دکتر مهدی فاخری در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه شیوع کرونا دو نوع اثر کلان و خرد را در روابط بین‌الملل ایجاد کرده است، خاطرنشان کرد: در بررسی بُعد کلان باید گفت جریانی که از قبل به شکل قوت گرفتن چین و میزان تأثیرگذاری آن بر شرق آسیا و رقابت‌های جهانی و بین‌المللی شروع شده بود با کنترلی که آن‌ها توانستند در زمینه همه‌گیری کرونا داشته باشند و همچنین پاسخ‌های سیاسی، امنیتی و علمی – فناورانه که توانستند به این قضیه بدهند، تقویت شد.

وی افزود: از طرف دیگر جناح پوپولیستِ یک‌جانبه‌گرایی که در مناطق مختلف جهان در حال قدرت گرفتن بودند، از آمریکا گرفته تا آمریکای لاتین تا اروپا و حتی شرق آسیا تضعیف شدند و با باخت ترامپ در انتخابات آمریکا، این جابجایی سیاسی که صورت گرفت منجر به تقویت چین و تضعیف آمریکا شد. این اثر سیاسی بسیار مهمی است که در آینده می‌توانیم نتیجه‌اش را ببینیم.

 

آثار گسترده کرونا بر سیاست،‌ امنیت و اقتصاد بین‌الملل

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل مسئله اقتصادی را دومین نکته در آثار کلان کرونا عنوان کرد و گفت: غرب که بعد از بحران مالی سال 2008 توانسته بود ظرف حدود 12 سال به‌تدریج، سامانی به اقتصاد خود و اقتصاد بین‌الملل بدهد تحت تأثیر این مسئله عملاً روند مثبت رشد اقتصادی‌اش را از دست داد. همه کشورها و خصوصاً کشورهای توسعه‌یافته غربی دچار تبعاتی شدند که اثراتش را در آینده خواهیم دید.

فاخری توضیح داد: همه این کشورهایی که به‌نوعی فرمان و مهار اقتصاد بین‌الملل را در اختیار دارند، به‌صورت میانگین 5 درصد رشد تولید ناخالص داخلی‌شان اثر منفی را تجربه کرد؛ بنابراین این مسئله همچنان در میان‌مدت و بلند‌مدت اثرات تجاری و توسعه اقتصادی خود را نشان خواهد داد.

وی اضافه کرد: همین مسئله بر تعهدات بین‌المللی که کشورها داشته‌اند هم تأثیر خود را برجای خواهد گذاشت؛ مثلاً در ارتباط با مسئله گرمایش زمین و تصمیمات کنوانسیون پاریس شاهد این موضوع هستیم. درواقع عملاً تمام روندهای کلانی را که در جهان شکل‌گرفته بود و نزدیک به نتیجه گرفتن بود، اگر نگوییم از بین می‌برد، حداقل با تأخیر مواجه می‌کند.

این استاد دانشگاه در بررسی ابعاد خرد آثار همه‌گیری کرونا در روابط بین‌الملل نیز گفت: طبیعتاً این رقابت فناورانه – تجاری – سیاسی که درزمینه تولید واکسن، فروش و پیش‌فروش آن و‌ نحوه توزیع واکسن در کشورهای تولیدکنندگان و متحدین آنها پیش آمده، خود در حقیقت در حال ایجاد یک جغرافیای اقتصادی جدیدی است که بعد‌ها ممکن است مورداستفاده قرار بگیرد،‌ خصوصاً با این هشدارهایی که در مورد بیماری‌های واگیردار آتی داده می‌شود، می‌شود این‌گونه فکر کرد که اثرات کوتاه، میان و بلندمدت کرونا روی سیاست،‌ امنیت و اقتصاد بین‌الملل بسیار چشمگیر خواهد بود.

 

تقویت شکاف شمال – جنوب

فاخری در مورد آثار شیوع کرونا بر تقویت شکاف شمال و جنوب نیز تأکید کرد: لزوماً به‌صورت مستقیم یا عمدی چنین مسئله‌ای رخ نخواهد داد، اما تبعات بلندمدت شیوع کرونا در جهت تقویت این شکاف خواهد بود.

این استاد روابط بین‌الملل ادامه داد: ما دو تجربه در اواخر قرن بیستم و قرن بیست و یکم داشتیم؛ یکی تجربه ایدز و دیگری تجربه سارس و حالا هم کرونا. ‌مشخصاً در مورد ایدز مانند مورد اخیر کرونا، شرکت‌های چندملیتی داروسازی به دلیل فناوری که در اختیار داشتند،‌ شروع به تولید واکسن و دارو کردند و در مورد فروش و بازاریابی هم بسیار سخت‌گیرانه عمل کردند.

وی افزود: تا جایی که کشورهایی مانند برزیل، هند، آفریقای جنوبی و این اواخر ایران که درحال‌توسعه بودند و بعد هم به لحاظ اقتصادی درگیر این مسئله شدند، استدلال می‌کردند که موضوع منافع تجاری شرکت‌های چندملیتی دارویی نمی‌تواند بهداشت و سلامت عمومی جوامعشان را به خطر بیندازد، بنابراین وارد نبردی شدند.

فاخری گفت: این نبرد حتی در سازمان جهانی تجارت هم مطرح شد و برای حق ثبت اختراعات که برای دارو در نظر گرفته شده بود، دوران موقتی معافیتی در نظر گرفته شد که کشورها بتوانند از طریق طرح‌های ژنریک این داروها را تولید کنند که کردند؛ یعنی ‌برزیل، چین و هند و این قبیل کشورها، داروهایی را با هزینه کمتر تولید کردند و توانستند تا اندازه زیادی مانع از رشد انفجاری آن بیماری شوند.

 

نقش تعیین‌کننده کشورهای توانمند درحال‌توسعه

این عضو هیئت‌علمی دانشکده روابط بین‌الملل با بیان اینکه این اتفاق درباره سارس و کرونا هم افتاد، تأکید کرد: هرچند که در موج و فاز اولیه این شکاف به وجود می‌آید و تعمیق هم می‌شود، اما به‌تدریج کشورهای درحال‌توسعه با واکنشی که نشان می‌دهند، کمی این فاصله را کاهش خواهند داد. آن‌ها با افزایش توانمندی‌های فنی خود و تجارب مشترک و به اشتراک گذاشتن تجارب هم سبب می‌شوند که شاید آن سناریویی که طراحی‌شده به‌نحوی‌که مطلوب طراحان است، پیش نرود و یک جنبه تعادلی به وجود بیاید.

وی افزود: تجارب بیش از 40 سال اخیر در ارتباط با این دو بیماری و همچنین در موارد دیگری مثل ابولا، جنون گاوی، آنفلوانزای مرغی و سایر بیماری‌های واگیر،‌ عملاً کشورهای درحال‌توسعه توانمند را در وضعیتی قرار داده که توانستند حداقل به نیازهای بخشی از جامعه خود پاسخ دهند و آن سناریوی به انحصار کشیدن بازار و بهره‌برداری سیاسی کردن از آن،‌ آن‌گونه که پیش‌بینی‌شده جلو نرود و شاید زمان در این مورد به کمک کشورهای درحال‌توسعه بیاید.