مجید مختاری در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی ضمن تشریح راهبرد طالبان برای کسب مشروعیت، با یادآوری اینکه این گروه معتقد است مبانی مشروعیت خود را از مبانی مشروعیت حکومت در اسلام اخذ می‌کند، تصریح کرد: طالبان مشروعیت حکومت خود را الهی می‌پندارد و این مسئله باعث ایجاد شکافی میان آن‌ها و گروه‌های قومی – سیاسی دیگر در افغانستان شده است.

وی ادامه داد: درواقع طالبان بر اساس گزاره‌های اسلام حنفی خود را در موقعیتی می‌بیند که بر اساس استیلا، زور و غلبه توانسته حکومت را به دست آورد و از دیدگاه آن‌ها، خودبه‌خود این حکومت با این ویژگی‌ها حکومت مشروعی به‌حساب می‌آید.

این کارشناس مسائل افغانستان با بیان اینکه طالبان در وهله اول در مذاکرات دوحه توانست اشغال خارجی را از بین ببرد، گفت: قدم بعدی این گروه این بود که پیش از به تصرف درآوردن مراکز ولایات، حکومت را شکل نداد و تأکید داشت ابتدا بر اساس توانمندی‌ها و غلبه‌ای که دارد بتواند همه افغانستان را تحت کنترل خود درآورد تا بتواند برای رفتار پسااشغال خود ادله قانع‌کننده‌ای داشته باشد.

مختاری افزود: پس‌ازاینکه طالبان همه خاک افغانستان را با سرعت‌بالا تصرف کرد، حکومت عمدتاً پشتون و کاملاً طالب را شکل داد و وارد فضایی نشد که در آن دولت فراگیری شکل گیرد. بااینکه طالبان گفتگوهای بین‌الافغانی را که در چند سال گذشته پیگیری می‌شد، متوقف کرد، اما در سطح منطقه رفتاری قابل‌توجه از خود نشان داد.

 

راهبرد منطقه‌گرایی طالبان برای کسب مشروعیت

وی توضیح داد: طالبان در این مدت تلاش کرد مبانی مشروعیت بین‌المللی خود را نه از طریق مرسوم و کشورهای غربی، خصوصاً در رابطه با ایالات‌متحده، بلکه با دیپلماسی فعال از طریق کشورهای منطقه کسب کند. درواقع سعی کرد نظر روسیه، ایران، پاکستان، چین، قطر، ازبکستان و دیگر کشورهای منطقه‌ای را به خود جلب کند.

این تحلیلگر مسائل افغانستان بابیان اینکه طالبان سعی می‌کند این کشورها را مجاب کند دولت افغانستان را به رسمیت بشناسند، اضافه کرد: آن‌ها تلاش دارند بدون در نظر گرفتن منافع گروه‌های قومی – سیاسی در افغانستان حکومت تشکیل دهند و درعین‌حال حمایت قدرت‌های منطقه‌ای را به دست آورند. این یکی از ویژگی‌های راهبرد آن‌ها برای کسب مشروعیت است.

مختاری گفت: طالبان با توجه به اینکه می‌داند در کوتاه‌مدت نمی‌تواند تمام جامعه بین‌المللی را مجاب کند که آن‌ها را به رسمیت بشناسند، سعی می‌کند مسیر مشروعیت بین‌المللی خود را از طریق کشورهای منطقه‌ای جلو ببرد. مهم‌ترین مسئله در این جهت می‌تواند حضور طالبان در سازوکارهای امنیت منطقه‌ای باشد؛ برای نمونه طالبان تأکید دارد نماینده افغانستان در سازمان شانگهای باشد تا بتواند دست‌کم مشروعیت ضمنی از سوی همسایگان خود کسب کند.

وی ادامه داد: اگر در افغانستانی که نیروهای خارجی حضور ندارد، طالبان بتواند در میان همسایگان دور و نزدیک خود دولت مشروع باشد، کشورهای دیگر به‌مرور مجبورند طالبان را ابتدا به‌صورت «دوفاکتو» و در بلندمدت به‌صورت «دوژوره» بپذیرند. طالبان سعی می‌کند با نوعی تعامل و امتیاز دادن به کشورهای همسایه خود، بدون تغییر در هسته مستحکم خود و حفظ طالبانی بودن همه افراد حکومتی، عمل کند و مشروعیتش را از همسایگان طلب کند.

مختاری گفت: اگر همسایگان با امتیازهای اقتصادی و توسعه‌ای طالبان را به‌عنوان یک حکومت بپذیرند، آن‌ها می‌توانند بدون نگرانی از قدرت‌های بزرگ و فرا منطقه‌ای به کار خود ادامه دهند. درواقع ابتدا کشورهای همسایه و منطقه‌ای برایشان اهمیت دارد و در درجه بعد کشورهای غربی اهمیت پیدا می‌کنند.

این تحلیلگر مسائل افغانستان ضمن اشاره به اظهارات مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که رفتار دولت طالبان را تاکنون «بسیار دلسردکننده» توصیف کرده بود، تأکید کرد: ممکن است برای آن‌ها افغانستان اهمیت داشته باشد، اما در شرایط فعلی این مواضع برای طالبان اهمیتی ندارد.

 

راهبرد طالبان در جلب حمایت کشورهای منطقه

وی درباره راهبرد طالبان برای جلب حمایت کشورهای منطقه تصریح کرد: حساسیت کشورهای منطقه، حساسیت‌های ملموسی است، زمانی که درباره دغدغه آلمان یا فرانسه در افغانستان صحبت می‌شود به‌واسطه حضور بلندمدتشان، مباحثی مانند گسترش موج مهاجرت و یا تروریسم بین‌المللی به میان می‌آید؛ اما برای همسایگان دغدغه‌های ملموس‌تری وجود دارد؛ ناامنی و تروریسم برای ایران، روسیه و چین دغدغه‌های جدی و نزدیکی است؛ برخی از این کشورها سال‌ها است شاهد گسترش موج مهاجرت هستند. طالبان زمانی می‌تواند این مشروعیت را به دست آورد که بتواند به دغدغه‌های آن‌ها هم‌زمان پاسخ دهد.

 

ضرورت ایجاد سازوکارهای منطقه‌ای برای گفتگو با طالبان

این کارشناس مسائل افغانستان افزود: پارادوکس اصلی اینجا است که طالبان برای مشروع جلوه دادن خود نیاز به حمایت کشورهای همسایه و منطقه دارد، اما منافع کشورهای منطقه و همسایه تفاوت‌های جدی دارد و آن‌ها مسیرهای متفاوتی را طی می‌کنند. در این شرایط است که سازوکارهای منطقه‌ای، همسایگی و به‌نوعی بین‌المللی برای رسیدن به نتایج مشترک و یا نزدیک برای ایجاد الزاماتی در رفتار طالبان اهمیت دارد.

به گفته مختاری؛ اگر هر یک از کشورهای همسایه، جداگانه طالبان را بر اساس منافع خاص خودش به رسمیت بشناسد، طالبان مجبور به بازیگری بر اساس ملغمه‌ای از تضادهای رفتاری می‌شود؛ بنابراین باید برای شکل‌دهی به راهبردی سازنده از سوی طالبان، سازوکارهای منطقه‌ای را شکل داد و با گفتگو طالبان را مجبور کرد اقدامات الزام‌آوری در راستای منافع کلی منطقه انجام دهد.