حسین اکبری در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با اشاره به مواضع و وعده‌های ضد ایرانی بایدن در سفر به غرب آسیا تصریح کرد: بایدن در شعارهای انتخاباتی‌اش در مخالفت با ترامپ، مواضعی را نسبت به مسائل مختلف منطقه، از جمله اجرای طرح دو دولت برای حل مسئله فلسطین، مخالفت با جنگ یمن و فروش تسلیحات به عربستان و به نتیجه رساندن پرونده قتل جمال خاشقچی داشت.

دیپلمات پیشین کشورمان در لیبی ادامه داد: با این حال بایدن تاکنون نتوانسته به هیچ یک از شعارهای انتخاباتی خود درباره سیاست‌هایش نسبت به غرب آسیا و ایران عمل کند و با وجود انتقادهایش، همان مسیری را که ترامپ طی می‌کرد، ادامه داده است. پیش از این سفر نیز احتمالات متعددی درباره اهداف این سفر مطرح شد که بخش قابل توجهی از آنها نوعی جنگ روانی علیه ایران بود.

 

آمریکا خواهان ایجاد ائتلاف میان کشورهای عربی نیست

وی با اشاره به تلاش‌ها برای ایجاد نوعی ائتلاف علیه ایران با حضور کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی افزود: گرچه درظاهر به نظر می‌رسید آمریکا برای ایجاد نوعی ائتلاف تلاش می‌کند، اما در این سفر نیز روشن شد آمریکا درعمل اجازه نخواهد داد کشورهای عربی با هم ائتلافی داشته باشند، حتی علیه ایران. به این دلیل که آنها نگران هستند که این ائتلاف آنچنان قدرت و قوت بگیرد که اختیارش از دست آمریکا خارج شود و تهدیدی علیه رژیم صهیونیستی ایجاد کند.

این کارشناس مسائل غرب آسیا با بیان اینکه راهبرد آمریکا این است که بتواند توازن قوای نظامی را به نفع رژیم صهیونیستی در منطقه حفظ کند و با نوع تسلیحاتی که به منطقه می‌دهد و ارتباطی که با کشورها برقرار می‌کند، این هدف را پیش می‌برد، گفت: زمانی که بحران لیبی به اوج خود رسیده بود، در اتحادیه عرب این بحث مطرح شد که ارتش متحدی از میان کشورهای عربی ایجاد شود که بتواند با استقرار میان طرف‌های درگیر، امنیت را برقرار کند. این موضوع تقریبا در اتحادیه عرب به تصویب رسید لیکن بلافاصله آمریکا با ورود به این مسئله از ایجاد نیروی عربی متحد ممانعت کرد.

اکبری با یادآوری اینکه ائتلاف‌های پیشینی که با حضور کشورهای عربی شکل گرفته از جمله علیه یمن نیز، شکست خورده است، ادامه داد: صبح روز نشست جده، مصر و اردن مواضعی بی‌سابقه اعلام کردند و گفتند خواهان این نیستند که علیه کشوری در منطقه ائتلاف ایجاد شود. حتی مواضع سعودی‌ها نیز چندان باب میل بایدن نبود. عمان، کویت و قطر و نخست وزیر عراق نیز موضع‌گیری‌هایی داشتند که حاکی از این بود ائتلافی علیه ایران وجود نخواهد داشت.

وی به قرارداد میان بغداد و کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس برای انتقال برق به عراق، با هدف دور زدن ایران از مسیر برق‌رسانی به عراق که در سفر بایدن به غرب آسیا امضا شد، اشاره کرد و گفت: عراق پیش از این 14 میلیارد دلار به آمریکا داده بود تا مشکل برقشان حل شود، اما آمریکا تاکنون هیچ اقدامی انجام نداده است. چند سال از قراردادی که عراق با جنرال الکتریک برای افزایش تولیدات انرژی و توسعه و بهبود شبکه توزیع برق امضا کرد، گذشته و عراق همچنان با این مشکل مواجه است. در طول این سال‌ها هم اگر عربستان می‌توانست این مشکل را حل کند، منتظر سفر بایدن نمی‌ماند.

 

سفر بدون دستاورد

این کارشناس مسائل غرب آسیا با بیان اینکه در چینش ساختار حکومت بایدن صهیونیست‌ها به مراتب بیش از هر دوره‌ای سمت و مسئولیت دارند و این امتیاز بزرگ بایدن به صهیونیست‌ها است، اضافه کرد: سفر بایدن به منطقه دستاوردی نداشت و حتی در رسانه‌های صهیونیستی هم به این موضوع پرداختند.

اکبری خاطرنشان کرد: جای تاسف بسیار است که این اخبار منتشر می‌شود که 9 کشور عربی کنار هم بنشینند و بخواهند در کنار آمریکا احیانا اقدامات و ائتلافی علیه ایران و به نفع رژیم صهیونیستی شکل دهند. همه این کشورها در تاریخشان، روزی کنار هم جمع می‌شدند که بخواهند اقدامی علیه رژیم صهیونیستی داشته باشند، اما امروز آنچنان در درون خود تضعیف شده‌اند که برای حمایت از این رژیم جمع می‌شوند. این اتفاق ناگواری در جهان اسلام است. قطعا مردم این کشورها با سیاستمدارانشان همراه نیستند.

 

اتحاد کشورهای منطقه با چین و روسیه خط قرمز آمریکا

وی به توافقات صورت گرفته در سفر روسای جمهور ترکیه و روسیه به ایران خصوصا در زمینه انرژی اشاره کرد و آن را پیام روشنی در رابطه با شکست تلاش‌ها برای محدود کردن ایران دانست و گفت: گرچه بایدن تلاش کرد در این سفر سیاست ایران‌هراسی را پررنگ کند، اما درواقع بخش مهمی از هدف بایدن کاهش نگرانی از نفوذ چین و روسیه در منطقه بود. خط قرمز آمریکا این است که کشورهای هم‌پیمان آن‌ها با چین و روسیه متحد شوند.

این کارشناس مسائل غرب آسیا توضیح داد: وقتی عادل المهدی با چین قرارداد 50 میلیاردی منعقد کرد، شورش‌هایی در عراق به پا کردند که او مجبور به استعفا شد و یا عمران خان وقتی به سمت روسیه و چین رفت بلافاصله با کودتایی نرم، او را کنار گذاشتند. سعودی‌ها هم متوجه این موضوع هستند و از آنجا که در این مدت بی‌مهری‌های زیادی از سوی آمریکا دیدند، بن سلمان با چین قراردادی بست که نه تنها به آن‌ها نفت بفروشد، بلکه در مقابل یوآن چین دریافت کند. آمریکا احساس کرد عربستان از تمام خطوط قرمزش عبور کرده است.

اکبری افزود: آمریکا به شدت به سعودی نیازمند است؛ چرا که اگر روزی این ظرفیت تولید انرژی در منطقه از کنترل آنها خارج شود، با بحران جدی مواجه خواهند شد. از سوی دیگر بن سلمان نیز به آمریکا نیازمند است؛ به این دلیل که اگر آمریکا از او حمایت نکند ممکن است نتواند به حکومت برسد. بنابراین با توجه به این روابط خاص، آمریکا تلاش کرد با یادآوری حمایت از هم‌پیمانانش، بار دیگر این پیوندها را تقویت کند.