دکتر ولی گل محمدی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه طرحی که از سوی آقای اردوغان در خصوص ایجاد ائتلافی منطقه ای بین شش کشور ارائه شده است ابعاد روشنی ندارد، خاطرنشان کرد: رسانه‌های نزدیک به دولت، وزارت خارجه و اندیشکده‌های ترکیه به این طرح نپرداخته‌اند، بنابراین به نظرمی رسد در آن شرایط ویژه‌ای که آقای اردوغان قرار داشته می‌طلبیده این طرح عنوان شود.

وی افزود: البته معمولاً ترک‌ها این استراتژی را دارند که طرحی را در محفلی که بیننده و مخاطب داشته باشد، به زبان می‌آورند بعد منتظر می‌مانند که ببینند موضع سایر بازیگران چیست و بر اساس آن جزئیاتی را پیش می‌کشند، بنابراین هنوز واکنش کشورهایی که مخاطب این ائتلاف شش‌گانه هستند برای آنکارا مشخص نیست و به این دلیل آن‌ها هم وارد جزئیات نشدند.

 

اهداف ائتلاف شش‌گانه روشن نیست

این کارشناس مسائل ترکیه با تأکید بر اینکه باید هدف از ایجاد این ائتلاف را هم بررسی کرد، گفت: معمولاً ائتلاف‌ها برای منافع یا تهدید مشترک شکل می‌گیرند، در رابطه با طرح آقای اردوغان می‌توانیم یک سری منافع مشترک را برشماریم ولی این منافع به‌سختی می‌تواند تمام این شش کشور را کنار یکدیگر جمع کند.

گل محمدی ادامه داد: اگر از ابعاد اقتصادی و ژئواکونومی نگاه کنیم؛ در مسئله ترانزیت انرژی و اساساً مبادلات ترانزیتی، کالا و خدمات؛ کریدوری در بند 9 توافق آتش‌بس قره‌باغ ذکر شده تا ترکیه از نخجوان به خاک آذربایجان مرتبط شود و ترکیه را به آسیای مرکزی و جنوب قفقاز وصل کند و ازآنجا به بازارهای چین برساند، این‌ها یک سری منافع مشترکی هستند که به لحاظ اقتصادی می‌تواند زمینه‌ساز همکاری باشد ولی به‌تنهایی نمی‌تواند منافع همه را تأمین کند.

وی با اشاره به اختلافات گسترده ترکیه با مسکو در رابطه با معادلات انرژی منطقه، گفت: معتقدم در آینده نزدیک ترکیه این اختلافات را با ایران هم خواهد داشت؛ بنابراین اساساً استراتژی کشورهای حوزه، در حال واگرایی از یکدیگر است و نمی‌تواند منجر به منافع مشترک گردد.

گل محمدی با بیان اینکه ایجاد ائتلاف میان این کشورها به‌واسطه تهدیدات مشترک نیز چشم‌اندازی مبهم دارد، گفت: چه تهدیدی و از ناحیه چه کسی؟ آیا این تهدید ناظر بر تهدیداتی است که درواقع ترکیه و آذربایجان برای خود متصور هستند یا خیر. مطمئن هستم که تهران و مسکو اساساً نگاه متفاوتی دارند.

وی با اشاره به اظهارات اردوغان مبنی بر اینکه آقای پوتین نیز یا ایجاد این ائتلاف موافق است، اضافه کرد: اگر چنین بحثی واقعاً وجود داشته به نظر می‌رسد روسیه متأثر از روابطش با غرب و از منظر جذب ترکیه به آن پرداخته است، چراکه اساساً روس‌ها در سال‌های گذشته به سمت همراه ساختن ترکیه در بسیاری از ابتکارات دیپلماتیک و منطقه‌ای خود رفته‌اند و می‌خواهند ترکیه را در جبهه خود نگه دارند.

این پژوهشگر مهمان در دانشگاه بیلکنت آنکارا با بیان اینکه روسیه هم به یک اجماع سازی منطقه‌ای در رابطه با مطلوبیت‌ها و سیاست‌های منطقه‌ی خود ازجمله در بحث الحاق کریمه نیاز دارد، توضیح داد: ترکیه هم هنوز این الحاق را نپذیرفته و علاوه بر آن روندی ایجاد شده که جمهوری‌هایی که بعد از فروپاشی شوروی مستقل شدند گام‌های ریزودرشتی به سمت روابط با غرب برداشته‌اند و این مسکو را نگران کرده است. شاید اگر پوتین با چنین ابتکار عمل‌هایی موافقت کند، تحت تأثیر نگرانی از این روندها در منطقه است و با هدف حفظ موازنه و یا ایجاد موازنه جدید است.

 

ترکیه، شریک نیمه‌‌راه بازیگران کلیدی منطقه

گل محمدی درعین‌حال رویکردهای اخیر ترکیه در معادلات دریای سیاه، جنوب قفقاز و روابطش با اوکراین و گرجستان را خلاف منافع روسیه ارزیابی کرد و گفت: از این بُعد، روسیه به‌هیچ‌وجه مایل نیست چنین ائتلاف‌هایی که ترکیه روی آن تمرکز می‌کند و حتماً در نهایت یک سری ابعاد ضد روسی هم خواهد داشت، شکل بگیرد. نگاه بازیگران اصلی و کلیدی این منطقه به ترکیه به‌مثابه یک شریک نیمه‌‌راه است؛ بازیگر و کنشگری که دائم در حال چرخش رویکردها و مواضع خود است و از این طریق می‌خواهد کارت بازی تولید کند تا امکان چانه‌زنی خود را در مقابل رقبا و متحدان، البته متحدان غربی، بالا ببرد.

وی تأکید کرد: جزئیات این طرح، منافع و تهدیدات مشترک آن روشن نیست و این ابهام وجود دارد که اساساً جمع‌کردن تمامی این کشورها تا چه حد می‌تواند واقع‌بینانه و عملی باشد. به همین دلایل نمی‌توان چندان نگاه مثبتی در رابطه با عملیاتی شدن آن داشت؛ چراکه اساساً تعدد بازیگران با ترجیحات و مطلوبیت‌های متفاوت و گاها متعارض و همچنین نفوذپذیری بالای ساختار تحولات امنیتی این منطقه و حضور و نفوذ برخی کنشگران خارجی مثل ناتو، اتحادیه اروپا و وجود برخی مناقشات مانند اوستیا و آبخازیا، کریمه و قره‌باغ، باعث می‌شود نتوان دورنمای مثبتی از چنین ابتکار عمل‌های دیپلماتیکی تا قبل از روشن شدن اهداف و جزئیات آن داشت.

این استاد دانشگاه همچنین به طرح ایران در رابطه با مناقشه قره‌باغ نیز اشاره کرد و با بیان اینکه متأسفانه طرح ایران مورد استقبال واقع نشد، توضیح داد: این طرح از ابعادی به واقعیت‌های میدانی نزدیک‌تر بود. درواقع نسبت به توافق آتش‌بسی که اکنون انجام شده، طرح ایران به‌مراتب می‌تواند صلح و وضعیت میدانی آن منطقه را پایدارتر نگه دارد، چراکه می‌توانست تعادلی را بین ارمنستان و آذربایجان و سایر کنشگرانی که درواقع آنجا ذینفع هستند، حفظ کند.

این کارشناس مسائل ترکیه در خصوص چرایی تصمیم ترکیه برای پرداختن به ایجاد ائتلاف شش‌گانه، ضمن تشریح تغییر سیاست خارجی ترکیه نسبت به دهه اول سال 2000 گفت: ما شاهد افزایش کنشگری مستقیم نظامی ترکیه در محیط پیرامونی خود هستیم. ترکیه از شرق مدیترانه، شمال آفریقا تا شامات و عراق و خلیج‌فارس گرفته تا جنوب قفقاز که محیط پیرامونی‌اش محسوب می‌شود، کنشگری مستقیم نظامی داشته است. حتی می‌توان پیش‌بینی کرد که احتمالا ترک‌ها در آینده قابل پیش‌بینی ورود مستقیم نظامی به افغانستان داشته باشند.

این استاد دانشگاه ضمن تأکید بر ضرورت توجه به نیات مسکو در خصوص زمینه دادن به آنکارا برای تبدیل‌شدن به یکی از کنشگرهای اصلی در منطقه و عدم ایجاد بازدارندگی در این مسیر، گفت: به نظر می‌رسد این مسائل به‌شدت تحت تأثیر روند روابط مسکو با غرب و اهمیتی که در ترکیه و شرایط نوین بین‌المللی برای روسیه می‌تواند داشته باشد برمی‌گردد.