حسن اشرفی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی درباره پیشینه حضور ترکیه در افغانستان اظهار داشت: «این پیشینه را باید در دوران عثمانی و به ویژه پس از آن در دوران تاسیس جمهوری ترکیه جستجو کرد. در این دوره امان‌الله‌خان، شاه افغانستان در یک سفر تاریخی با مصطفی کمال آتاتورک در اواخر 1927 دیدار کرد و پس از امضای یک سند همکاری و بعد از هفت ماه، در ژوئن 1928 به کابل بازگشت. »

اشرفی در پاسخ به این پرسش که در شرایط جدیدِ افغانستان، ترکیه چه اهدافی را دنبال می‌کند؟ اظهار داشت: «مدیریت تنش با غرب، تاسیس راه لاجورد که افغانستان را از طریق ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان به دریای سیاه و در نهایت از مسیر ترکیه به دریای مدیترانه و اروپا متصل می‌کند، تقویت جایگاه ترکیه در منطقه شبه قاره، نزدیک شدن به چین به عنوان قطب اقتصاد جهان، تداوم سیاست‌های عثمانی‌گرایانه.»

وی با اشاره به اینکه ترکیه قصد دارد با اعزام گروه‌های تروریستی حاضر در سوریه و لیبی به افغانستان، محیط امنیتی این کشور را تحت کنترل بگیرد، افزود: «مسئولیت تامین امنیت فرودگاه کابل این امکان را برای ترک‌ها فراهم می‌کند. درواقع ترکیه می‌خواهد با دور ساختن بخشی از گروه‌های تروریستی از مرزهای خود، برخی کشورهای منطقه را با چالش امنیتی مواجه سازد. حضور و فعالیت گروه‌های تروریستی تحت حمایت ترکیه در مرزهای چین، هند و حوزه جنوب روسیه چالشی اساسی برای امنیت و اقتصاد این کشورها محسوب شده و ابزاری برای حضور بیشتر آنکارا در این مناطق و تاثیرگذاری در روندهای آتی منطقه‌ای فراهم خواهد کرد.»

این کارشناس درباره مدیریت تنش با غرب نیز گفت: «ترکیه به عنوان عضو ناتو قصد دارد در سایه نیاز آمریکا و اتحادیه اروپا برای مدیریت بحران در افغانستان با حضور در این کشور و فرودگاه کابل روابط تنش‌‌آمیز خود با غرب را ترمیم کند. از منظر آمریکا نیز حضور ترکیه در افغانستان نزد طالبان با حساسیت کمتری روبرو خواهد شد.»

راه لاجورد نیز دیگر موضوعی بود که کارشناس مسائل ترکیه به آن اشاره کرد و توضیح داد: «ترکیه به‌طور خاص به پروژه گذرگاهی موسوم به «راه لاجورد» یا همان Lapis Lazuli corridor چشم دوخته است؛ راهی که بر ارزش ژئوپلیتیک ترکیه به عنوان گذرگاه انرژی می‌افزاید.»

اشرفی با تأکید بر اینکه «تقویت جایگاه ترکیه در منطقه شبه قاره» از دیگر اهداف ترکیه در راستای نقش‌آفرینی‌اش در افغانستان محسوب می‌شود، ادامه داد: «آنکارا دارای روابط راهبردی و امنیتی نزدیک با اسلام‌آباد است و در صورتی که بتواند خود را به عنوان یک بازیگر فعال در صحنه افغانستان مطرح کند، این امکان برای ترکیه فراهم خواهد شد تا نقش و جایگاهش را در سراسر منطقه شبه قاره ارتقا بخشیده و امتیازات جدیدی را در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی به دست آورد.»

به گفته این کارشناس، نزدیک شدن به قطب اقتصاد جهان یعنی چین نیز برای آنکارا از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. وی در این رابطه توضیح داد: «چین در حال حاضر به قطب اقتصادی برای بازرگانان ترکیه تبدیل شده و آن‌ها تلاش می‌کنند تا کالاهای خود را از استانبول، مرمره و اروپا با قطار به مرزهای شرقی رسانده و از آنجا با ورود به گرجستان و عبور از جمهوری آذربایجان، دریای خزر و قزاقستان به چین وارد کنند. از این رو حضور در افغانستان فرصت‌های بیشتری برای همکاری در حوزه اقتصادی میان آنکارا و پکن فراهم خواهد کرد.»

تداوم سیاست‌های عثمانی‌گرایانه دیگر موردی بود که کارشناس مسائل ترکیه به آن اشاره کرد و ادامه داد: «مناطق شمالی افغانستان، یعنی ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان مهم‌ترین محور پیگیری سیاست‌های ترک‌گرایانه در حوزه‌ای است که در ادبیات سیاسی ترکیه «جهانِ ترک» شناخته می‌شود. در شرایط کنونی و به ویژه پس از تحولات اخیر قره‌باغ و توافق برای احداث گذرگاه نخجوان – باکو، اتصال ترکیه به جهان عثمانی و استفاده از ظرفیت‌های افغانستان برای تقویت نفوذ منطقه‌ای ترکیه در حوزه جغرافیایی مذکور، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار خواهد بود.»

اما یکی از اهدافی که ترکیه دنبال می‌کند و برای کشور ما نیز بسیار حائز اهمیت است، مسئله اتصال مرزی و جغرافیایی ترکیه با افغانستان و پاکستان است تا آنکارا سیاست دور زدن ایران از شمال و نفوذ مستقیم در مناطق هدف را پیگری کند که اثر مستقیم چنین سیاستی کاهش وابستگی کابل و اسلام‌آباد به تهران خواهد بود.»

این کارشناس افزود: «در چنین شرایطی به نظر می‌رسد ضروری است تا ایران از کنشگری فعالانه در عرصه سیاسی و دیپلماتیک غفلت نکند؛ چرا که برخی کشورها ممکن است با توجه به تجربیات گذشته مانع از حضور موثر ایران در صحنه افغانستان شوند؛ درحالیکه جمهوری اسلامی ایران از پتانسیل بالایی برای نقش‌آفرینی در صحنه افغانستان برخوردار است.»