رئیس‌جمهور جدید که موردحمایت ترکیه است وعده می‌دهد که ازسرگیری مذاکرات عادی‌سازی روابط با صربستان را در دستور کار خود قرار دهد اما «آلبین کورتی» نخست‌وزیر کوزوو و رهبر جنبش خودمختاری که در انتخابات عمومی زودهنگام 14 فوریه در کوزوو به پیروزی رسید گفته است که چنین برنامه‌ای در دستور کار دولت او قرار ندارد. خانم سادریو خواستار گفتگو با هدف عادی‌سازی روابط با صربستان است اما هم‌زمان اعتقاد دارد بلگراد باید بابت جرائم جنگی که در سال‌های 1998 تا 1999 مرتکب شده عذرخواهی کند و افراد مسئول را تحت پیگرد قرار دهد. به اعتقاد او صلح تنها وقتی به دست می‌آید که ما شاهد پشیمانی و عذرخواهی از سوی صربستان و برقراری عدالت برای آن دسته از افرادی باشیم که از جرائم آن‌ها آسیب دیده‌اند.

او خود را نماینده جوانان کوزوویی می‌داند که از پارتی‌بازی و بی‌اثر بودن احزاب سنتی و قدیمی این کشور خسته شده‌اند. انتصاب او با انتقاد احزاب اپوزیسیون روبه‌رو شد. به اعتقاد احزاب اپوزیسیون انتخاب رئیس‌جمهوری، نخست‌وزیر و رئیس پارلمان همگی از یک حزب برای کشوری که دموکراسی شکننده‌ای دارد، مناسب نیست.

تحولات اخیر کوزوو درمجموع مورد تائید آمریکاست. اخیراً بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا با ارسال نامه‌ای انتخاب «آلبین کورتی» به سمت نخست‌وزیری کوزوو را تبریک گفته و نسبت به ادامه همکاری‌ها در جهت ساخت یک کوزووی دموکراتیک، چندملیتی، دارای سیادت و استقلال و برابر با سایر اعضای خانواده اروپایی- آمریکایی ابراز علاقه کرد. او با استقبال از برنامه‌های کورتی برای مبارزه و ریشه‌کنی فساد در این کشور و نیز تقویت قانون‌گرایی و بازسازی اقتصادی پس از شیوع کرونا ویروس خواستار تعهد سازنده کوزوو و بدون فوت وقت برای ازسرگیری مذاکرات عادی‌سازی روابط با صربستان شد و آن را برای آینده اروپایی این کشور مهم دانست.

اگرچه توافق صربستان با کوزوو برای عادی‌سازی روابط اقتصادی یک پیروزی دیپلماتیک برای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری سابق آمریکا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری این کشور محسوب می‌شد، اما عملاً نتیجه‌ای در پی نداشت. جو بایدن در میان مردم کوزوو به دلیل حمایتش از بمباران مواضع نیروهای صرب توسط ناتو در سال 1999 (که باهدف توقف کشتار و اخراج آلبانیایی‌ها انجام شد) از احترام زیادی برخوردار است. مردم کوزوو امیدوارند با آغاز ریاست جمهوری جو بایدن و کمک‌های او، راه برای عضویت این کشور کوچک بالکان در سازمان ملل متحد هموار شود. آن‌ها امیدوارند بایدن که سعی دارد از مسیرهای دیپلماتیک و گفتگوهای چندجانبه روابط مخدوش واشنگتن با متحدان کلیدی ناتو در اروپا را بهبود بخشد، فعالانه در راه عضویت کوزوو در سازمان ملل متحد قدم بردارد.

رهبران کوزوو در مسیر آینده خود با مشکلاتی روبه‌رو خواهند بود. در عرصه سیاست خارجی، روابط با صربستان همسایه خود همچنان در ابهام و همراه با بی‌اعتمادی است. صربستان اگرچه آمادگی خود را برای ورود به مذاکره با کوزوو تکرار می‌کند اما قاطعانه مدعی است، هرگز شانتاژ و تهدید را نمی‌پذیرد. صرب‌ها مدعی‌اند آن‌هایی که می‌گویند توافقنامه بروکسل در زمینه تشکیل اتحادیه شهرستان‌های صرب‌نشین شمال کوزوو را اجرا نخواهیم کرد، آن‌ها به گفتگو علاقه ندارند. با تشکیل دولت جدید کوزوو و قرار گرفتن تنها یک وزیر صرب در آن، هم دولت صربستان و هم صرب‌های کوزوو نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و آن را «پیامی بد» برای صرب‌های کوزوو از سوی دولت کوزوو می‌دانند. از طرف دیگر موضوعاتی نظیر شناسایی کوزوو از سوی صربستان، پذیرش جنایات ادعایی در کوزوو از طرف صربستان و به‌ویژه اجازه ندادن برای تشکیل اتحادیه شهرستان‌های صرب نشین در شمال کوزوو که در بروکسل موردتوافق قرارگرفته است، همچنان در ابهام است.

اهداف دیپلماسی صربستان به دو شعار محدود می‌شود: مخالفت با هرگونه شناسایی رسمی استقلال کوزوو و ادغام در اتحادیه اروپا. صربستان که در پی تضمین حقوق اقلیت صربی‌تبار کوزووست، استقلال کوزوو را به رسمیت نمی‌شناسد و در این سیاست، از حمایت روسیه برخوردار است. دو کشور همسایه امروزی، در سال‌های اخیر بارها با یکدیگر تنش داشته‌اند. تلاش مذاکره‌کنندگان اتحادیه اروپا و آمریکا برای برقراری مصالحه میان دو کشور باهدف عضویت کوزوو در سازمان‌های بین‌المللی به‌ویژه سازمان ملل تاکنون نتیجه‌ای در برنداشته است. دیپلماسی صربستان در جهت منصرف کردن دیگر کشورها از به رسمیت شناختن جدایی استان سابق خود فعال‌شده و متحدان نسبتا زیادی پیداکرده است. زیرا بسیاری از کشورها با ادعاهای آشکار و یا پنهان تجزیه‌طلبی روبه‌رو هستند و این باعث می‌شود تا تجزیه‌طلبی کوزوو با چشمی بد از سوی آنان نگریسته شود.

در ژئوپلیتیک اواخر قرن بیستم بدون تردید باید به بحران بالکان و اوضاع آن اشاره نمود که فصل نوینی را در عرصه ژئوپلیتیک قومی و روابط بین اقلیت‌ها و حکومت‌های مرکزی با خود به همراه داشت. شرایط حاکم بر شرق اروپا با نهضت همبستگی در لهستان در اواخر دهه هشتاد قرن گذشته شروع شد و با فروپاشی دیوار برلین و تحولات سیاسی که در این بخش از اروپا رخ داد، به اوج خود رسید. مسائل بالکان که در جغرافیای سیاسی از آن به‌عنوان «بالکانیزاسیون» یاد شده و با کوزوو مرتبط می‌شود، در ابتدا نظیر دیگر مسائل یوگسلاوی سابق موضوعی داخلی بود و بعدها به یک بحران بین‌المللی تبدیل شد. تا آنجا که برای اولین بار نقش ناتو را به‌عنوان یک ابزار نظامی فعال جنگی وارد عرصه کرد و بزرگ‌ترین عملیات جنگی این نیرو را بعد از جنگ جهانی دوم باعث گردید.

بحران کوزوو از یک‌سو برای یوگسلاوی به‌عنوان یک مسئله داخلی مطرح است و از سوی دیگر دارای ابعاد ژئوپلیتیک برای تمام اروپاست. آنچه باعث شده است اروپائیان در این منطقه دخالت مستقیم کنند، بعد اروپایی بحران کوزوو است. کوزوو از دیرباز قسمتی از صربستان بوده و پس از حکومت پانصدساله عثمانی‌ها بر بالکان، در جنگ اول بالکان در سال 1912 مجدداً به صربستان پیوست. بعد از جنگ جهانی دوم هم کوزوو به‌عنوان یک استان خودمختار از جمهوری صربستان که خودش قسمتی از کشور سوسیالیستی یوگسلاوی شناخته می‌شد، بود. با فروپاشی و کوچک شدن یوگسلاوی در 1991، کوزوو هم قصد استقلال داشت که از سوی یوگسلاوی و شخص اسلوبودان میلوشویچ رئیس‌جمهوری پیشین یوگسلاوی به‌شدت سرکوب شد.

استقلال کوزوو در سال 2008 زمانی به‌طور یک‌جانبه اعلام شد که ناتو با بمباران صربستان، به سرکوب جدایی‌طلبان به دست دولت اسلوبودان میلوشویچ پایان داد؛ اما اعلام استقلال نزد بسیاری از دولت‌ها هنوز به رسمیت شناخته‌نشده است. بیش از یک‌صد کشور استقلال کوزوو را به رسمیت شناخته‌اند اما صربستان، روسیه و چین (متحدان سنتی صربستان) و پنج کشور اتحادیه اروپا همچون اسپانیا، اسلواکی، رومانی، یونان و قبرس استقلال کوزوو را به رسمیت نشناخته‌اند. روسیه و چین از متحدان سنتی صربستان راه عضویت کوزوو در سازمان ملل متحد را عملاً مسدود کرده‌اند.