پیرمحمد ملازهی، کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا و شبه قاره و تحلیلگر ویژه حوزه افغانستان و پاکستان می گوید که برخی براین باورند که حضور نیروهای خارجی به‌ویژه اروپایی ها و آمریکایی ها از عوامل مهم در تسهیل قاچاق تریاک از افغانستان به خارج از مرزهای این کشورهستند.

متن کامل گفتگوی پیرمحمد ملازهی،  با شورای راهبردی آنلاین را در ادامه می خوانید:

سئوال:آمار منتشر شده از سازمان های بین المللی از افزایش تولید مواد مخدر در افغانستان حکایت می کند، شما چه عواملی را در این زمینه دخیل می دانید؟

بعد از حکومت محمد ظاهر شاه،  کودتا شد و پس از آن افغانستان با مسئله مواد مخدر مطرح شد و تا قبل از آن این کشور با این موضوع دست به گریبان نبود و به هیچ عنوان در رده کشورهای تولید کننده مواد مخدر قرار نداشت. در آن زمان تایلند، میانمار و لائوس و شرق آسیا مثلث طلایی تولید مواد مخدر وجود داشت ولی بعد از آنکه افغانستان با مخالفت داودخان عمومی تر مردم روبرو شد و نیروهای اسلامگرا درست به مقاومت زدند مناطق روستایی کم کم از اختیار دولت خارج شد و در آن مناطق کشت خشخشاش را شروع کردند. پس از آنکه حکومت مارکسیستی روی کار آمدشرایط کاملا از کنترل دولت مرکزی خارج شد و مناطقی در شرق افغانستان نزدیک به پاکستان  و مناطقی در غرب افغانستان مثل نیمروز شروع به کشت خشخاش کردند و هر سال حجم این کشت گسترش یافت.
از جمله دلایل گسترش کشت خشخاش در افغانستان آن دوره این بود که گروههای مسلحی که با دولت مرکزی می جنگیدند، نیاز به پول و سلاح داشتند، بخشی از نیاز های خود را با مالیات گرفتن از کشاورزانی که خشخاش می کاشتند، تامین می کردند. این امر باعث شد که هر روز زمین ها و مزارع  بیشتری زیر کشت خشخاش بروند و این اقدام توسط نیروهای مسلح حاضر در منطقه تشویق می شد.
این شرایط تا زمان طالبان و بعد از جهاد هم ادامه پیدا کرد.البته اوایل دوران طالبان باتوجه به اینکه گفته می شد از نظر شرعی حرام است کمی تحت کنترل درآمد، اما به طور کامل قطع نشد تا پایان حضور طالبان و دخالت آمریکا و ناتو.
بعد از آنکه انگلیس ها در منطقه هلمند نیروهای خود را مستقر کردند کشت خشخاش هم به سرعت گسترش پیدا کرد. طالبان علاوه براینکه کشاورزان را تشویق می کرند که به کشت این ماده بپردازند خودشان ترک ها را جمع آوری و اقدام برپایی کارخانجات به تولید هروئین کردند. در هر حال در همین زمان پای مافیای مواد مخدر به افغانستان باز می شود.
آخرین آمار ارائه شده از سوی سازمان ملل نشان می داد که در سال 2016 در این کشور  چهار هزار و 80 تن تریاک تولید شده و ارزش آن هم چیزی در حدود سه تا چهار میلیارد دلار است، درحالی که کشاورزان افغانستان از این کشت سود ناچیزی در حدود سه درصد درآمد در داخل افغانستان را می برند.
تریاک را حدود 114_115 دلار از کشاورزان می خرند ولی در اروپا 45هزار دلار به فروش میرسد و مافیای مواد مخدر سودهای کلانی از این کشت می برند و به همین دلیل کنترل این امر در افغانستان از دست همه خارج شده است. طالبان هم منفعت خود را می برد، سودش را دریافت می کند و بخشی از درآمدشان از این راه را هم طرف خرید سلاح و جنگ می کنند.برخی از نیروهای محلی هم با آنها همکاری کرده و سهم خود را می گیرند. حتی شایعاتی مبنی بر دخیل بودن نیروهای خارجی و اروپاییی هم در این معاملات وجود دارد. درنتیجه گروههای مختلفی در افغانستان درگیر مسئله مواد مخدر بوده و همگی در تولید و فروش آن به نوعی ذی نفع هستند و به همین دلیل هر سال برمیزان کشت خشخاش در این کشور افزوده شده و تمام طرح هایی که دولت تلاش کرده است با اعمال آنها این کشت را کنترل کند مانند کشت جایگزین بی نتیجه  مانده است.

سئوال: از نظر شما چرا آمریکایی ها چشم خود را روی کشت خشخاش در افغانستان می بندند؟
این شایعه وجود دارد که آمریکایی ها در خصوص تولید خشخاش در افغانستان اقدامی نمی کنند و حداقل افرادی که  خوشبین تر هستند می گویند که مقابله با این موضوع جز اولویت های آمریکا نیست؛ اما در بعد بد بینانه گفته می شود که خود آمریکایی ها در حمل و نقل مواد مخدر دخیل هستند و  سی آی ای بخشی از هزینه هاییی که برای جنگ می کند را از این طریق بدست آورده است.

سئوال: ایران چگونه می تواند دیگران را پای کار بکشاند تا ضرر کمتری از محل رشد تولید مواد در افغانستان تقبل کند؟

ایران تلاش خود را کرده و بیشترین هزینه در این زمینه را پرداخت کرده است، اما مرزهای طولانی ایران با افغانستان و پاکستان باعث ورود مواد مخدر از شرق کشور و از آنجا به اروپا می شود، سطح درآمد بالا و امکانت پیشرفته ای که در اختیار قاچاقچیان  قرار می دهند، در مورور زمان باعث به فساد کشیده شدن گروههایی می شود که با این افراد مقابله می کنند.
ایران تلاش های خود برای متوقف کردن قاچاق مواد مخدر را انجام می دهد اما این تلاش ها به تنهایی ناموفق است.
برای کنترل این مسئله هم باید بازار مصرف آن که از روسیه تا اروپا گسترش یافته است را کاهش بدهند، گزینه دیگر پایین آوردن میزان کشت خشخاش در افغانستان است که تا امروز موفق نبوده است زیرا درآمد کشاورزان افغانستانی از کشت این ماده مخدر با سایر محصول قابل مقایسه نیست و لازم است تا لاقل حداقل های زندگی آنها تامین شود.
بحث دیگر کار کردن روی مباحث فرهنگی است. متاسفانه در منطقه و حتی ایران کمتر عالمی فتوای حرام بودن استفاده از مواد مخدر را داده است. در حال حاضر کشاورزان فکر می کنند که تجارت می کنند در صورتی  که با حرام اعلام کردن تریاک و توجیه کشاورزان آنها هم دست از این کار برمی دارند چون مسلمان بوده و حلال بودن درآمد برایشان اهمیت دارد، اما این کار به همکاری جدی در منطقه نیاز دارد هرچند که مافیای مواد مخدر را هم نباید نادیده گرفت.