رهگذر اروپا را تهدید خواهد کرد.

ترامپ و امنیت اروپا

ترامپ که با شعار «آمریکا، نخست» وارد مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری در آمریکا شد، بارها قصد خود را مبنی بر در اولویت قرار گرفتن منافع و مصالح آمریکا و کاستن از تعهدات و هزینه‌های آمریکا در مواردی اعلام کرده است که منافع حیاتی آمریکا با تهدیدی جدی مواجه نمی‌شود. در این راستا، ترامپ به ویژه از «سواری رایگان» متحدان آمریکا انتقاد کرده است.

پیامد این رویکرد جدید در سیاست خارجی آمریکا این است که ایده اتحادیه دفاعی اروپا که سابقه آن به دهه 1950 میلادی برمی‌گردد و هرگز تاکنون جامه عمل به خود نپوشیده، بار دیگر احیا شود. با توجه به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، چنین اتحادیه‌ای باید بر محور فرانسه-آلمان شکل گیرد، اما شکل‌گیری آن مستلزم مقابله با چالش‌های فراوانی از جمله عدم تمایل کشورها به از دست دادن حاکمیت خود در زمینه امور دفاعی، افزایش چشمگیر بودجه دفاعی و سرمایه‌گذاری‌های کلان برای ارتقای توانمندی‌های نظامی است. این امر در شرایطی که اکثر اقتصادهای اروپایی از رکود بیرون نیامده‌اند، می‌تواند فشار عظیمی را بر منابع مالی آنها وارد آورد.

سیاست های حمایتی ترامپ و مناسبات اقتصادی فراآتلانتیکی

مخالفت ترامپ با پیمان‌های تجاری چندجانبه که به خروج آمریکا از پیمان ترانس پاسیفیک (TTP) در همان روزهای نخست ریاست جمهوری ترامپ منجر شد و تمایل او به عقد پیمان‌های تجاری دوجانبه، علاوه بر اینکه طرح پیمان تجاری و سرمایه‌گذاری ترانس‌آتلانتیک (TTIP) را به بایگانی تاریخ خواهد سپرد، سبب خواهد شد تا در نتیجه سیاست‌های حمایت‌گرایانه اقتصادی ترامپ و افزایش تعرفه‌ها و موانع گمرکی، صادرات کشورهای اروپایی به آمریکا لطمه شدیدی ببیند که این امر در مورد اقتصاد صادرات محوری مانند آلمان تأثیراتی بسیار منفی برجا خواهد گذاشت.

طبق آمارهای موجود، در سال 2015، حجم صادرات آلمان به ایالات متحده به 114 میلیارد دلار بالغ شد و هرگونه کاهش در این میزان می‌تواند به اقتصاد این کشور لطمه وارد سازد.

از سوی دیگر، با توجه به سیاست‌های اقتصادی ترامپ مبنی بر کاهش مالیات‌ها و افزایش هزینه‌های عمومی و سرمایه‌گذاری روی زیرساخت‌ها، انتظار می‌رود که اقتصاد آمریکا با افزایش نرخ تورم و به تبع آن افزایش نرخ بهره و تقویت ارزش دلار مواجه شود که این امر می‌تواند تأثیرات نامطلوبی بر بازارهای مالی جهانی داشته باشد و از این رهگذر با افزایش بدهی های کشورهای اروپایی به اقتصاد آنها آسیب بزند. با این حال، در این میان به نظر می‌رسد بریتانیا که در حال خروج از اتحادیه اروپا است – امری که مورد حمایت ترامپ نیز واقع شده –  و در پی شرکای اقتصادی و تجاری دیگری است، بتواند در حوزه اقتصاد نیز با آمریکا روابط ویژه‌ای برقرار سازد.

ترامپ و تضعیف اتحادیه اروپا

بر خلاف سیاست خارجی آمریکا در قبال اروپا در طول بیش از 60 سال گذشته که مبتنی بر تقویت همگرایی در اروپا بوده است، ترامپ با انتقاد از این اتحادیه، آن را وسیله‌ای برای پیشبرد منافع اقتصادی آلمان تلقی کرده است و مواضعی همدلانه با احزاب راستگرای افراطی در اروپا از جمله حزب جبهه ملی در فرانسه اتخاذ کرده که با سیاست‌های اتحادیه اروپا مخالف هستند.

به نظر می رسد که برداشت ترامپ از اتحادیه اروپا بر این باور استوار است که وجود این اتحادیه سبب تضعیف اقتصاد آمریکا می‌شود. کسری تراز تجاری آمریکا با اتحادیه که در سال 2014 به 91 میلیارد دلار بالغ شد، یکی از دلایلی است که ترامپ با استناد به آن روابط تجاری با اتحادیه را به ضرر آمریکا می‌داند. از سوی دیگر، ترامپ با مصوبات کنفرانس تغییرات آب و هوایی به مخالفت برخاسته و این امر بر نگرانی‌های محیط زیستی کشورهای اروپایی افزوده است.

ترامپ و رفع تحریم‌های روسیه

دیدگاه مثبت ترامپ به روسیه و تأکید او بر ضرورت همکاری با این کشور برای مقابله با تروریسم و به ویژه گروه داعش و طرح دورنمای کاهش و رفع تحریم‌های روسیه که به دنبال بحران اوکراین و ضمیمه شدن شبه جزیره کریمه به روسیه از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا وضع شده بود، از جمله دیگر نگرانی‌های اروپاییان است.

عدم حمایت ترامپ از تداوم تحریم‌ها می‌تواند اجماعی را که در اتحادیه اروپا در این زمینه وجود داشت، تضعیف کند و کشورهایی مانند مجارستان، اتریش و ایتالیا را به سمت رفع تحریم‌ها سوق دهد و در نتیجه به تشتت و تفرقه در اتحادیه دامن بزند.

برداشتی که از تهدید امنیتی روسیه در اروپا وجود دارد که به ویژه از نظر آنها در درجه نخست، متوجه کشورهای حوزه بالتیک است و پیش‌بینی‌ناپذیری ترامپ و تردید در تمایل او به حفظ امنیت اروپا، دولت‌های اروپایی را بسیار مضطرب ساخته است.

پیامدهای اختلاف در جبهه غرب برای برجام

پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود، عبارت از این است که با توجه به اینکه ترامپ برجام را زیر سئوال برده است و در مقابل کشورهای اروپایی از آن حمایت کرده‌اند، در صورت نقض آن از سوی ترامپ، اروپا چه واکنشی از خود نشان خواهد داد؟ آیا مجبور به دنباله‌روی از آمریکا خواهد بود یا اینکه می‌تواند در برابر این اقدام آمریکا ایستادگی کند و به گسترش و توسعه روابط تجاری و اقتصادی خود با ایران ادامه دهد؟

پاسخ به این پرسش، با توجه به وابستگی متقابل اقتصادهای اروپا و آمریکا و این واقعیت که اروپا با توجه به حجم مبادلات تجاری و مالی خود با آمریکا و درهم تنیدگی بازارهای مالی در دو سوی آتلانتیک، در صورتی که در شرایط انتخاب قرار گیرد، هرگز قادر نخواهد بود از منافع اقتصادی حاصله از مراودات با آمریکا دست بکشد، تا حدود زیادی روشن است.

در چنین صورتی روابط تجاری و اقتصادی اروپا با ایران موانع جدی‌تر از آنچه اکنون وجود دارد، مواجه خواهد شد. با این حال، در صورتی که ترامپ با اقدامات خود منافع راهبردی اروپا را با تهدیدات جدی مواجه سازد، آنگاه این امکان وجود خواهد داشت که اروپا به شکل جدی‌تری برای مقابله با اقدام ترامپ در زمینه نقض برجام، راهکارهایی بیندیشد تا ضمن تداوم مناسبات تجاری و اقتصادی خود با ایران، از وارد آمدن ضرر و زیان به نهادهای اقتصادی و بانکی خود جلوگیری کند.

نتیجه گیری

با روی کار آمدن ترامپ در ایالات متحده، موجی از نگرانی در اروپا از سیاست‌های اعلام شده از جانب او و نیز پیش‌بینی‌ناپذیری رفتارهایش پدید آمده است. در واقع، در این مقطع جدید از سیاست جهانی، اروپائیان بیش از هر زمان دیگری از جنگ جهانی دوم بدین سو، احساس خطر و ناامنی می‌کنند.

امروزه اروپا با بحران‌های مهاجران، برگزیت، اوکراین، تروریسم، اقتصادی، پوپولیسم و جمعیت‌شناختی روبروست که اینها هر چند ماهیتاً از یکدیگر متفاوتند، اما مقوم یکدیگر هستند و موجودیت اتحادیه اروپا را با تهدیدات جدی مواجه ساخته‌اند.

در چنین شرایطی، وجود رئیس جمهوری در کاخ سفید که دیدگاهی منفی به اتحادیه اروپا دارد، می‌تواند وضعیت را برای اروپائیان از منظر سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی بسیار پیچیده‌تر کند.

* در این لینک می‌توانید به متن پی دی اف این تحلیل دسترسی پیدا کنید.

[1]  پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک