شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خلیج فارس به عنوان یکی از حساسترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان، عرصهای برای رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای است که در آن، امنیت و منافع ملی بازیگران در اولویت قرار دارد. این منطقه، به دلیل ذخایر عظیم انرژی و نقش کلیدی در تجارت جهانی نفت و گاز، از اهمیت راهبردی برخوردار است، اما تهدیداتی مانند مسائل زیستمحیطی، قاچاق و مخاطرات امنیت انرژی، پیچیدگیهای جدیدی به معادلات امنیتی آن افزوده است. ایران، با طولانیترین خط ساحلی در خلیج فارس و موقعیت جغرافیایی راهبردی، ناچار است در محیطی پرتنش، که بازیگران فرامنطقهای همچون ایالات متحده نقش مخرب در آن ایفا می کنند، از منافع خود حفاظت کند. در این چارچوب، همکاری در برخی حوزهها به مثابه ابزاری برای کاهش تهدیدات و تقویت جایگاهمان در توازن قوای منطقهای قابل توجه و پیگیری میباشد.
عارف دهقاندار- پژوهشگر امنیت بینالملل
تحولات اخیر ژئوپلیتیکی، بهویژه تغییر رویکرد رهبران کنونی کشورهای حاشیه خلیج فارس که اکنون بر توسعه اقتصادی و تنشزدایی متمرکز شدهاند، فرصتهایی را برای ایران فراهم کرده است تا از این فضا برای پیشبرد منافع خود بهره ببرد.
یکی از محورهای اصلی در تامین امنیت این منطقه، همکاری در مسائل زیستمحیطی و مبارزه با قاچاق هستند که به طور مستقیم بر امنیت ملی و اقتصادی ایران تأثیر میگذارند. آلودگی نفتی، کاهش منابع آبزی و تغییرات اقلیمی در خلیج فارس، تهدیداتی هستند که پایداری منطقه را به خطر میاندازند، در حالی که قاچاق کالا، مواد مخدر و انسان، امنیت مرزهای دریایی را تضعیف میکند. ایران میتواند با پیشنهاد چارچوبهای منطقهای برای پایش زیستمحیطی و ایجاد گشتهای مشترک ضدقاچاق، ابتکار عمل را در دست گیرد. در عین حال، تغییر رویکرد کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی، که تحت رهبری کنونی به دنبال تنوع اقتصادی و کاهش وابستگی به نفت است، میتواند زمینهساز همکاریهایی در این حوزهها باشد. برخی از این کشورها، برخلاف دوره اول ترامپ که در کمپینهای فشار حداکثری علیه ایران مشارکت داشتند، اکنون تمایل کمتری به ماجراجوییهای ژئوپلیتیکی علیه ایران نشان میدهند. این فضا میتواند برای ایران فرصتی باشد تا با پیشنهاد پروژههای مشترک، ضمن کاهش تهدیدات، فضا را برای همکاریهای منطقهای در خلیج فارس مهیا نماید.
امنیت انرژی، به عنوان ستون اصلی منافع ملی ایران و دیگر کشورهای منطقه، در مرکز هر راهبرد دریایی قرار دارد. خلیج فارس و تنگه هرمز، شریان حیاتی انتقال انرژی به بازارهای جهانی هستند و هرگونه اختلال در این مسیر، توازن قدرت منطقهای و جهانی را متأثر میسازد. ایران، به عنوان یکی از قدرت های منطقهای در شمال خلیج فارس، میتواند با کشورهای همسایه برای حفاظت از مسیرهای دریایی و تأسیسات نفتی در برابر تهدیدات احتمالی از جمله دزدی دریایی همکاری کند.
همچنین میتوان از الگوی تعامل بازیگرانی همچون استرالیا و کشورهای عضو آسهآن برای تقویت توانمندیهای خود در امنیت دریایی بهره برد. قابل توجه است که کشورهای آسه آن با وجود اختلافاتی که با استرالیا در مسائل راهبردی مانند مناقشه دریای چین جنوبی دارند و حتی در درون آسهآن شاهد اختلاف نظرهایی نسبت به نوع مواجهه با استرالیا هستیم، اما بر امنیت تجارت دریایی تأکید دارند. استرالیا، با تجربه در مدیریت امنیت دریایی در منطقه هند-پاسیفیک و تمرکز بر تهدیداتی مانند تغییرات اقلیمی و صید غیرقانونی، در سالهای اخیر تلاش داشته که منبعی برای تبادل فناوری و دانش باشد. آسهآن به عنوان یک سازمان منطقهای، الگویی از همکاری در حوزههای مختلف ارائه میدهد که میتواند برای طراحی مکانیسمهای مشابه در خلیج فارس مورد بررسی قرار گیرد. البته باید توجه داشت تفاوتهای ژئوپلیتیکی و تاریخی در منطقه ی خلیج فارس در طرحی الگوی جدید می بایست مد نظر قرار بگیرد. پیگیری ایجاد چنین الگویی در شرایطی که مناسبات جهانی و منطقهای در حال تحول است، میتواند موجب کاهش فشارهای بینالمللی و تقویت جایگاه ایران در منطقه گردد.
در نهایت باید گفت، پیگیری راهکار فوق در خلیج فارس، فرصتی برای ایران است تا در یک محیط رقابتی و متغیر، منافع ملی خود را تأمین کند. ایجاد مکانیسمهای جمعی برای همکاری در حوزههای زیستمحیطی، مبارزه با قاچاق و تامین امنیت انرژی میتواند به کاهش تهدیدات و تقویت همگرایی منطقهای منجر شود. تحولات ژئوپلیتیکی، از جمله تغییر رویکرد رهبران کنونی کشورهای حاشیه خلیج فارس به سوی توسعه و تنشزدایی، و همچنین فاصلهگیری از سیاستهای ماجراجویانه گذشته در سطح بینالمللی، فضایی برای برخی همکاریها فراهم کرده است که میتوان از این فرصت بهره برد .
0 Comments