جلال درخشه کارشناس مسائل سیاسی و عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق(ع) در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی اظهار داشت: با توجه به فشارهای سنگین سیاسی که در کشور مصر و عموم کشورهای منطقه به اخوان المسلمین وارد شده است؛ اوضاع سیاسی به نفع این جنبش پیش نمی رود و آنها تلاش می کنند در یک دوره خود را بازیابی کنند و پیکره خود را از شوک سیاسی که به آن وارد شده خارج کنند.

آنچه در ادامه می خوانید متن کامل این گفتگوست.

پرسش: امروز اخوان المسلمین با چه تحولاتی دست و پنجه نرم می‌کند؟

تاریخ تحولات اخوان المسلمین، تاریخ قابل توجهی است. یکی از نقاط بسیار مهم و عطف حیات سیاسی  اخوان المسلمین، به حضور جدی این گروه در قیام های سال 2011 در شمال آفریقا، به ویژه در کشور مصر، تونس و لیبی مربوط می شود که سعی کردند  نقش خود را به صورت سیاسی به نمایش بگذارند. اما به دلایل متعدد نتوانستند به صورت موفقیت آمیز عمل کنند وبه نظر می رسد در حال حاضر با نوعی فرورفتگی فکری و سیاسی روبرو هستند. شوکی که بعد از کودتا به پیکره اخوان المسلمین وارد شد، به ویژه در مصر؛ یک شوک جدی بود و شرایط پیچیده و سختی را در مقابل آنها قرار داد و به نظر می رسد که زمان زیادی خواهد برد تا مجدداً اخوان المسلمین بتوانند  خودشان را بازسازی کنند. تصور من این است که از این دوره به بعد اخوان المسلمین بیشتر بر روی فعالیت های فرهنگی – اجتماعی و همچنین فعالیت های اقتصادی تمرکز خواهد کرد تا هم بتواند از فعالیت های فرهنگی- اجتماعی خود پشتیبانی کند و هم در آینده، خودش را بازسازی کند و از حساسیت های سیاسی موجود نسبت به خود بکاهد .

پرسش: کدام نظریه بیشتر قرین صحت است: اخوان المسلمین در حال دگردیسی است یا فروپاشی؟

اخوان المسلمین نه در حال دگردیسی است و نه در حال فروپاشی بلکه بیشتر به دنبال بازسازی خودش است. واژه دگردیسی بیشتر به معنی تغییر فکری و تغییر استراتژی است و در شرایط فعلی به نظر نمی رسد که اخوانی ها در حال دگردیسی باشند بلکه بیشتر در پی بازسازی خودشان هستند. با توجه به فشارهای سنگین سیاسی که در کشور مصر که خااستگاه این جنبش محسوب می شود و همچنین در عموم کشورهای منطقه ،بر آنها وارد می شود؛  اوضاع سیاسی به نفع این جنبش پیش نمی رود. لذا آنها تلاش می کنند در یک دوره خود را بازیابی کنند و پیکره خود را از شوک سیاسی که به آنها وارد شده خارج کنند. لذا چنانکه اشاره شد بیشتر مشی اخوان المسلمین بر روی فعالیت های فرهنگی و اجتماعی متمرکز خواهد شد. در گذشته هم آنها ،این مسئله راتجربه کرده اند برای مثال در دهه 70 میلادی  به این طرف و بویژه پس از فشار گسترده ای که در زمان ناصر در مصرعلیه انان انجام گرفت  عمدتاً فعالیت های خود را در حوزه های فرهنگی-اجتماعی  و نه لزوما سیاسی متمرکز نموده و با بازسازی و تقویت  پایگاه اجتماعی خود ،راه را برای فعالیت های سیاسی اماده تر کند .  و به نظر من بر همین اساس یعنی قدرت تجدید شده اجتماعی توانست در دهه نود میلادی در ذیل پروژه دموکراتیزه کردن خاورمیانه که امریکایی ها ترسیم کردند تا حدودی وارد فاز سیاسی شده و علی رغم مشکلات  و موانع قابل توجه برای انان در مصر ،تعداد زیادی کرسی در مجلس مصر را بدست اورند  .به همین ترتیب اخوانی ها تصمیم داشتند در تحولات 2011، نقش سیاسی پررنگ تری ایفا کنند اما به دلیل اینکه آمادگی لازم را نداشتند و بسترهای لازم را از پیش آماده نکرده بودند این اقدام آنها با موفقیت همراه نشد. شوک سیاسی که به اخوان المسلمین در این مقطع وارد شد هنوز ارام نیافته و مدتها طول خواهد کشید تا اثرات ان رفع گردد و در واقع اخوان نیازمند یک دوره بازسازی می باشند  و تصور می کنم که حداقل در برخی از کشورها همچون مصر به دلیل فشارهای سنگین سیاسی و همچنین در مناطقی همچون سوریه که درگیر منازعات داخلی  و نبرد مسلحانه شده اند ،لذا این بازسازی به شکل عمیقی ضرورت یافته و جزئی از راهبرد اخوان خواهد بود .

 پرسش: با توجه به قیام‌های 2011 و نقش اخوان، نقش آینده اخوان را در تحولات داخلی کشورهای عربی و همچنین معادلات منطقه‌ای چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تجزیه و تحلیل تحولاتی که در 2011 در کشورهای عربی شمال آفریقا رخ داد حائز اهمیت است. قاعدتاً طیف وسیعی از مردم وارد میدان شدند ولی با توجه به اینکه نیروی  هماهنگ کننده ای میان نیروهای قیام کننده وجود نداشت وهمچنین  رهبری مطمئنی برای هدایت چنین ظرفیتی در دسترس قرار نگرفت در نهایت تنها گروهی که توانست خودش را در به نوعی سازماندهی کند و تا حدودی رهبری حرکت مردم را بر عهده بگیرد اخوان المسلمین بود ولی اساساً به نظر نمی رسید که اخوانی ها آمادگی لازم برای مدیریت استراتژیک و رهبری سیاسی جامعه مصرِ را در ان مقطع داشته باشند و قاعدتا نتوانستند بسیج اجتماعی را در قالبهای منطقی و اثر بخش نهادینه سازند. علاوه براین  اخوان المسلمین در فرایند این قیامها فاقد یک چشم انداز و استراتژی سیاسی مشخص بودند و پس از ان نیز در اداره حکومت ناموفق عمل کردند. این عدم توفیق اثر چشگیری هم بر پیکره اخوان باقی گذاشته و هم بر ساختار اجتماعی که انان را به امید براوردن خواستهای خود همراهی کردند از اینرو به نظر می رسد آنها به این زودی نتوانند نقش قابل توجهی را در تحولات منطقه ایفا کنند بویزه اینکه اخوانی ها در خاستگاه فکری و سیاسی خود یعنی مصر با شکست سنگین و در ادامه با فشار گسترده سیاسی روبرو می باشند وبه نحوی که اکنون در زمره گروههای تروریستی قلمداد گردیده اند . در هر حال به نظر من آنها ظرفیت ها و کارکردهای  سیاسی خود را در حال حاضر از دست داده اند و فعالیت سیاسی برای انان در این دوره زمانی فوق العاده مشکل و یا نشدنی باشد و زمان زیادی لازم است تا اخوان المسلمین بتوانند خود را باسازی نموده و سپس وارد فعالیت های  سیاسی داشته گردند ویا  برای خود فعالیت های سیاسی مشخصی را  تعریف نمایند .

پرسش: وضعیت اخوان در کشورهای عربی شامل تونس، الجزایر و مغرب یا غیرعربی مانند ترکیه چگونه است؟

اخوان هرچند در کشورهایی همچون تونس، الجزایر و مغرب یا کشورهای غیر عربی وجوه اشترک دارند ولی در عین حال در محیط های متفاوتی  و با مقتضیات نسبتا پر دامنه ای رشد یافته اند  و اظهار نظر در باره هرکدام باید جداگانه صورت پذیرد  ولی به نظر من در مجموع فعالیت آنها با موانع جدی روبرو است و لذا چنان اشاره کردم در شرایط فعلی تمرکز فعالیت اخوان المسلمین نمی تواند لزوما  سیاسی باشد در وهله اول بر روی کارکردهای فرهنگی و اجتماعی و در مرحله بعد بر روی کارکرد اقتصادی خواهد بود. قاعدتاً اخوان المسلمین با فرض اینکه استراتزی سیاسی برای خود تعریف نماید پس از مرحله ی بازیابی  و خروج از شوک شکست در مصر خواهد بود. لذا تاکید میکنم که بعید است که انان طی سال های آینده توانایی لازم را برای ورود به عرصه های سیاسی داشته باشند.

پرسش: با توجه به فشاری که عربستان به قطر وارد تا دوحه دست از حمایت اخوان المسلمین بردارد، تحلیل شما از مواضع آتی دوحه نسبت به اخوان المسلمین چیست؟

درموج فراگیر  تحولات سال 2011  در کشورهای عربی، اخوانی ها به دلیل اینکه از قبل سازماندهی داشتند و از قوی ترین و قدیمی ترین گرو ههای اسلامگرا بودند  توانستند  به عنوان نیروهای نسبتاً پیشرو عمل نموده و قاعدتا در عرصه سیاسی این جوامع خود را مطرح نمایند در این میان دو کشور ترکیه و قطر رابطه تنگاتنگی با اخوانی ها برقرار کردند . البته مقاصد و اهداف هر یک از این دو کشور در حمایت از اخوان همسان نبود. ترکیه به جنبش اخوان المسلمین نگاه به شدت سیاسی داشت و تلاش می کرد تا با حمایت از انان  ،فضای لازم برای شکل دهی به هژمونی خود در منطقه را بوجود اورد و بویزه  بازارهای جدیدی را برای توسعه اقتصاد خودش فراهم کند. از طرف دیگر اخوانی ها نیز با عنایت به  مشی اعتدال سیاسی  خود که نزدیک به دودهه قبل اتخاذ کرده بودند ، به نزدیکترین رویکرد ها به این رویکرد هم اوا گشتند لذا ملاحظه می شود در مبارزات انتخاباتی  ریاست جمهوری و پیش از ان ، مجلس مصر ،خود را در قالب حزب عدالت و ازادی یعنی مشابه حزب عدالت و توسعه ترکیه تعریف نمودند  . چنانکه در تونس و در مراکش هم به همین ترتیب عمل کردند  و گرایشی که می توان به اسلام معتدل از ان تعبیر کرد یعنی الگوی ترکیه ای اسلام  را انتخاب نمودند . البته مجموعه ان شرایط یک فرصت مناسب و استثنایی برای ترکیه بود که به حمایت خود از اخوانی ها ادامه دهد و نگرش پان عثمانیستی وحس  نوستالژیک تاریخی  خود را احیا کند.اما  قطری ها با رویکردی متفاوت از ترکیه به حمایت از اخوانی ها پرداختند  .آنها  دنبال ایجاد و شکل دهی  نقش برای خود در تحولات منطقه بودند در حالیکه در دراز مدت ظرفیت لازم را برای ان نداشتند . قطر کشور بسیار کوچکی است که نمی تواند  مقابل قدرت های منطقه ای همچون ترکیه، ایران، عربستان سعودی و مصر، قدرت نمایش و مانور منطقه ای ملموس داشته باشد هرجند دولت قطر هیچگاه تمایل خود را برای ایفای چنین نقشی مخفی نکرده  .البته آنها هم در محاسبات خود اشتباه راهبردی انجام دادند .اما در شرایط فعلی من فکر میکنم در نهایت قطر در مقابل بخش مهمی از درخواست های عربستان به لحاظ سیاسی عقب نشینی کند و چنین عقب نشینی بر روی کارکردهای پیشین  سیاست خارجی قطر بویزه در حمایت از اخوان تاثیر جدی خواهد داشت و بدین ترتیب شرایط برای اخوان نا مساعدتر خواهد شد .هر چند ممکن است این فشار های مداوم بر اخوان رویکرد رادیکالی را در میان طیفی از انان تقویت کند،ولی در مجموع من باز تاکید می کنم که اخوان در این شرایط بر روی بازسازی خود متمرکز خواهد شد .