دکتر رضا سراج در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه ترور سردار سلیمانی توسط آمریکا را می توان در چارچوب استیصال سردمداران کاخ سفید و انتقام از اقدامات امنیت بخش و عزت آفرین این شهید عالی مقام تحلیل کرد، خاطرنشان کرد: آمریکا در راستای راهبرد «فشار حداکثری» در صدد اجرای یک فرآیند پنج مرحله‌‌ای بود که طی آن ‌باید محاسبات جمهوری اسلامی تغییر یابد و ایران، به زعم آمریکا، از موضع ضعف به پای میز مذاکرات کانالیزه شود.

این استاد روابط بین الملل ادامه داد: آمریکا با تشدید فشار و تحریم‌های اقتصادی و بی‌ثبات‌سازی محیط محور مقاومت در تلاش است تا فرایند فشار حداکثری بر ایران را دنبال کند. علاوه بر این‌ها تلاش برای ناامن‌سازی محیط داخلی ایران و معتبر ساختن ادراک تهدید و جنگ و همچنین ایجاد دوگانگی و شکاف ملی در ایران را نیز می توان در این راستا ارزیابی کرد.

وی اضافه کرد: از دیدگاه آن‌ها در چارچوب فرآیند فشار حداکثری پس از تشدید تحریم‌ها به ویژه در حوزه نفتی و بانکی، محیط منطقه‌ای ـ عمق استراتژیک – ایران نیز باید بی‌ثبات شود و هم‌افزا با ناامن سازی محیط داخلی ایران، ‌باید تسریع کننده ادامه فرآیند فشار حداکثری شود.

سراج با بیان اینکه سردار سلیمانی با اندیشه راهبردی منحصر به فردش، مانع از پیوستگی تهدید منطقه‌ای با محیط داخلی ایران و اجرای کامل فرآیند فشار حداکثری شد، گفت: عصبانیت آمریکا از این شهید عالی مقام آنجا بیشتر شد که ایشان با کمک جریان مقاومت، علاوه بر امنیت بخشی به محیط منطقه‌ای ایران (عراق، لبنان و…) و مهار پیوستگی تهدید، در صدد زمینه سازی برای خروج آمریکا از عراق، به عنوان آغازی برای خروج آمریکا از منطقه برآمد.

این تحلیلگر مسائل بین الملل تاکید کرد: سردمداران تروریست کاخ سفید که بیش از این تحمل شکست و تحقیر را نداشتند از روی استیصال، خود را ناچار به عملیات ترور ساختند.

وی با بیان اینکه اتخاذ راهبرد « مقاومت فعال» در برابر راهبرد «فشار حداکثری» آمریکا، رفتار ایران را بیش از گذشته تهاجمی کرد، افزود: همزمان شدن این رفتار تهاجمی و چالش‌های ترامپ در حوزه داخلی از یک سو و شکست‌های منطقه‌ای و همچنین ناتوانی آمریکا از دفاع در برابر متحدانش از دیگر سو، سرمداران کاخ سفید را ناگزیر به انجام اقدامی تروریستی و فاقد محاسبه کرد.

این استاد دانشگاه گفت: آمریکا و چند شریک هم‌پیمان او با این انگاره و ادراک که ترور حاج قاسم سلیمانی به عنوان پرچمدار رویکرد منطقه ای فعال ایران، راهبرد مقاومت فعال را با شکست مواجه می کند و جمهوری اسلامی را منفعل خواهد ساخت؛ یکی از پر اشتباه‌ترین تصمیمات خود طی چند دهه اخیر را عملیاتی کردند.

سراج در تشریح ابعاد اشتباه محاسباتی آمریکا در ترور شهید سلیمانی، به شرایط داخلی آمریکا و تحت فشار قرار گرفتن ترامپ در پی طرح استیضاحش اشاره کرد و گفت: سران آمریکا به دنبال این بودند که موضوع استیضاح ترامپ را به محاق ببرند و چالش‌های پیش روی او از ناحیه رقبا در انتخابات آینده را مهار کنند.

وی تلاش برای منفعل کردن محور مقاومت در منطقه و ممانعت از ادامه رفتار رویکرد منطقه ای فعال ایران و همچنین معتبر ساختن ادراک تهدید برای ایران و ایجاد دوگانه جنگ – صلح در ایران را از دیگر ابعاد این اشتباه محاسباتی دانست و گفت: آن‌ها تصور می کردند با این ترور، محاسبات ایران تغییر خواهد کرد و با ممانعت از برداشتن گام های نهایی خروج از برجام، مذاکره با آمریکا را خواهد پذیرفت و در نتیجه چهره آمریکا پس از شکست‌های اخیر ترمیم خواهد شد.

این استاد روابط بین الملل ادامه داد: اما آنچه در محاسبات آمریکا لحاظ نشده بود؛ تاثیر مافوق انتظار شهادت سردار قاسم سلیمانی بود. این واقعه بسیار عظیم، همزمان تحولی شگرف و رستاخیزی غیر قابل تصور در تمامی روندهای محیط داخلی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌‌ای ایجاد کرد.

وی در توضیح پیامدهای راهبردی این اقدام آمریکا با اشاره به حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع پیکر شهید سلیمانی و همراهانش گفت: شهادت سردارسلیمانی محیط داخلی ایران را سرشار از انسجام و فرصت کرد.

سراج همچنین با اشاره به تصویب قطعنامه خروج آمریکا از عراق از سوی پارلمان این کشور و انتقادات مقامات داخلی آمریکا از این اقدام ترامپ، گفت: اقدام جنایتکارانه آمریکا، محیط منطقه‌ای را برای توسعه کمی و کیفی محور مقاومت و خروج آمریکا از منطقه مهیا ساخت و چالش‌های ترامپ را در محیط داخلی آمریکا فزآینده کرد. از این پس شهید سلیمانی برای انقلاب اسلامی کارآمدتر و برای آمریکا، اسرائیل و متحدینشان خطرناک‌تر از سردار سلیمانی شده است.