عبدالباری عطوان در مقاله‌ای که در رای الیوم منتشر شد، نوشت: اعتراف می‌کنیم دچار سرگیجه شدیم در حالی که رقم های قردادهای عظیم تسلیحاتی، نظامی و سرمایه گذاری را پیگیری می کردیم که میان مسئولان عربستان سعودی و آمریکایی در جریان روز نخست سفر رئیس جمهور دونالد ترامپ به ریاض، پایتخت عربستان امضا شد و این سرگیجه به سردرد مزمن و کشنده ای تبدیل شد، پس از اینکه به آنچه در کنفرانس مطبوعاتی مشترک عادل الجبیر وزیر امور خارجه سعودی با همتای آمریکایی او رکس تلیرسون گفته شد، گوش دادیم؛ به ویژه قسمت های مربوط به «دیدگاه راهبردی» مشترک میان دو کشور در منطقه و بندهای مربوط به ایران، یمن و سوریه.

چنانچه با قراردادهای نظامی آغاز کنیم که ارزش آن بر ۴۶٠ ملیارد دلار بالغ شد؛ از جمله بند فوری تحویل تسلیحات به ارزش حدود ١١٠ میلیارد دلار که شامل سامانه ضد موشکی «تاد» و سکوهای دریایی، مهمات و بمب های هوشمند و مابقی مبلغ ٣۵٠ میلیارد دلار است؛ بنابراین در می یابیم تحویل آن در مدت 10 سال آینده خواهد بود این به جز قراردادها و سرمایه گذاری های مالی عربستان در طرح های زیر ساختی آمریکا است.

این در واقع سفری تاریخی است و قراردادهای آن «ابر تاریخی» و نیز بی سابقه است. چنانچه تمام این قراردادهای نظامی و رقم های آن برتری نظامی برای عربستان سعودی در منطقه خاورمیانه ایجاد نمی کند و انحصار و احتکار آن را از سوی اسرائیل خدشه دار نمی کند؛ بنابراین معنای آن این است که این تسلیحات کمتر تاثیر گذار و فاقدکارآیی و مشخصات فنی پیشرفته است و دربردارنده جنگنده های «اف ٣۵» نیست که اسرائیل چند سال قبل به آن دست یافت.

این که اسرائیل از نظر نظامی برتری خود را با وجود این رقم های نجومی حفظ کند یعنی این قراردادها و تجهیزات نظامی که قرار است در اختیار عربستان قرار داده شوند نه امروز و نه پس از 10 سال برای آزادسازی مسجد الاقصی و شهر قدس نیست، بلکه برای مبارزه با کشورهایی کمتر پیشرفته در زمینه دفاعی مانند یمن و چه بسا عراق و نیز سوریه است.

صحبت از ایران شد و در اینجا ما برای رمز گشایی «دیدگاه راهبردی» گفته شده تلاش می کنیم. تمام کنفرانس مطبوعاتی صرف رویارویی نظامی، شروط و خواسته های «غیرعملی» و تحقیرآمیز شد در حالی که جبیر بسیار نسبت به آنچه مربوط به دولت اشغالگر بود، محبت داشت و سخنان او در این باره به یک عبارت محدود شد «با آمریکا به فعالیت برای محقق ساختن صلح میان اسرائیلی ها و فلسطینی ادامه می دهیم» به عبارتی وی درباره این قضیه به گونه ای صحبت می کرد که گویی وی در آمریکای جنوبی یا دریای کارائیب است و به هیچ عنوان خواستار پایان دادن به اشغالگری و عقب نشینی اسرائیل نشد، چرا که چنین کلماتی در واژه نامه او ممنوع بود و یافت نمی شود.

مسئله خطرناک تری که در اظهارات جبیر وجود داشت و هدف اصلی «دیدگاه راهبردی» گفته شده را روشن می کند این گفته او است که «ایران بزرگ ترین سازمان ترویستی را در منطقه تاسیس کرد و آن «حزب الله» است در کنار حمایتش از گروه های تروریستی مانند «القاعده» و «طالبان» و این کشور باید این شبکه های تررویستی را پیش از هرگونه گفتگویی با این کشور منحل کند.»

منظور او از این سخنان «حزب الله» است و اما «القاعده» و «طالبان» در این راستا به میان کشیده شدند. زیرا عربستان سعودی از طالبان حمایت کرد و آن و دولتش را به رسمیت شناخت و سفارتی در دوحه با استقبال آمریکا برای نظارت بر گفتگو میان نمایندگان این جنبش و نمایندگان کاخ سفید وجود دارد.

«دیدگاه راهبردی» عربستان سعودی و آمریکا آنگونه که ما آن را متوجه می شویم از میان بردن هرگونه خطری است که ممکن است اسرائیل را تهدید کند و به ویژه «حزب الله» و شاید دو جنبش «حماس» و «جهاد اسلامی» و سایر جنبش های مقاومت است و تسلیحاتی که عربستان سعودی به آن دست خواهد یافت برای محقق ساختن این هدف می باشد. از این رو برای ما دعوت از سعد الحریری نخست وزیر لبنان که دشمن «حزب الله» است و نه رئیس جمهور، میشل عون برای حضور در نشست سران کشورهای عربی و اسلامی ملامت آمیز نبود نشستی که در آن رئیس جمهور ترامپ شرکت خواهد کرد.

پیش روی ما عهد و پیمانی است که برای تعیین اهداف ناتوی عربی اسلامی در حال شکل گیری است ناتویی که رهبری عربستان سعودی می خواهد آن را با درخواست آمریکا ایجاد کند و آن [این پیمان] مبارزه با ایران و «حزب الله» و شعله ور کردن جنگ [علیه] شیعه در منطقه و جهان اسلام است، کاملا همانگونه که ائتلاف ناتوی غربی برای مبارزه با کمونیسم و متحدانش تاسیس شد و بعید نمی دانیم این پیمان جدید و قابل پیش بینی دربردارنده متنی صریح برای پیوستن اسرائیل و شاید رهبران آن به این ائتلاف اسلامی عربی باشد که روز به روز نشانه های آن در حال آشکار شدن است.

«دولت اسلامی» یعنی داعش و جبهه النصره هدف ائتلاف ناتوی عربی جدید نیست، زیرا از میان بردن آن ها نیازمند بستن قرارداد هایی به ارزش بیش از ۵٠٠ میلیارد دلار نیست؛ زیرا این دو موشک و جنگنده در اختیار ندارند و نه قایق یا زیردریایی. همچنین جنگ با اسرائیل از هدف های اعلام شده اش نیست حداقل تاکنون نبوده است. این ائتلاف که هسته شراکت راهبردی آمریکا و عربستان سعودی خواهد بود برای جنگ علیه ایران و عراق، سوریه و شاید علیه روسیه در صورت لزوم است چنانچه درگیری میان دو ابر قدرت در سوریه و دیگر مکان ها اتفاق افتد. به عبارت دیگر [این ائتلاف] به معنای کنار گذاشتن «اسرائیل هراسی» و آغاز برخورد با آن به عنوان دولتی دوست و متحد است. از این رو با حسرت و احساس خفگی و درد می گوییم عادی سازی روابط و در بالاترین سرعت نزدیک است.

ثروت های عربستان سعودی در خدمت طرح هایی به کار گرفته می شود که هدف از آن فراهم کردن حمایت و ثبات برای اسرائیل برای دهه های آینده است و مبارزه با طرفی است که شمشیر دشمنی با آن [اسرائیل] را از نیام بر کشد و برای نجات اقتصاد آمریکا و محقق کردن وعده های انتخابات ترامپ به صورت سرمایه گذاری های عظیم در زیر ساخت های آمریکا و فراهم کردن شغل برای رای دهندگان سفید پوست او برای نجات محبوبیت مردمی متلاشی شده وی و مخالفت ملت آمریکا یا ۴٨ درصد آن ها با او و دولت وی است که رسوایی ها تومار آن را هم پیچده است.

این قیمومت جدید آمریکا بر شبه جزیره عرب است و به گروگان گرفتن ثروت های این کشور در روی زمین و زیر زمین برای دهه های آینده به منظور تامین مالی این قیمومت است، لحظه فاجعه آمیزی است که نه تنها نگران کننده است، بلکه برای آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد وحشت ایجاد می کند.

منبع: اداره کل رسانه‌های خارجی