دکتر سید رضی عمادی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه باید پذیرفت آنچه در قالب اعتراضات در عراق و لبنان در حال وقوع است، رخدادی واقعی است و صرفا سازمان یافته و طراحی شده از خارج کشور نیست، اظهار کرد: مردم لبنان و عراق معترض‌ هستند و اعتراض‌شان هم بجاست. این گونه نیست که بگوییم از کشوری خط گرفته شده باشد، بلکه ریشه در شرایط داخلی دارد؛ برای مثال در لبنان میزان بیکاری جوانان بالای 35 درصد است، این مسئله برای کشوری مانند لبنان آمار بالایی است.

این تحلیل‌گر تحولات غرب آسیا ادامه داد: در لبنان شاهد هستیم فساد به شکل گسترده‌ای وجود دارد و دیده می‌شود برخی جریانات عملا منافع ملی لبنان و مشکلات مردم برایشان اهمیت ندارد، بلکه صرفا تصدی در قدرت برایشان حائز اهمیت است.

وی گفت: اینها موضوعاتی نیست که مردم لبنان بتوانند دیگر آن را تحمل کنند، زیرا شرایط زندگی‌شان سخت شده است. می‌بینند همانطور که فقر و بیکاری و شرایط معیشت‌‎شان وخیم‌تر می‌شود، میزان فساد هم روند تصاعدی دارد. شکاف عمیقی میان دولتمردان، احزاب و مردم به وجود آمده است، بنابراین مردم اعتراض می‌کنند و تظاهراتشان هم بجاست.

عمادی با اشاره به سخنان سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان، درخصوص اعتراضات مردمی‌ ادامه داد: آقای نصرالله هم اعلام کرد که ما از اعتراضات مردم حمایت می‌کنیم و خواستار رسیدگی جدی به مطالبات مردمی هستیم.

این استاد روابط بین الملل با بیان اینکه لبنان به دلیل شرایط خاص این کشور بستر مداخله خارجی را دارد، افزود: یکی از مهم‌ترین دلایل شرایط خاص این کشور، وجود حزب الله در لبنان است. حزب الله یک گروه عربی است که در یک کشور عربی رشد کرده و قدرت گرفته است و امروز در منطقه غرب آسیا قابل نادیده گرفته شدن نیست.

وی خاطرنشان کرد: حتما هر کس بخواهد تحولات منطقه را بررسی کند، باید وزن و جایگاه حزب الله لبنان را مدنظر قرار دهد؛ اما این موضوع برای برخی بازیگران خارجی و به خصوص بازیگران منطقه‌ای قابل پذیرش نیست، زیرا حزب الله به عنوان گروهی فعالیت می‌کند که در مدار ایران قرار دارد و به عنوان مهم‌ترین متحد منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران و بازوی راستش در تحولات منطقه است و نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در نفوذ و موقعیت‌یابی و تقویت جایگاه آن در منطقه ایفا می‌کند. این نقش در یک دهه اخیر کاملا مشهود بوده است، به خصوص در جریان مبارزه با تروریسم در سوریه حزب الله نقش فعالی داشته است. به همین دلیل هم است که حزب الله مخالفان جدی‌ هم در داخل لبنان دارد و هم در سطح منطقه‌ای و فرامنطقه ای. باتوجه به این کارکرد حزب الله لبنان است که این کشور بستر مداخله خارجی را دارد. ما در تحولات اخیر هم شاهد این موضوع هستیم.

این تحلیل‌گر تحولات غرب آسیا با بیان اینکه عربستان و حتی امارات در تحولات لبنان نقش دارند، ادامه داد: وقتی در سال 2018 در لبنان انتخابات برگزار شد گزارش‌های متعددی داشتیم مبنی بر اینکه عربستان و به خصوص امارات کمک‌های مالی هنگفتی به برخی از نامزدهایی که مخالف ائتلاف مقاومت هستند، انجام داده‌اند. یعنی به دنبال این بوده‌اند که ائتلاف مقاومت رای نیاورد، اما نتیجه هم نداد و ائتلاف مقاومت حائز اکثریت آرا شد.

عمادی اضافه کرد: الان هم اینگونه است و عربستان و امارات تلاش می‌کنند از درون اعتراضات ضد دولتی در لبنان منافع خود را پیگیری کنند. حتی خبرهایی منتشر شده مبنی بر اینکه سفارتخانه های عربستان و امارت در بیروت در حال توزیع غذا و تامین نیازهای معترضان هستند و حتی پول می‌دهند برای اینکه آن‌ها در تظاهرات شرکت کنند. اینها شواهدی است که درباره نقش عربستان و امارات در ناآرامی‌ها در لبنان وجود دارد.

این استاد دانشگاه گفت: نکته دیگر این است که به نظر می‌رسد که این نقش به چند شکل در حال ایفا شدن است. ابتدا اینکه تظاهرات را به سمت تظاهرات علیه حزب الله سوق دهند که به نظر می‌رسد در این زمینه موفق نبوده اند، چرا که موضع گیری‌های آقای سید حسن نصرالله موضع‌گیری‌هایی نبوده که مردم بیایند علیه حزب الله عمل کنند، بلکه او از تظاهرات مردمی دفاع و در عین حال از استعفای دولت هم جلوگیری کرده است، چرا که دولت باید پاسخگو باشد.

عمادی ادامه داد: کارکرد سعد حریری برای عربستان تمام شده است و آقای حریری به مرحله‌ای رسیده که آن کارکرد را برای سعودی ها ندارد. بنابراین عربستان به دنبال این است که تظاهرات لبنان به سمتی حرکت کند که شخصی غیر از حریری از دل این اعتراضات بیرون بیاید و پست نخست وزیری را در اختیار بگیرد. شخصی که در ضدیت با جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان علنی تر رفتار می‌کند و شفاف تر ضدیت خود را بروز دهد.

این استاد روابط بین الملل گفت: منافع عربستان هم با این تامین می‌شود که لبنان وارد دوره خلا شود مانند بازه زمانی طولانی مدتی که حدود بیش از30 ماه طول کشید تا رئیس جمهور این کشور، آقای میشل عون، انتخاب شد، زیرا در همان بازه زمانی‌ای که «تمام سلام» نتوانست کابینه اش را تشکیل دهد بازه زمانی و خلا قدرتی به وجود آمد. در این خلا قدرت عربستان تلاش می‌کند برای اعمال فشار بر مقاومت در لبنان استفاده کند تا در اثر این اعمال فشار مقاومت کوتاه بیاید و از سهم مقاومت در کابینه لبنان کاسته شود.

عمادی تاکید کرد: در واقع یکی از اهدافی که پیگیری می‌کنند این است که ضمن تضعیف مقاومت، جایگاهش در توزیع قدرت لبنان هم روند نزولی داشته باشد، البته این با واقعیتهای لبنان هم همخوانی ندارد، چرا که در انتخابات مه 2018 شاهد بودیم که ائتلاف مقاومت حائز اکثریت کرسی ها شد. یعنی اگر توافقنامه طائف مبنی بر توزیع قدرت بر اساس فرقه گرایی نبود، رئیس جمهور لبنان باید یک نفر را از میان ائتلاف مقاومت به عنوان نخست وزیر معرفی می‌کرد و امکان تشکیل کابینه هم وجود داشت، چرا که 68 کرسی را به دست آوردند و این اتفاق بسیار حائز اهمیتی برای تحولات لبنان است.

این استاد روابط بین الملل یادآورشد: با توجه به جایگاهی که مقاومت در ساختار قدرت لبنان و ساختار تحولات منطقه‌ای دارد، عربستان سعودی و متحدانش به خصوص امارات تلاش می‌کنند که جایگاه و نقش مقاومت در ساختار قدرت لبنان را کاهش دهند و از درون تظاهرات این چنینی که در لبنان در حال برگزاری است، به هدفشان برسند.

وی درخصوص نقش آمریکا در این ناآرامی‌ها نیز گفت: نوع کنش آمریکا هم مانند عربستان است و تفاوت چندانی ندارند. این‌ها همه در یک محور بازی می‌کنند. آمریکا به دلیل بحث رژیم صهیونیستی، بیشتر به حزب الله فشار می‌آورد. حزب الله در حال حاضر مهم‌ترین دشمن رژیم صهیونیستی است، به طوری که بیشترین ضربه ها را به این رژیم زده و همچنان می‌تواند بزند. بنابراین آمریکا حزب الله را در لیست تروریستی خود قرار داد و تحریم کرد و انواع فشارها را به حزب الله وارد کرد.

عمادی ادامه داد: در شرایط کنونی هم آنچه آمریکا از دل تظاهرات لبنان می‌خواهد به دست بیاورد همین موضوعی است که درباره عربستان هم مطرح است. آمریکا هم تلاش می‌کند تظاهرات را به سمت ضدیت با حزب الله سوق دهد و هدایت کند و در عین حال جایگاه حزب الله را در ساختار قدرت لبنان به نوعی تضعیف کند. با توجه به این شرایط سعی می‌کنند که بهره برداری این شکلی از لبنان داشته باشند.

این تحلیل‌گر تحولات غرب آسیا افزود: آنچه در لبنان و همچنین در عراق جریان دارد، غیرواقعی نیست، اما به طور کلی معتقدم خشونت‌های خیابانی و درگیری میان مردم و نیروهای امنیتی ساخته دست مردم نیست بلکه اینها ریشه‌ای بیرونی دارد تا این تحولات به این سمت سوق یابد، زیرا منافع بازیگران بیرونی در خشونت‌های خیابانی در این کشورها قرار دارد.