دیاکو حسینی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی بابیان اینکه به نظر می‌رسد نتایج نظرسنجی‌ها برای دولت آقای ترامپ نگران‌کننده است، خاطرنشان کرد: نظرسنجی‌ها فاصله 8 تا 9 درصدی را به نفع آقای بایدن نشان می‌دهد که فاصله امنی را برای آقای بایدن فراهم کرده است؛ اما بااین‌حال هنوز یک هفته تا انتخابات مانده است و در این فاصله هر اتفاقی ممکن است در جامعه آمریکا که روزبه‌روز در حال تغییر است و ممکن است دیدگاه‌ها به‌سرعت تغییر کند، رخ دهد.

وی با اشاره به اهمیت رأی آن دسته از افرادی که در انتخابات شرکت نمی‌کنند و ممکن است با یک حادثه غیرمترقبه به سمت یکی از دو حزب متمایل شوند، گفت: اگر اوضاع به این منوال که امروز می‌بینیم پیش رود احتمالاً آقای بایدن انتخابات را با آن فاصله ایمن خواهد برد، اما فاکتورهای متعددی هستند که می‌تواند این فاصله را کمتر کند. البته اگر این فاصله کمتر در حد 3 یا 4 درصد باشد فضای کافی برای بحران سازی مانند ادعای تقلب را فراهم می‌کند و این تنشی است که می‌تواند در قالب خشونت و ناآرامی در جامعه آمریکا رخ دهد.

 

ادعای تقلب به بحران اجتماعی و سیاسی منجر می‌شود

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با بیان اینکه اگر فاصله قاطع، روشن و بالای 7 تا 9 درصد میان آرای دو نامزد باشد فضای کمی برای این نوع اعتراضات باقی می‌ماند، افزود: اگر فاصله آن‌ها کم باشد به اشکال مختلفی ممکن است که انتخابات دچار روندی غیرمعمول شود و مثلاً آقای ترامپ، همان‌طور که نشانه‌هایی را هم بروز داده است می‌تواند ادعا کند که این انتخابات مخدوش بوده، بخش بزرگی از آرای پستی جنبه قانونی نداشته و یا تقلب صورت گرفته است. این مسئله می‌تواند انتخابات را با بحران مواجه کند.

حسینی ادامه داد: اگر این ادعا طرفداران زیادی در جامعه آمریکا پیدا کند و به یک بحران اجتماعی و سیاسی منجر شود می‌تواند به دادگاه عالی کشیده شود و در آنجا درباره سلامت آرا تصمیم‌گیری شود. در آنجا جمهوری خواهان دست بالاتر را دارند و می‌تواند به نفع جمهوری خواهان تمام شود و البته این پایان بحران نیست؛ چراکه طبیعتاً بخش بزرگی از جامعه آمریکا و دموکرات‌ها قانع نخواهند شد به‌ویژه با این اتهام که دیوان عالی طرفدار جمهوری خواهان است و اینکه رأی غیرمنصفانه داده است که می‌تواند دامنه بحران را افزایش دهد.

وی با بیان اینکه وضعیت دوقطبی فعلی در جامعه آمریکا از ابتدای قرن بیست و یکم، یعنی بعد از سال‌های 2000 به‌ویژه در دوران ریاست جمهوری آقای بوش و یا اواخر آن کاملاً شکل مشخصی به خود گرفته بود، توضیح داد: کاملاً مشخص است که سیاست‌های هر دو حزب درباره طیف متنوعی از مسائل اجتماعی، بهداشتی و خارجی واگرا است و برخلاف دوره‌های پیشین که اگر اختلافی هم بود معمولاً توسط رهبران دو حزب به شکلی به مصالحه گذاشته می‌شد امروز چنین استعدادی هم در جامعه سیاسی آمریکا به حداقل خود رسیده است.

 

وجود شکلی از لجبازی در هسته اصلی هر دو حزب

این تحلیلگر مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری این کاهش توان مصالحه را عامل نگرانی آمریکایی‌ها دانست و افزود: به نظر می‌رسد امروز شکلی از لجبازی در هسته اصلی هر دو حزب وجود دارد؛ چراکه دموکرات‌ها گاهی با برخی سیاست‌ها تنها ازآن‌جهت مخالف‌اند که جمهوری خواهان از آن حمایت می‌کنند و بالعکس!

 

اهمیت در اختیار گرفتن کاخ سفید برای جمهوری خواهان به هر بهایی

حسینی بابیان اینکه تنها چیزی که امروز برای جمهوری خواهان اهمیت دارد در اختیار گرفتن کاخ سفید است، اضافه کرد: اینکه بهای به دست آوردن کاخ سفید برای بار دوم توسط جمهوری خواهان می‌تواند به تضعیف دموکراسی، از بین بردن برخی آزادی‌های مدنی و یا نقض یکسری ارزش‌های آمریکایی باشد چندان برای آن‌ها اهمیت ندارد. در طرف مقابل هم دموکرات‌ها با چنین انگیزه بسیار قدرتمندی فقط برای بیرون آوردن جمهوری خواهان از کاخ سفید است که با شدت تلاش می‌کنند.

وی با تأکید بر اهمیت توجه به عمق شکاف موجود در جامعه آمریکا، گفت: این مسئله می‌تواند عملاً دولت آمریکا را از هرگونه تصمیم‌گیری قاطع فلج کند، چراکه به‌احتمال‌زیاد کنگره در اختیار طیف مقابل پیروز کاخ سفید خواهد بود تا این توازن رعایت شود، حتی اگر در دوسوم اعضای کنگره کسانی باشند که حامی حزب مستقر در کاخ سفید باشند به‌اندازه کافی قدرتمند خواهند بود که بتوانند مانع پیشبرد سیاست‌های مختلف توسط دولت آمریکا شوند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل نبود نظام چندحزبی را عاملی در جهت شکل نگرفتن دولت ائتلافی عنوان کرد و ادامه داد: ائتلاف‌ها امکان اینکه تنش‌های سیاسی منجر به انتقام‌جویی‌ها شوند و یا پیشبرد سیاست‌های مختلف را فلج کنند را اصلاح می‌کند و اجازه می‌دهد افرادی از طیف‌های مختلف وارد دولت شوند، سهم بگیرند و از آن طریق برنامه‌های موردنظرشان را دنبال کنند.

 

نظام دوحزبی یکی از اشکالات سیستم سیاسی آمریکا

وی افزود: در آمریکا اساساً چنین چیزی تعریف‌نشده و هیچ‌گاه دولت ائتلافی روی کار نبوده است. این مسئله رقابت‌های حزبی در آمریکا را به «بازی با حاصل جمع جبری صفر» تبدیل کرده است که شرایط را دشوار می‌کند. در این وضعیت امکان مصالحه بسیار کم و انگیزه برای شکست رقیب به هر قیمتی بسیار بالا است؛ که می‌توان گفت یکی از اشکالات سیستم سیاسی آمریکا است.

حسینی در رابطه با تشدید وضعیت دوقطبی و تنش‌های موجود در جامعه آمریکا به‌واسطه عملکرد و اظهارات ترامپ در انتخابات، اظهار داشت: واقعیت این است که نه‌تنها «دولت پنهان» آمریکا بلکه جمهوری خواهان نیز در این سال‌ها این نگرانی را داشتند که آقای ترامپ به‌تدریج نه‌تنها هنجارهایی را می‌شکند که پایه‌های ثبات و بازی‌سازی در این سیستم سیاسی هستند بلکه ممکن است جامعه آمریکا را بیش ازآنچه هست دچار انشقاق کند، به‌نحوی‌که عملاً نه کنگره و نه دولت نتوانند آن را اصلاح و ترمیم کنند و درنتیجه باعث بی‌ثباتی‌های گسترده‌تر در داخل آمریکا شود.

وی اضافه کرد: این نگرانی امروز در بخشی از طیف خصوصاً میانه‌رو حزب جمهوری‌خواه که به منافع بلندمدت‌تر سیاسی و حزبی فکر می‌کنند دیده می‌شود، اما ازآنجاکه امروز این دشمنی، خصومت و قطبیت با دموکرات‌ها به‌شدت بالا است؛ این امر باعث شده که حتی این افراد هم چندان ابراز نگرانی رسمی و علنی نمی‌کنند. به نظر می‌رسد خود حزب جمهوری‌خواه هم امروز دچار چنددستگی است، اما دستکم تا امروز به خاطر وجود دشمن مشترک، یعنی دموکرات‌ها و سیاست‌های آن‌ها، این اختلاف‌نظر را تااندازه‌ای توانسته‌اند مخفی نگه‌دارند و آن را حداقل تا پایان انتخابات بروز ندهند.

 

تلاش جمهوری خواهان برای فاصله گرفتن از ترامپ

حسینی با اشاره به برگزاری هم‌زمان انتخابات سنا و ریاست جمهوری، ادامه داد: جمهوری‌خواهانی که باید برای مجلس سنا رأی بیاورند تلاش می‌کنند فاصله منطقی خود را از آقای ترامپ حفظ کنند و به این معنا نباشد که دست رد زدن به سینه ترامپ مترادف دست رد زدن به سینه جمهوری خواهان به‌طورکلی تلقی شود؛ بنابراین به نظر می‌رسد آن‌ها هم نسبت به مواضع ترامپ و گروه او این ارزیابی را دارند.

وی بابیان اینکه چنین نگرانی عمده‌ای در حزب دموکرات به‌طور گسترده وجود دارد، گفت: خانم میشل اوباما وقتی مردم را به رأی دادن دعوت می‌کند به آن‌ها توصیه می‌کند به‌گونه‌ای رأی دهید که گویا برای مرگ وزندگی می‌جنگید! این ادبیات بسیار سنگین در جامعه سیاسی آمریکا به لحاظ نمایش قطبی شدن آن و به خطر افتادن آینده سیاسی و ثبات سیاسی و اجتماعی است.