جرالد فیراشتاین در این گفت‌وگو اصلی‌ترین چالش امنیتی و هژمونیک کنونی برای ایالات‌متحده را رشد نفوذ اقتصادی و تجاری چین می‌داند که در سال‌های اخیر با توسعه نفوذ سیاسی و امنیتی نیز عجین شده است. سیاست چرخش به آسیا از خلیج‌فارس را که در دستورکار واشنگتن قرار دارد، نتیجه درک آمریکا از جدی بودن تهدید چین برای امنیت ایالات‌متحده و رشد نفوذ چین در برابر افول نفوذ آمریکا می‌داند.

فیراشتاین نزدیکی ایران و چین را در ابتدا ناشی از وابستگی پکن به ایران برای تامین انرژی خود می‌بیند و می‌گوید که در واشنگتن، احتمال همکاری استراتژیک بین تهران و پکن را یک تهدید جدی در برابر سیاست‌های ایالات‌متحده در قبال ایران می‌داند.

جرالد فیراشتاین – معاون ارشد اندیشکده خاورمیانه آمریکا

آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح گفتگوی سایت شورای راهبردی روابط خارجی با جرالد فیراشتاین، معاون ارشد اندیشکده خاورمیانه «MEI» در واشنگتن، است:

********

پرسش: به نظر می‌رسد دولت ترامپ تلاش کرده است تا با چرخش تمرکز خود از خلیج‌فارس بر منطقه آسیا-اقیانوسیه، فشارها بر چین را افزایش دهد، اما در عمل این موضع تنها منجر به رشد نفوذ چین در منطقه خلیج‌فارس شده است. آیا این تغییر سیاست در نهایت منجر به مهار چین شده یا کاهش نفوذ ایالات‌متحده در خلیج‌فارس را به دنبال داشته است؟

پاسخ: آنچه تحت «چرخش به سوی آسیا» از آن نام برده می‌شود در ابتدا توسط دولت باراک اوباما اجرایی شد و به دلیل درک از رقابت بین قدرت‌های بزرگ به‌عنوان جدی‌ترین چالش امنیتی امروز برای ایالات‌متحده، از سوی دولت ترامپ نیز ادامه یافت. به رغم منافع آمریکا در تمرکز بر منطقه آسیا و اقیانوسیه به‌عنوان شالوده تأکید امنیتی و دفاعی ایالات‌متحده، در عمل واشنگتن چرخش چندانی از خلیج‌فارس به آسیا نداشته است. ایالات‌متحده همچنان حضور پررنگ خود را در این منطقه حفظ کرده است. از این رو، رشد نفوذ چین در خلیج‌فارس بیشتر نتیجه رشد نفوذ اقتصادی و تجاری چین است که انعکاسی از افول نفوذ ایالات‌متحده است.

پرسش: از نظر شما، ایا این رویکرد نقشی در نزدیک شدن تهران و پکن به یکدیگر داشته است؟

پاسخ: روابط ایران و چین نخست حول محور نقش ایران به‌عنوان یکی از مهم‌ترین تامین‌کنندگان انرژی برای چین، اهمیت استراتژیک ایران در برنامه «یک کمربند-یک راه» و نیز سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی چین در ایران قرار دارد. اما در حالی که جای پای چین در عرصه جهانی محکم‌تر می‌شود، پکن نیز مواضع تهاجمی‌تری را در حوزه‌های امنیتی و سیاسی اتخاذ می‌کند.

 

نگرانی واشنگتن از نزدیکی ایران و چین

ابتکار دیپلماتیک چینی‌ها با ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، بر تمایل چین برای به چالش کشیدن ایالات‌متحده و ایفای یک نقش مثبت در کاهش منازعه‌ و تنش در منطقه تأکید دارد. به‌علاوه، برقراری روابط استراتژیک ایران و چین نیز در واشنگن به‌عنوان یک چالش مستقیم و جدی در زمینه سیاست آمریکا در قبال ایران و تسلط آن در منطقه نگاه می‌شود.

پرسش: در حالی که همه‌گیری ویروس کرونا موجب جان باختن بسیاری در برخی از لیبرال‌ترین کشورها نظیر ایالات‌متحده، بریتانیا و برزیل شده است، این شرایط چگونه می تواند روند جهانی‌شدن را تضعیف و به تقویت ناسیونالیسم منجر شود؟

پاسخ: روند گذار از جهانی‌شدن اندکی قبل از آغاز شیوع کرونا، کلید خورده بود. سیاست «آمریکا در درجه اول» دونالد ترامپ، شفاف‌ترین تلاش‌های ناسیونالیستی در میان دولتمردان جهان بود.

 

جهانی شدن در سرازیری افول است

اما زمانی که همه‌گیری کرونا نیز آغاز شد، نگرانی‌ها از وابستگی به زنجیره‌های تامین جهانی در مورد کالاهای حیاتی و به ویژه موارد مربوط به حوزه پزشکی و سلامت، موجب تشدید تقاضا و تمایل کشورها برای افزایش تولید بومی شد.

پیش‌بینی در این مورد که بهبود وضعیت اقتصاد جهانی روندی طولانی و ناهموار خواهد بود نیز موجب افزایش تمایل به وابستگی بر محصولات بومی می‌شود تا بتوان نرخ اشتغال را افزایش داد.

پرسش: کشورهایی نظیر روسیه، چین یا کره شمالی که به‌عنوان دشمنان ایالات‌متحده در نظر گرفته می‌شوند، انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در نوامبر را چگونه می‌بینند و آن طور که گفته شده چه تلاش‌هایی را می توانند احتمالا برای تاثیر بر این انتخابات انجام دهند؟

پاسخ: جامعه اطلاعاتی ایالات‌متحده هم اکنون نیز در مورد شواهدی گزارش می‌دهد که نشان می‌دهند روسیه یکبار دیگر در تلاش است تا به سود دونالد ترامپ، بر انتخابات آمریکا تاثیر بگذارد و در آن دخالت کند. در حالی که دیدگاه چینی‌ها در این مورد کمی پیچیده‌تر است، اما شواهدی وجود دارند که چین نیز تمایل به پیروزی جو بایدن در انتخابات نوامبر دارد، البته نه به صورت مخفیانه‌ای که روسیه انجام می‌دهد. دیدگاه کره‌شمالی نیز در این باره چندان مشخص نیست.

پرسش: با توجه به افزایش نفوذ و دخالت سعودی‌ها در میان کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس، حتی این کشورها نیز که متحد ریاض هستند، نسبت به رشد روزافزون دخالت‌های عربستان در امور داخلی خود نگرانی‌های عمیقی دارند و حتی برخی از آن‌ها بر این باورند که می‌توانند از ایران به‌عنوان یک قدرت توازن ساز در برابر توسعه‌گرایی ریاض استفاده کنند. به اعتقاد شما رشد نفوذ سعودی‌ها چگونه منطقه و حتی کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس را تهدید می‌کند؟

 

کشورهای عربی از نفوذ و دخالت سعودی‌ها واهمه دارند

پاسخ: یک ضرب‌المثل در آمریکا وجود دارد و مفهوم آن این است که کشورهای کوچک‌تر و ضعیف‌تر همواره این احساس را دارند که توسط همسایگان قدرتمندتر خود قربانی خواهند شد. منطقه خلیج‌فارس نیز از این قاعده مستثنی نیست. کشورهای کوچک‌تر منطقه مثل یمن، کویت، بحرین، عمان و حتی امارات همواره تا حدی نگران هستند که ممکن است توسط همسایه بزرگ‌تر خود در عربستان مضمحل شوند. به همین دلیل، سازمان‌های میان دولتی نظیر شورای همکاری نقش مهمی به‌عنوان تضمینی برای اینکه کشورهای کوچک‌تر می‌توانند صدای خود را حفظ کنند و سیاست‌های خود را در منطقه داشته باشند، اهمیت دارند.

پرسش: شما روابط قطر و عربستان سعودی در آینده را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

پاسخ: در نهایت عربستان سعودی و قطر مسیر‌هایی را برای کاهش تنش ایجاد خواهند کرد و حتی در پایان سال 2019 نیز تحرکاتی را در این زمینه انجام دادند. منبع اصلی تنش در کشورهای عربی حاشیه خلیج (فارس) میان امارات متحده عربی و قطر است و دلیل اصلی آن نیز مخالفت شدید ابوظبی با اسلام سیاسی و اخوان المسلمین است که قطر به شدت از آن حمایت می‌کند.

پرسش: پیامدهای امنیتی برنامه هسته‌ای عربستان برای منطقه چه خواهند بود؟

پاسخ: نگرانی‌ها از احتمال درگیری و یک رقابت تسلیحاتی هسته‌ای در منطقه خلیج فارس یکی از همان دلایل اصلی بود که مذاکرات هسته‌ای با ایران را رقم زد.

 

هسته‌ای شدن عربستان خطرات مهلکی دارد

محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان حتی این موضوع را نیز به صراحت مطرح کرده است که اگر ایران سلاح هسته‌ای بسازد، او نیز این کار را انجام خواهد داد. این شرایط یک تحول بسیار خطرناک برای امینت منطقه‌ای و ثبات خواهد بود بر لزوم و اهمیت حل وفصل هرچه سریعتر اختلافات میان تهران و ریاض از طریق گفت و گو تأکید دارد.

پرسش: با توجه به شرایط ناپایدار در یمن، آیا بحران یمن ادامه خواهد یافت؟ ملزومات یا پیش‌شرط‌های ایجاد ثبات در این کشور را چه می‌دانید؟

پاسخ: متاسفانه، هیچ نشانه‌ای از اینکه طرف‌های درگیر در بحران یمن آمادگی لازم برای نیل به یک راه‌حل سیاسی در جهت رفع این بحران داشته باشند دیده نمی‌شود.

 

حل بحران یمن نیازمند زمان بیشتر است

در جهت نیل به چنین نقطه‌ای، ضروری است که دو طرف درگیر به این درک برسند که نمی‌توانند با راهکار نظامی به پیروزی برسند و از این رو باید به میز مذاکرات بازگردند. حتی با حل موضوع مربوط به دولت حوثی در بحران یمن، وضعیت در این کشور همچنان پرتنش و بی ثبات ادامه خواهد یافت. صلح و امنیت حقیقی در این کشور نیازمند یک دوره طولانی از همکاری داخلی، بهبود اقتصادی و ایجاد ظرفیت برای موسسات دیپلماتیک خواهد بود.