جدیدترین مطالب
چین چگونه در هوش مصنوعی از غرب پیش افتاد
شورای راهبردی آنلاین-رصد: رهبران غربی به رقابت آمریکا و چین بهعنوان یک رقابت برای برتری در عرصه هوش مصنوعی نگاه میکنند؛ به این معنا که چه کسی میتواند قدرتمندترین مدل زبانی بزرگ را آموزش دهد، به هوش عمومی مصنوعی نزدیکتر شود و سامانه بعدی را با تریلیونها پارامتر بسازد. از رؤسایجمهور آمریکا تا مدیران سیلیکونولی، همگی یک ترجیعبند واحد را تکرار کردهاند و آن این است که «کشورهای غربی باید در نوآوری هوش مصنوعی از چین پیشی بگیرند وگرنه با شکست راهبردی موجودیتی روبهرو خواهند شد.»
أحدث المقالات
چین چگونه در هوش مصنوعی از غرب پیش افتاد
شورای راهبردی آنلاین-رصد: رهبران غربی به رقابت آمریکا و چین بهعنوان یک رقابت برای برتری در عرصه هوش مصنوعی نگاه میکنند؛ به این معنا که چه کسی میتواند قدرتمندترین مدل زبانی بزرگ را آموزش دهد، به هوش عمومی مصنوعی نزدیکتر شود و سامانه بعدی را با تریلیونها پارامتر بسازد. از رؤسایجمهور آمریکا تا مدیران سیلیکونولی، همگی یک ترجیعبند واحد را تکرار کردهاند و آن این است که «کشورهای غربی باید در نوآوری هوش مصنوعی از چین پیشی بگیرند وگرنه با شکست راهبردی موجودیتی روبهرو خواهند شد.»
تحلیلی بر رویکرد اشتباه آلمان در قبال جنگ 12 روزه

ریشههای تاریخی و تعهد به رژیم اسرائیل
علی بیگدلی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی اظهار داشت: «آلمان به دلیل گذشته تاریک خود در دوران نازیسم و هولوکاست، خود را ملزم به حمایت از موجودیت رژیم اسرائیل میداند.» این تعهد، که از زمان آنگلا مرکل بهعنوان «دلیل وجودی دولت» (Staatsräson) شناخته میشود، در سیاست خارجی آلمان جایگاه ویژهای دارد. این تحلیلگر توضیح میدهد که این موضع آلمان در جنگ جهانی اول نیز دیده شد، جایی که آلمان با حمایت از امپراتوری عثمانی و سپس در جنگ جهانی دوم با سیاستهای تهاجمی نازیها، خود را در برابر اکثریت جهان قرار داد.
به گفته بیگدلی، شکست در جنگ جهانی اول و تحمیل پیمان ورسای، حس تحقیر ملی را در آلمان تقویت کرد که به ظهور نازیسم انجامید. او میافزاید: «این الگو در حمایت بیچونوچرا از رژیم اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه نیز تکرار شد، جایی که آلمان بدون توجه به نقض قوانین بینالمللی توسط رژیم اسرائیل، از حملات این رژیم به تأسیسات هستهای ایران حمایت کرد.» بیگدلی معتقد است که این تصمیم تحت فشار آمریکا و تعهدات تاریخی اتخاذ شد، اما پیامدهای آن برای جایگاه آلمان در جهان پیچیده است.
جنگ جهانی دوم و درسهای نادیدهگرفتهشده
این استاد دانشگاه، جنگ جهانی دوم را اوج انتخابهای نادرست آلمان میداند و در همین باره توضیح میدهد: «آلمان نازی با هدف سلطه بر اروپا و جهان، جنگی را آغاز کرد که در نهایت به ویرانی این کشور منجر شد. اتحاد با ایتالیا و ژاپن، که از نظر نظامی و اقتصادی ضعیف بودند، و حمله به لهستان در ۱۹۳۹، آلمان را در برابر ائتلاف متفقین قرار داد». بیگدلی میگوید: «این تصمیمات نتیجه جاهطلبیهای بیحدومرز و نادیده گرفتن واقعیتهای ژئوپلیتیک بود.»
وی یادآور می شود که پیامدهای این جنگ (جهانی دوم) برای آلمان فاجعهبار بود. چرا که عملا کشور (آلمان) به دو بخش شرقی و غربی تقسیم شد، اقتصادش فروپاشید و تحت اشغال متفقین قرار گرفت.» تحلیلگر ارشد حوزه اروپا معتقد است که درسهای این شکست در حمایت آلمان از رژیم اسرائیل و آمریکا در جنگ ۱۲ روزه نادیده گرفته شد. بیگدلی میافزاید: «حمایت آلمان از حملات رژیم اسرائیل و آمریکا به ایران، بدون درنظرگرفتن تبعات حقوقی و انسانی، نشاندهنده تکرار همان الگوی تصمیمگیری نادرست است.»
جنگ ۱۲ روزه و حمایت جنجالی آلمان از رژیم اسرائیل
بیگدلی در ادامه اظهار داشت: «موضع آلمان در قبال جنگ 12 روزه، نهتنها به معنای حمایت از نقض منشور سازمان ملل توسط رژیم اسرائیل و آمریکا بود، بلکه خود را در برابر انتقادات جهانی نیز قرار داد.»
او معتقد است که این حمایت تحت فشار آمریکا و به دلیل نگرانی از برنامه هستهای ایران صورت گرفت. بیگدلی میافزاید: «آلمان، به همراه فرانسه و بریتانیا (E3)، در مذاکرات هستهای ۲۰۱۵ با ایران نقش داشت، اما پس از خروج آمریکا از برجام در ۲۰۱۸، نتوانست این توافق را حفظ کند.» در جنگ ۱۲ روزه، آلمان به جای میانجیگری، به حمایت از رژیم اسرائیل پرداخت و حتی پس از حملات آمریکا به تأسیسات هستهای ایران، خواستار مذاکره ایران با رژیم اسرائیل و آمریکا شد. ابن کارشناس، رویکرد آلمان را «ناهمخوان با اصول دیپلماتیک» میداند. البته بیگدلی تبعات ناشی از جنگ اوکراین در تشدید گسل بین ایران و اروپا و مشخصا آلمان را هم جزو عوامل مهمی می داند که موجب شد تا برلین سیاست خصمانه ضدایرانی را در جریان حملات رژیم اسرائیل و در حمایت از طرف متجاوز بروز دهد.
پیامدهای راهبردی و آینده آلمان
بیگدلی پیامدهای حمایت آلمان از رژیم اسرائیل و آمریکا در جنگ ۱۲ روزه را چندوجهی میداند. او میگوید: «این موضع، روابط آلمان با ایران، را تحتالشعاع قرارداد و جایگاه این کشور بهعنوان یک کنشگر منصف و بیطرف را تضعیف نمود.» به گفته تحلیلگر ارشد حوزه اروپا، کشته شدن صدها غیرنظامی ایرانی در حملات رژیم اسرائیل و آمریکا، که آلمان از آن حمایت کرد، انتقادات بینالمللی را برانگیخت. بیگدلی هشدار میدهد: «آلمان با این تصمیم، خطر انزوای دیپلماتیک را به جان خرید.»
او معتقد است که آلمان باید از تاریخ خود درس بگیرد. «شکستهای آلمان در جنگهای جهانی نشان داد که حمایت از سیاستهای تهاجمی بدون توجه به قوانین بینالمللی، به انزوا و خسارت منجر میشود.» بیگدلی پیشنهاد میکند که آلمان برای حفظ جایگاه خود در نظم جهانی، باید به دیپلماسی چندجانبه و تقویت نهادهایی مانند سازمان ملل بازگردد. او میافزاید: «آلمان مدرن، که پس از جنگ جهانی دوم به یک قدرت اقتصادی تبدیل شد، باید از تکرار اشتباهات گذشته پرهیز کند و نقش یک کنشگر منصف و بیطرف را ایفا نماید.»
بیگدلی تأکید میکند که آینده آلمان به توانایی این کشور در ایجاد تعادل بین تعهدات تاریخی و اصول حقوق بینالملل بستگی دارد. او میگوید: «حمایت کورکورانه از رژیم اسرائیل و آمریکا در جنگ ۱۲ روزه، آلمان را در سوی نادرست تاریخ قرار داد. برای جبران این خطا، آلمان باید به دیپلماسی متعهد شود و از تشدید تنشها در غرب آسیا جلوگیری کند.»
0 Comments