بهروز ایاز در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی در رابطه با جنگ لفظی تازه­ میان مقامات هند و پاکستان، ماهیت و هسته اصلی اختلاف و دشمنی دو کشور را مساله کشمیر عنوان کرد و افزود: کشمیر بعد از 73 سال همچنان به عنوان خطرناک‌ترین منطقه جهان، در محور اختلافات اسلام آباد و دهلی نو باقی مانده است که بارها دو کشور را رو در روی یکدیگر قرار داده و امنیت منطقه جنوب آسیا و روابط دو کشور را به خود گره زده است.

 

مسلمانان کشمیری نمی ­خواهند در کنار هند بمانند

وی با اشاره به تحولات تاریخی که منجر به ایجاد مناقشه کشمیر شد، گفت: شواهد حاکی از آن است که اکثر مسلمانان کشمیری نمی­ خواهند در کنار هند بمانند اما هند روش­ های خشونت ­آمیز شبه نظامیان کشمیری را بهانه می­کند تا کنترل غالبا خشونت آمیز ارتش خود در کشمیر را توجیه کند.

ایاز با بیان اینکه کشمیر شناسه و ماهیت دشمنی کهنه و عمیق هند و پاکستان است، افزود: موضع­ گیری و جنگ لفظی اخیر مقامات دو کشور علیه یکدیگر نیز ناشی از تحرکات اخیر هند در کشمیر و موضع گیری های پاکستان در واکنش به آن بوده است. در جریان حمله انتحاری در 14 فوریه 2019 در پولواما (واقع در جامو و کشمیر هند) توسط یک شبه نظامی مسلمان پاکستانی که طی آن 46 افسر هندی کشته شدند و پذیرفتن مسئولیت آن توسط گروه شبه نظامی «جیش محمد»، فصل تازه‌ای از اختلافات اسلام آباد و دهلی نو رقم خورد که هنوز هم ادامه دارد.

وی با اشاره به حمله تلافی جویانه هند به مقر این گروه در بالاکوت پاکستان و کشتار حدودا 350 نفر از آنها و هچنین تشدید درگیری مرزی دو کشور، ادامه داد: لغو ماده 370 قانون اساسی هند مبنی بر وضعیت ویژه خودمختاری کشمیر و تصویب لایحه اعطای شهروندی به اقلیت های غیرمسلمان از سوی هند، اعتراض اسلام آباد را به همراه داشته و درگیری های نظامی این دو را در کشمیر بوجود آورد. اگر به این مسائل نفوذ روزافزون هند در افغانستان و نارضایتی اسلام آباد از این مساله را اضافه کنیم، می‌توان درک بهتری از علل تنش های بین دو کشور داشت که این خود موضوع دیگری است.

 

هند به دنبال برتری منطقه ­ای

این کارشناس مسائل آسیا در خصوص پیامد این تنش‌ها در منطقه و مدیریت روابط دو کشور، اظهارکرد: هند در سیاست خارجی خود همیشه به دنبال برتری منطقه­ ای بوده است. تبدیل شدن به قدرت برتر شبه قاره، توسعه اقتصادی و تبدیل شدن به قدرت برتر اقتصادی، تاثیرگذاری بر جریانات مهم بین‌المللی، ترویج و منتقل کردن الگوی فرهنگ سازگاری و دموکراسی هندی در جهان، تلاش برای عضویت دائم در شورای امنیت سازمان ملل تنها بخشی از اهداف هند در سطح منطقه‌ای و جهانی بوده است. هر گونه بی‌ثباتی در منطقه می‌تواند دهلی نو را از دستیابی به این اهداف دور کند و مانعی برای پیشبرد اهدافش در سطح منطقه‌ای و جهانی باشد.

ایاز با بیان اینکه پاکستان دارای مشکلات داخلی اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای است که جنگ و بی‌ثباتی می‌تواند آن را دو چندان کند، لغو تجارت دو جانبه، بستن حریم هوایی برای پروازهای دو کشور، اخراج سفرای یکدیگر را از جمله اقدامات هند و پاکستان علیه هم عنوان کرد و افزود: هر دو کشور از این وضع متضرر می­ شوند و موجب کاهش رشد اقتصادی، پایین آمدن امنیت و ثبات نسبی خواهد شد.

وی با تاکید بر اهمیت راهبردی منطقه جنوب آسیا، اضافه کرد: هر گونه درگیری، تنش و بی‌ثباتی می‌تواند ضمن خارج کردن کنترل امنیت منطقه، افزایش درگیری های مرزی را ایجاد کند که این خود سبب افزایش رقابت تسلیحاتی و افزایش زرادخانه‌ها و کلاهک­ های هسته‌ای دو کشور می‌شود و نتیجه آن موازنه جدید و یارگیری کشورهای منطقه در برابر یکدیگر خواهد بود.

 

گسترش افراط گرایی پیامد تنش ها در جنوب آسیا

این تحلیل‌گر مسائل آسیا ادامه داد: گسترش افراط گرایی و اجتماع گروه های افراط گرا پیامد دیگر این تنش­ ها خواهد بود و گروه های تروریستی به ویژه داعش از این آب گل آلود منطقه، بیشترین استفاده را خواهند برد و فرصتی مناسب برای اشاعه و تقویت خود می‌یابند که بی‌ثبات شدن هر چه بیش‌تر منطقه را به همراه خواهد داشت.

 

وضعیت هند و پاکستان در حالت بازی حاصل جمع صفر

ایاز با بیان اینکه آینده روابط دو کشور بستگی به فاکتورهای داخلی مانند هویت، فرهنگ و نخبگان سیاسی، و همچنین عوامل منطقه‌ای و بازیگران بزرگ بین‌المللی دارد، توضیح داد: با توجه به این که اختلافات هند و پاکستان نه مربوط به مسائل اقتصادی، و نه به طور کامل سیاسی، بلکه راهبردی، هویتی و فرهنگی بوده و سیاست دو کشور برگرفته از این عامل است، وضعیت آنها را در حالت بازی حاصل جمع صفر قرار داده است.

وی یادآور شد: از نظر هندی‌ها به ویژه ملی گرایان آن، تاریخ هند یک داستان طولانی از مبارزه هندوها علیه تهاجم است، هند در هزاره گذشته به طور خاص یک میدان نبرد تمدنی بین هندو و مسلمان بوده است. این واقعیت که امپراتوری­ های غالب هند، سلطنت دهلی و امپراتوری گورکانیان و مغول بودند کافی است تا هند­ی ها، اسلام را به عنوان یک سلطه بیگانه بر مردم بومی خود ببینند. در جهت مقابل، اسلام عاملی بوده تا پاکستان ماهیت خود را با آن تعریف کند و هند را به عنوان « دیگری» خود بشناسد. در واقع بعد از استقلال پاکستان، ما شاهد رویارویی هندوئیسم و اسلام در شبه قاره هستیم و شکل گیری پاکستان نمود این تقابل بوده است.

ایاز افزود: این تقابل در مساله کشمیر نیز به همین ترتیب است. به زعم هند، کشمیر به عنوان یک ایالت با اکثریت مسلمان تنها ماهیت سکولار بودن سیاست هند را نشان می­دهد، بحث ملی­ گرایان هندو و در راس آن حزب بی. جی. پی که نارندرا مودی ریاست آن را بر عهده دارد، بر جنبه­ های دیگری از موضوع تمرکز دارد. آنها معتقدند که هند باید یک دولت هندو باشد، و از دست دادن کشمیر نشان­ دهنده پیروزی مسلمانان بر هندوئیسم است. به این معنی که آنها کشمیر را جزئی از هندوستان و به عنوان بخشی از هندی­ های هندوستان تعبیر می­کنند. بنابراین مسلمانان کشمیری باید یا سرزمین خود را ترک کنند یا یاد بگیرند در یک کشور هندی زندگی کنند.

این کارشناس تحولات آسیا با بیان اینکه ادعای مالکیت پاکستان در کشمیر و واکنش آن نسبت به وقایع کشمیر توسط ملی­ گرایان هند به عنوان مداخله و شواهدی از یک تهدید اسلامی مورد استفاده قرار می‌گیرد، گفت: این مساله، خود نشان دهنده عمق اختلافات و پیچیدگی بحران و بازی حاصل جمع صفر بین دو کشور است.

وی تاکید کرد: بنابراین کشمیر به یک موضوع نمادین و حیثیتی برای دو کشوری تبدیل شده و باید گفت که با توجه به حیثیتی شدن موضوع مورد اختلاف، نقش پررنگ ارتش دو کشور در سیاست خارجی، موضع افراطی ناسیونالیستی حزب بی.جی.پی و نگاه منفی آن نسبت به مسلمانان، انتظار می‌رود اختلافات دو کشور نه تنها در آینده نزدیک حل نشود، بلکه همچنان به صورت درگیری های لفظی، سیاسی و گاه نظامی باقی بماند.

 

کشمیر و افغانستان عامل تنش بین اسلام آباد و دهلی نو

ایاز اضافه کرد: اگرچه تنش بین اسلام آباد و دهلی نو مربوط به مسئله کشمیر و تا حدی افغانستان است و این دو منطقه (کشمیر و افغانستان) به میدان نبردی برای آنها تبدیل شده، اما توجه به بازیگران بزرگ بین‌المللی و قطب بندی آنها در مقابل یکدیگر، آن هم در منطقه شبه قاره می‌تواند روشن کننده زاویه‌ای دیگر از آینده این منطقه باشد.

وی با بیان اینکه رد پای قدرت های بزرگ از بدو استقلال این کشورها در این منطقه وجود داشته است، به حمایت تاریخی اتحاد جماهیر شوروی از هند، و ایالات متحده و چین از پاکستان اشاره کرد و افزود: اگر به رقابت سنتی و کهنه چین و هند و دوستی دیرینه چین و پاکستان توجه داشته باشیم می‌توان بخشی از علل این تنش ­ها و همچنین راه حل ­ها و آینده منطقه شبه قاره را در بازی قدرت­های بزرگ در شبه قاره جستجو کرد. به ویژه اینکه ایالات متحده به عنوان متحد کنونی هند، همراه با این کشور سعی در مهار چین دارند. از سویی دیگر چین، از طریق پاکستان سعی در کنترل هند دارد.

 

منطق قدرت های بزرگ و منافع آنها مانع درگیری بزرگ هند و پاکستان

این کارشناس مسائل  آسیا با تاکید بر اینکه منطق قدرت های بزرگ و منافع آنها در این منطقه مانع از بروز درگیری بزرگ بین دو کشور خواهد داشت، تصریح کرد: ایالات متحده ، آسیای جنوبی را به عنوان مرکز تروریسم و افراط گرایی مذهبی معرفی کرده و از این رو علاقه مند است تا به دلیل اهمیت این منطقه برای خود و منافعی که در آن دارد، بتواند ثبات منطقه ای، جلوگیری از گسترش سلاح های هسته‌ای و به حداقل رساندن پتانسیل جنگ هسته‌ای بین هند و پاکستان را تضمین کند.

وی ادامه داد: چین نیز با توجه به پیوندهایی که با هند و پاکستان از یکسو و نیاز به ثبات و صلح منطقه‌ای برای پیشبرد اهدافی چون طرح یک کمربند- یک جاده، که بخشی از آن از کشمیر می­ گذرد دارد، از سوی دیگر، خواستار حفظ محدودیت دو طرف و تمرکز بر صلح و ثبات منطقه‌ای است. بنابراین این دو کشور هسته‌ای به دلیل عقلانیتی که پشت منطق سلاح های هسته‌ای وجود دارد و با توجه به مجموعه شرایط هیچ گاه به جنگ تمام عیار علیه یکدیگر نخواهند پرداخت ولی این درگیری‌ها به صورت محدود بین دو کشور باقی خواهند ماند.