دکتر رحمت حاجی مینه در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه منازعه قدرت در ژئوپلیتیک مدیترانه‌ای یک منازعه‌ای قدیمی است که به سال‌های گذشته و رقابت میان یونان و ترکیه برمی‌گردد، خاطرنشان کرد: به‌ویژه بعد از دهه 1970 و حمله ترکیه به قبرس و دوپارگی آن، این منازعه عمیق‌تر شد و اخیراً با اعلام وجود منابع و ذخایر انرژی و تلاش رقابتی بازیگران برای اکتشاف و استخراج این ذخایر، ابعاد جدیدی هم به خود گرفته است؛ بنابراین این مسئله ریشه در اختلافات برآمده از تاریخ و مرزهای دریایی ترکیه و یونان دارد که امروزه در پی رقابت برای اکتشاف منابع گازی مجدداً سر برآورده است.

وی با اشاره به شکل‌گیری محورهای جدید تقابل ژئوپلیتیک در مدیترانه شرقی با افزایش قراردادهای همکاری بین بازیگران منطقه در حوزه انرژی در سال‌های اخیر مانند قرارداد همکاری میان ترکیه و دولت وفاق ملی در لیبی، تصویب قرارداد پروژه انتقال انرژی بین اسرائیل، قبرس و یونان و همچنین توافق جدید میان یونان و مصر، افزود: از ابعاد جدید این تقابل شکل‌گرفته، ورود بازیگران جدید به این بحران است مانند فرانسه که ضمن حمایت از یونان نسبت به رفتارهای ترکیه شدیداً هشدار داده و امارات که با یونان رزمایش مشترک برگزار می‌کند، وضعیتی که این منازعه ژئوپلیتیک قدیمی را پیچیده‌تر کرده است.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در رابطه با چشم‌انداز تحولات در این منطقه گفت: روند آن در منطقه نشان از پیچیده‌تر شدن تحولات و تشدید تنش‌ها دارد و اگر همین روند ادامه یابد احتمال درگیری‌ها در منطقه که قبلاً هم اتفاق افتاده، افزایش خواهد یافت. نکته مهم اینکه رقابت‌های موجود در شرق مدیترانه و حضور بازیگران فرا منطقه‌ای نشان می‌دهد که حضور این بازیگران صرفاً به دلیل منازعه انرژی در آن حوزه نیست بلکه دلایل دیگری ازجمله رقابت‌های آن‌ها در خاورمیانه دارد.

حاجی مینه با اشاره به پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک در این منطقه، توضیح داد: فرانسه و امارات با ترکیه در حوزه خاورمیانه و نفوذ در لیبی رقابت ژئوپلیتیک دارند و درواقع رفتار این بازیگران که در تنش بین ترکیه و یونان طرف آتن را گرفته‌اند، به‌گونه‌ای اعمال فشار بر آنکارا در منطقه‌ای است که برای ترکیه به‌عنوان منافع ملی تلقی می‌شود، آن‌ها با این اعمال فشار سعی می‌کنند ابتدا، ترکیه را در آن مناطق بیشتر درگیر کنند تا فضای بیشتری برای آن‌ها در حوزه‌های دیگر ژئوپلیتیک با غیبت یا کمرنگ شدن نفوذ ترکیه فراهم شود، سپس ائتلاف‌سازی ترکیه در منطقه شرق مدیترانه را به چالش بکشند و با ایجاد محور مقابل، راهبرد ترکیه برای آینده انرژی در دریای مدیترانه را به چالش بکشند.

این استاد دانشگاه توافق میان مصر و یونان را توافقی سیاسی و برآمده از اختلافات بین ترکیه و مصر پس از به قدرت رسیدن السیسی و برکناری مرسی عنوان کرد و ادامه داد: همچنین این توافق در واکنش به توافق سال گذشته ترکیه و لیبی (دولت وفاق ملی) است، آنچه نشان از یارگیری ترکیه و یونان در دوره جدید منازعه ژئوپلیتیک بر سر ذخایر انرژی دارد.

وی چشم‌انداز تنش آمیز حوزه مدیترانه شرقی را مایه نگرانی بازیگران فرا منطقه‌ای خصوصاً اتحادیه اروپا دانست و تأکید کرد: این تنش‌ها در صورت تداوم می‌تواند ماهیت فرا منطقه‌ای هم به خود بگیرد، خصوصاً اینکه ترکیه و یونان عضو ناتو هستند و جدی شدن تنش میان آن‌ها، باعث خواهد شد دولت‌های عضو مواضع خود را در قبال آن مشخص کنند. آلمان تاکنون سعی کرده نقش میانجی ایفا کند تا پیامدهای درگیری احتمالی، وضعیت امنیتی پیرامونی اتحادیه اروپا را ازآنچه است بدتر نکند. درحالی‌که فرانسه با قرار گرفتن در کنار یونان، از طریق فشار بر ترکیه درصدد کنترل وضعیت پیش آمده است.

 

دلایل مواضع انفعالی آمریکا در شرق مدیترانه

وی با اشاره به نقش کمرنگ و سیاست انفعالی واشنگتن در این حوزه، آن را ناشی از پیچیدگی و حساسیت وضعیت تنش در منطقه شرق مدیترانه دانست و در تشریح دلایل آن گفت: کم‌اهمیت یا ناچیز بودن منافع استراتژیک دولت ترامپ در این منطقه باعث شده اهمیت راهبردی آن برای آمریکا به همان اندازه اتحادیه اروپا نباشد. علاوه بر آن با توجه به عضویت ترکیه و یونان در ناتو، واشنگتن نمی‌خواهد شکاف ایجادشده بین خود و ترکیه در رقابت‌های ژئوپلیتیک خاورمیانه، خصوصاً در مسئله کردهای سوریه را با حمایت از یونان عمیق‌تر کند و ترکیه را بیشتر از این به‌طرف روسیه سوق دهد.

حاجی مینه در تشریح سومین دلیل سیاست انفعالی آمریکا در این منطقه، اضافه کرد: رویکرد آمریکا نشان‌دهنده کاهش نفوذ و تأثیرگذاری آمریکا در بین متحدان خود به دلیل سیاست‌های یک‌جانبه‌ای است که دولت ترامپ در پیش‌گرفته و بی‌اعتمادی به آمریکا را در بین متحدان، بیش‌ازپیش کرده است. وضعیتی که باعث نقش‌آفرینی بازیگران دیگر ناتو همچون آلمان در کسوت میانجی‌گر و فرانسه در کسوت موازنه دهنده در منطقه شرق مدیترانه شده است.

این استاد روابط بین‌الملل در رابطه بااینکه آیا ترکیه می‌تواند فضا را علیه رقبای خود در این منطقه تغییر دهد، به چرخش در سیاست خارجی ترکیه و ماهیت تند در داخل و رفتاری تهاجمی در خارج آن اشاره کرد و گفت: آنچه در سیاست خاورمیانه‌ای ترکیه در قبال سوریه و عراق شاهد بودیم؛ اکنون در حوزه مدیترانه در عملیات کشتی‌های اکتشافی که توسط ناوهای جنگی حمایت می‌شوند، قابل‌مشاهده است.

حاجی مینه ادامه داد: به نظر می‌رسد از نگاه حزب حاکم ترکیه خصوصاً اردوغان، سیاست تهاجمی برآمده از رئالیسم بهتر می‌تواند منافع این کشور را در حوزه پیرامونی مثل خاورمیانه و مدیترانه تأمین کند، هرچند بی‌اعتمادی ایجادشده در بحران سوریه بین ترکیه و ناتو خصوصاً پس از سقوط سوخوی روسی و همچنین کودتای نافرجام ترکیه نیز در تشدید این رویکرد آنکارا بی‌تأثیر نبوده است. رویکردی که به‌جای همراه کردن دیگران بیشتر به بی‌اعتمادی، واگرایی و ایجاد واکنش‌های متقابل منجر خواهد شد و هزینه‌های ترکیه در حوزه امنیتی را بالا خواهد برد.

دکتر حاجی مینه با اشاره به چشم‌انداز ترانزیت انرژی از منطقه شرق مدیترانه به اروپا گفت: ضرورت اقدام جمعی برای چنین منظوری انکارناپذیر است زیرا که استفاده از خطوط لوله برای انتقال پایدار و به‌صرفه انرژی مستلزم عبور از حوزه‌های سرزمینی کشورهای منطقه است. چشم‌اندازی که منافع بازیگران را در گرو همکاری و اقدام جمعی با یکدیگر ترسیم می‌کند و می‌تواند به‌عنوان یک بازدارنده در مقابل بالا گرفتن تنش‌ها عمل کند.

 

نگرانی اروپا از اضافه شدن بار بحران شرق مدیترانه بر بحران خاورمیانه

وی افزود: یکی از نگرانی‌هایی که نسبت به این منطقه خصوصاً در اروپا وجود دارد، اضافه شدن بار این بحران به بحران امنیتی خاورمیانه است که با توجه به نزدیکی جغرافیایی اروپا می‌تواند تبعات منفی جدی داشته باشد. از سوی دیگر ملاحظه این مسئله مبتنی بر تضعیف ناتو است که هدف و مأموریت آن علیه بازیگران خارجی همچون روسیه بوده و در چنین شرایطی با توجه به درگیری و جبهه‌گیری بازیگران ناتو مقابل یکدیگر به‌گونه‌ای دچار تنش درونی و بازماندن از مأموریت خود خواهد شد که می‌تواند به‌نوبه خود تغییرات در ژئوپلیتیک قدرت را در سطح فرا منطقه‌ای هم به دنبال داشته باشد.

حاجی مینه مهم‌ترین پیامدهای تنش فعلی در شرق مدیترانه را تشدید تنش‌ها بین ترکیه و یونان، شروع دور جدید مسابقه تسلیحاتی در منطقه، پررنگ شدن خطوط گسل ژئوپلیتیک منطقه، تضعیف بیشتر روند عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا بیش از هر زمان دیگر، تشدید واگرایی ترکیه از ناتو و نزدیکی بیشتر به روسیه و نقش‌آفرینی بیشتر بازیگران اروپایی همچون آلمان و فرانسه دانست.