دکتر الهه نوری غلامی‌زاده در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه جریان چپ‌گرایی در آمریکای لاتین پدیده‌ای جوان نیست و قدمت طولانی دارد، خاطرنشان کرد: این پدیده ریشه در اقدامات و مداخلاتی دارد که ایالات‌متحده به مدت دو قرن در این منطقه انجام داده است. حتی هدف از به رسمیت شناختن استقلال این کشورها از سوی آمریکا نیز تثبیت قدرتش در نیم‌کره غربی بوده است.

وی افزود: این همان فلسفه امپریالیستی بود که ایالات‌متحده از بدو پیدایش کشورهای آمریکای لاتین اتخاذ کرده است و کشورهای منطقه در قبال این مداخلات و اقدامات هرکدام واکنش‌هایی داشته‌اند. این واکنش‌ها مبدأ پیدایش جریان‌های چپ‌گرایی است که از نیمه دوم قرن بیستم در قالب شورش‌ها کم‌کم خود را نشان داد و اوج آن در «موج صورتی» بود، انقلاب‌های صورتی آمریکای لاتین هم‌زمان در برخی کشورها خود را نشان داد.

 

عرصه جدید فعالیت برای جنبش‌های چپ‌گرایی در آمریکای لاتین

این استاد دانشگاه ضمن تشریح زمینه‌های ظهور و بروز چپ‌گرایی در برخی کشورهای آمریکای لاتین، گفت: همه این‌ها به ما نشان می‌دهد که چپ‌گرایی پدیده نوظهوری در آمریکای لاتین نیست و مبارزه با امپریالیسم و مداخلات ایالات‌متحده به نحوی ریشه در فرهنگ و تاریخ این منطقه دارد. موج صورتی اما با مرگ چاوز و چالش‌های اقتصادی در ونزوئلا، روی کار آمدن یک رئیس‌جمهور راست‌گرا در برزیل و حاکم شدن جریان‌های مجدد راست‌گرایی در آرژانتین و برخی عوامل دیگر کم‌رنگ شد؛ اما اکنون دوباره جنبش‌های چپ‌گرایی در آمریکای لاتین عرصه را برای فعالیت پیدا کرده‌اند.

نوری با اشاره به تحولات سیاسی که در آرژانتین، مکزیک، بولیوی و برزیل رخ‌داده که منجر به تقویت جریان‌های چپ شده است، افزود: این تحولات باعث شد همه تصور کنند که باب چپ‌گرایی دوباره در حال باز شدن در این منطقه است؛ اما برای روشن‌تر شدن وضعیت، باید اجازه دهیم که اندکی زمان بگذرد، ولی شرایط کنونی حاکم در این منطقه نشان می‌دهد که امکان تقویت چپ‌گرایی در آمریکایی لاتین در حال حاضر فراهم شده است.

 

زوال ابرقدرتی آمریکا مؤثر در تقویت چپ‌گرایی در آمریکای لاتین

وی تأکید کرد: این امکان نه صرفاً به خاطر شرایط داخلی است که این کشورها با آن مواجه هستند، بلکه به این دلیل است که ایالات‌متحده هم درواقع در حال طی کردن نوعی زوال در دوران ابرقدرتی‌اش است.

این استاد گروه مطالعات آمریکای لاتین ادامه داد: ایالات‌متحده آمریکا، خود درگیر مشکلات داخلی است و چندان امکان پرداختن به این را ندارد که مثلاً اگر یک رئیس‌جمهور چپ‌گرا یا یک موج سوسیالیستی در منطقه آمریکای لاتین پدیدار شود، بخواهد انرژی و توانی را برای مقابله یا به چالش کشیدن آن‌هم بگذارد.

این کارشناس تحولات آمریکای لاتین اضافه کرد: اکنون شرایط به‌گونه‌ای مهیاست که جنبش‌های سوسیالیستی آمریکای لاتین بتوانند حرف خودشان را بزنند و بر سرکار بیایند؛ بنابراین باید ببینیم در آینده نزدیک، شاید یک سال و یا چند ماه آینده، شرایط چگونه رقم می‌خورد. ولی به نظر می‌رسد چه در عرصه داخلی منطقه و چه در عرصه خارجی، شرایط برای پیشبرد اهداف جنبش‌های سوسیالیستی چپ‌گرای آمریکای لاتین فراهم است.

وی ضمن اشاره به مشکلاتی که ایالات‌متحده آمریکا در عرصه داخلی با آن مواجه است، اضافه کرد: ما اکنون در عصری زندگی نمی‌کنیم که جنگ داخلی به حالت جنگ‌های داخلی 1860 رخ دهد، بلکه در عصر ما جنگ داخلی در ابراز عقاید خودش را نشان می‌دهد، مانند آنچه در رابطه با وضعیت سیاهان در ایالات‌متحده رخ داد و شاهد نوع برخورد خاص رئیس‌جمهور این کشور بودیم.

نوری بابیان اینکه آمریکا هم به لحاظ تاریخش در منطقه آمریکای لاتین سابقه وحشتناکی دارد و هم اینکه شرایط داخلی‌اش مناسب نیست، ادامه داد: وقتی کشوری که تقریباً بعد از افول شوروی ادعای تک‌قطبی کردن جهان را داشت، چنین افولی را تجربه می‌کند نه‌تنها در منطقه آمریکای لاتین، بلکه در تمامی مناطق جهان تغییراتی رخ می‌دهد. ما می‌توانیم در همه نقاط جهان تبعات این افول را ببینیم.

 

شاهد حضور روابط جنوب – جنوب هستیم

این عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران توضیح داد: اکنون ما شاهد گسترش روابط جنوب – جنوب هستیم، یعنی کشورهای واقع در روابط جنوب جهان در حال برقراری و تقویت روابط سالمی با یکدیگر هستند و این همان پدیده‌ای است که از بین رفتن تک قطبیت نظم نئولیبرال جهانی می‌تواند نه‌تنها در منطقه آمریکای لاتین، بلکه در کل جهان رقم بزند؛ بنابراین هم جنبش‌های سوسیالیستی در منطقه عرصه بروز و ظهور پیدا خواهند کرد، هم روابط جنوب – جنوب.

وی افزود: در این حالت کشورهای مختلف با یکدیگر می‌توانند حالت همگرایی داشته باشند، همان‌طور که مثلاً چین و کشورهای جنوب شرق آسیا در تلاش هستند تا پیمان خود را به واقعیت نزدیک کنند؛ بدون اینکه ایالات‌متحده هیچ تصمیمی دراین‌باره گرفته باشد. این نشان می‌دهد که اگر پدیده‌ای که با عنوان «افول آمریکا» از آن حرف می‌زنیم واقعاً محقق شود، مسلماً همه کشورها ازجمله کشورهای آمریکای لاتین مجالی پیدا می‌کنند که خود را نشان دهند و جنبش‌های چپ‌گرایی هم از این قضیه مستثنا نیستند.