دکتر ام.دی موداسر کومار در تحلیلی که در وب سایت موسسه تحلیل و مطالعات دفاعی مانوهار پاریکار-هند منتشر شد، نوشت: تشخیص این مسئله که آمریکا دیگر تنها ابرقدرت نیست، بسیاری از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا را به سمت مشارکت نزدیکتر با قدرت‌های نوظهور و اقتصادهای در حال رشد سوق داده است. با این وجود، سفر رئیس جمهور چین به عربستان سوالات مهمی را در مورد وضعیت روابط پکن و ریاض، سیاست چین در قبال خلیج(فارس) و منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و پیامدهای آن برای سیاست جهانی مطرح می‌کند.

در این سفر نشست‌هایی میان چین و عربستان، چین و کشورهای شورای همکاری خلیج(فارس) و سران چین و کشورهای عربی برگزار شد. اجلاس چین – شورای همکاری و اجلاس سران چین و کشورهای عربی بر تمایل عربستان برای تقویت همکاری چین با شورای همکاری و کشورهای عربی تاکید کرد. نشست‌ سران که شامل بحث‌هایی در مورد مشارکت‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی بود، نیز بر تمایل پکن برای افزایش تعامل محتاطانه با مسائل منطقه‌ای در منطقه خاومیانه و شمال آفریقا تاکید داشت. در عین حال، همکاری‌های اقتصادی از نکات برجسته دیدارهای سران و دستور کار اصلی این سفر بود.

مسائل اقتصادی

سفر جین‌پینگ و گفتگوهای دوجانبه بر تقویت همکاری‌های اقتصادی از طریق تعامل بیشتر در حوزه‌ها و بخش‌های مختلف متمرکز بود. یک نکته مهم این سفر، تاکید مجدد بر «هماهنگی» چشم‌انداز 2030 عربستان و ابتکار کمربند و جاده بود. دو طرف همچنین درباره افزایش همکاری‌ها در بخش‌های اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی و معدن  و سرمایه گذاری مشترک در خاورمیانه و آفریقا در زمینه‌های مختلف اقتصادی و توسعه‌ای مذاکره کردند.

مسائل منطقهای

تلاقی این سفر با نشست سران شورای همکاری و سران کشورهای عربی امری قابل توجه است. این موضوع بر برتری عربستان در سیاست منطقه‌ای و به رسمیت شناختن آن توسط چین تاکید داشت. پیش از این، چنین دیدارهایی با رهبران منطقه، عمدتاً به روسای جمهور آمریکا محدود بود.

از منظر چین، سازماندهی اجلاس‌ها از این جهت مهم بود که می‌تواند به تسهیل همکاری‌های بیشتر با منطقه خاومیانه و شمال آفریقا کمک کند. برای عربستان، این نه تنها نشانگر نفوذ منطقه‌ای، بلکه تاکیدی بود بر اجتناب‌ناپذیر بودن تعامل با ریاض برای همکاری‌های منطقه‌ای بیشتر، به دلایل ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک.

اهمیت ژئوپلیتیک

سفر شی جین‌پینگ بر برخی مسائل مهم ژئوپلیتیک منطقه‌ای و بین‌المللی نیز تاکید داشت. این سفر تاکیدی بر این بود که پکن روابطش با ریاض و تهران را متعادل می‌کند تا نشان‌دهنده بی‌طرفی چین در سیاست منطقه‌ای باشد. از منظر چین، عربستان و ایران، نه تنها به دلیل داشتن منابع انرژی بلکه به دلیل ارائه فرصت‌های ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک اهمیت دارند. با توجه به تنش‌ها و رقابت بین این دو کشور، برای چین امضای یک توافق شراکت راهبردی جامع با عربستان که همپای توافق شراکت راهبردی امضا شده با ایران باشد، امری اجتناب‌ناپذیر بود. در هر صورت، این نشان دهنده رویکرد چین در قبال منطقه‌ای است که در آن به دنبال تجارت، کسب نفوذ اقتصادی و دور ماندن از سیاست منطقه‌ای و تعهدات امنیتی است.

چین همچنان با تهران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای ارتباط دارد که می‌تواند بر تحولات خلیج‌فارس، غرب آسیا و شمال آفریقا و منطقه جنوب غربی آسیا تأثیر بگذارد. ابعاد، موقعیت جغرافیایی و اهمیت راهبردی، ایران را به یک بازیگر مهم منطقه‌ای با امکان همکاری در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی تبدیل کرده است. تداوم مشارکت چین با ایران تاکید می‌کند که پکن می‌خواهد فرصت‌های منطقه‌ای گسترده‌تری را بررسی کند و در عین حال با آمریکا در مورد ایران همکاری نمی‌کند. چین از احیای «برجام» به عنوان راهی برای حل مناقشه بر سر برنامه هسته‌ای ایران و در عین حال از ایده منع گسترش تسلیحات هسته‌ای حمایت می‌کند.

در عین حال، چین به عربستان به عنوان یک بازیگر مهم در منطقه خلیج فارس و خاومیانه و شمال آفریقا نگاه می‌کند. اهمیت عربستان ناشی از منابع انرژی و پتانسیل ژئواکونومیک این کشور است. امضای توافقنامه چین و عربستان نشانگر تمایل دو کشور برای استفاده از این پتانسیل‌ها است.

سفر شی جین پینگ همچنین پرسشی را درباره جایگاه عربستان در سیاست جهانی، به ویژه در بافت تنش‌های چین-آمریکا مطرح کرد. آمریکا سفر شی و نمایش رفتار گرم رهبران چین و عربستان را نشانه دور شدن ریاض از نظم منطقه‌ای و بین‌المللی تحت امر آمریکا می‌بیند. بدون شک ریاض روابط خارجی خود را متنوع کرده است اما همچنان به روابط راهبردی با آمریکا اهمیت می‌دهد.

نتیجه گیری

سفر شی بر مبنای تعاملات اقتصادی قوی بین چین و عربستان و به منظور تقویت روابط دوجانبه انجام شد. توافقات امضا شده در این سفر بر محوریت تعاملات اقتصادی تاکید دارد. امضای توافقنامه جامع راهبردی نشان دهنده چارچوبی جدید برای ارتقای روابط دوجانبه است. علاوه بر اهمیتی که چین برای عربستان به عنوان دروازه ورود به جهان عرب قائل است، اجلاس‌های سران چین – شورای همکاری و چین – کشورهای عربی، نشانگر اهمیت منطقه خلیج(فارس) و خاومیانه و شمال آفریقا در محاسبات راهبردی چین و اهمیت ریاض در شورای همکاری و سیاست‌های کشورهای عربی است.

در زمانی که تنش‌های ژئوپلیتیک چین-آمریکا به تدریج وارد الگوی جنگ سرد و روابط آمریکا-عربستان دچار تلاطم شده است، این سفر از اهمیتی ژئوپلیتیک برخوردار بود. بدون شک، در سال‌های اخیر عربستان روابط خارجی‌اش را گسترش داده اما این که گفته شود این نشانه پایان شراکت عربستان -آمریکا است، با توجه به تداوم منافع متقابل در زمینه‌های اقتصادی و امنیتی، ممکن است اغراق‌آمیز باشد.

در سطحی دیگر، این دیدار بر رویکرد چین برای تعامل با بازیگران متعدد در منطقه، از جمله ایران و عربستان تاکید دارد که نشان می‌دهد پکن آماده جانبداری در سیاست‌های منطقه‌ای نیست بلکه به دنبال گسترش ردپای اقتصادی و نفوذ ژئوپلیتیک است.