پیرمحمد ملازهی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی در خصوص وعده‌های محقق نشده آمریکا با اشغال افغانستان، اظهار داشت: آمریکا به بهانه و با هدف کنترل جریان جهادی که به برج‌های سازمان تجارت جهانی و همچنین مقر پنتاگون در حومه واشنگتن حمله کرده بود، به افغانستان حمله نظامی کرد و اکنون بعد از گذشت چندین سال که اعلام کرده قصد خروج از این کشور را دارد، می‌بینیم نه‌تنها آن جریان آن‌گونه که آمریکایی‌ها مطرح می‌کردند کنترل نشد و از بین نرفت؛ بلکه با گذشت زمان از قدرت بیشتری هم برخوردار شده است.

وی افزود: درست است که توانستند بن‌لادن را در شمال پاکستان ترور کنند؛ اما حقیقت این است که اکنون هم سازمان القاعده در افغانستان حضور دارد و هم داعش در این کشور فعال است و مهم‌تر از همه طالبانی که آمریکایی‌ها از قدرت اخراج کرده بودند مجدداً در حال بازگشت هستند و آمریکایی‌ها هم آن را پذیرفته‌اند.

 

آمریکا به دنبال مدیریت جریان جهادی  در افغانستان در راستای منافع خود

این کارشناس مسائل افغانستان با بیان اینکه طالبان قدرتی بیش از دولتی که موردحمایت آمریکا است به دست آورده، گفت: در شرایط فعلی این بحث ایجاد می‌شود که آیا اساساً آمریکایی‌ها در آنچه گفته بودند صداقت داشتند یا پشت پرده مسائل دیگری مطرح بود. ظاهر قضیه برای کنترل جریان جهادی افراطی بوده اما در باطن مدیریت این جریان را انجام دادند.

ملازهی تأکید کرد: همه نشانه‌ها حکایت از این دارد که آمریکایی‌ها به دنبال پایان دادن به این مسئله نبوده‌اند و آن را مدیریت کرده‌اند. آن‌ها می‌خواستند این گروه را به شکلی به سمت تأمین منافع خودشان هدایت کنند و اکنون هم درست است که اعلام می‌کنند در حال ترک افغانستان هستند اما به نظر می‌رسد تنها در حال تغییر وضعیت هستند و نه ترک این کشور؛ تا در وضعیت جدید دیگر هزینه مالی و انسانی متحمل نشوند.

وی با تأکید بر اینکه آن‌ها می‌خواهند شکل حضور آشکار را به شکل حضور پنهانی تبدیل کنند و همچنان در افغانستان حضور دارند، ادامه داد: برخی اخبار و تحلیل‌ها مؤید این نکته است که آمریکا و طالبان هماهنگی‌هایی دراین‌باره دارند و آن‌ها با بازگشت طالبان به قدرت توافق کرده‌اند. موضوعی که البته منجر به جنگ داخلی خواهد شد.

 

عدم تحقق تثبیت قدرت در افغانستان

این کارشناس مسائل افغانستان با بیان اینکه در عرصه سیاسی برخلاف وعده‌های آمریکا، تثبیت قدرت در افغانستان محقق نشد، تصریح کرد: آن گروهی که با عنوان گروه لیبرال دموکرات در قدرت حاضر شد تا بتواند تحولی در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایجاد کند، موفق نبود و شکست خورد. البته باید در نظر داشت درباره افغانستانی صحبت می‌کنیم که بیش از 40 سال است که در جنگ به سر می‌برد و تمام نظامی‌های شناخته شده سیاسی را تجربه کرده است.

ملازهی ادامه داد: از سلطنت مطلقه گرفته تا سلطنت مشروطه، حکومت ناسیونالیستی داود خان و حکومت مارکسیستی و حکومت اسلامی مجاهدین همه شکست خورند. لیبرال دموکرات‌ها هم به کمک آمریکا روی کار آمدند و آن‌ها هم شکست خوردند. آن‌قدر اختلافات گسترده است که نتوانستند راه‌حلی برای کشور بیابند. شاید دولت موجود این تصور را دارد که اگر با طالبان کنار بیاید تجربه جدیدی خواهد بود که باید آن را بیازماید.

وی گفت: آمریکایی‌ها از شرایط افغانستان اطلاعات دقیق و کافی داشتند و این‌گونه نبود که بدون برنامه‌ریزی حرکت کرده باشند. اهداف بلندمدتشان هم برایشان مشخص است و به‌سادگی هم این کشور را ترک نخواهند کرد.

به گفته ملازهی؛ آمریکا در افغانستان به دنبال نوعی مقاطعه‌کاری برای تأمین امنیت این کشور است و مانند آن را در واگذاری‌ها به بخش خصوصی مانند بلک واتر انجام داده است. درواقع کل کشور را مقاطعه می‌دهند به مقاطعه‌کار امنیتی.

وی با تأکید بر ضرورت ایفای نقش فعال سازمان ملل در این رابطه، افزود: سازمان ملل باید مانند آنچه در «کنفرانس بن اول» انجام شد با ادغام و عملیاتی کردن طرح‌ها زمینه تفاهم جریان‌ها و طرف‌های تأثیرگذار در افغانستان را فراهم کند و این تضمین را ایجاد کند که پس‌ازآن دخالت دیگری در این کشور صورت نگیرد.

این کارشناس مسائل افغانستان عدم افزایش امنیت و همچنین ضریب توسعه را از دیگر شکست‌های آمریکا در افغانستان عنوان و تأکید کرد: ساختار قدرت، مهم‌ترین مسئله در کشوری مانند افغانستان است که ویژگی چند قومیتی دارد. ساختار قدرت باید به‌گونه‌ای باشد که اکثریت مردم در آن حس کنند منافعشان تأمین می‌شود. چنین وعده‌ای محقق نشد و آمریکایی‌ها در این زمینه به‌رغم سرمایه‌گذاری زیادی که انجام دادند شکست خوردند و هنوز شاهدیم که افغانستان به‌عنوان یک ملت حرکت نمی‌کند بلکه به‌عنوان قومیت حرکت می‌کند.

ملازهی گفت: مهم‌ترین مشکلی که همچنان وجود دارد این است که قومیت بر ملیت برتری دارد و هنوز ملیتی به نام افغان ساخته نشده است. از طرف دیگر، آمریکایی‌ها نتوانستند ملت‌سازی کنند. دموکراسی که مدنظر آمریکا بود همین وضعیتی است که اکنون شاهد آن هستیم. آن‌قدر اختلافات میان اشرف غنی و عبدالله عبدالله وجود دارد که عملاً چیزی به‌عنوان دموکراسی معنا ندارد.

وی اضافه کرد: از سوی دیگر نه سلاح پیشرفته در اختیار ارتش و نیروهای امنیتی که در این کشور باید تأمین‌کننده امنیت باشد قرار دادند و نه آموزش خاصی به آن‌ها دادند. آمریکا و ناتو با آن گستردگی و تجهیزات، در مقابل طالبانی که هیچ نوع سازمان‌دهی به آن معنا ندارند و گروه ناکارآمدی به لحاظ سازمانی هستند و سلاح و امکاناتش ضعیف‌تر از آمریکایی‌ها است شکست خوردند.

این تحلیلگر مسائل افغانستان با یادآوری اینکه آمریکایی‌ها تجربه حضور در ژاپن را هم داشتند و این کشور به پیشرفت‌هایی رسید، ادامه داد: آن‌ها در افغانستان هم می‌توانستند موفق شوند، اما این کشور در این اشغال هیچ‌چیزی به دست نیاورد. نه در حوزه حاکمیتی و نه ملیت سازی و نه در عرصه اقتصاد نمی‌توان دستاوردی ارائه داد. هنوز اگر آمریکایی‌ها حقوق کارمندان دولت و ارتش را ندهند، از هم می‌پاشند! بنابراین دستاوردی در این زمینه‌های اساسی که نیاز اولیه هر کشوری است ایجاد نشده است.