دکتر سیامک باقری در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی در رابطه با توقف مذاکرات کارشناسان آمریکا و کره شمالی در همان روز اول گفتگوها، اظهارکرد: اگرچه در ابتدا از ناحیه برخی تحلیلگران بسیار خوش بینانه به موضوع مذاکرات آمریکا در دوره ترامپ با کره شمالی پرداخته می شد اما به تدریج نشان داد در موضع رفتارشناسی دولت آمریکا به این نکته می توان پی برد که آمریکایی ها در شرایط خاصی قرار دارند و در چارچوب این شرایط خاصی که برای خود تعریف کرده اند اقداماتی در حوزه روابط بین الملل آغاز کرده اند که تا حدودی با گذشته متفاوت است.

وی توضیح داد: ریشه بخشی از ناکامی ها در مذاکرات آمریکا و کره شمالی در همین نکته است و خروج آمریکا از توافقنامه های کلان بین المللی هم با همین نگاه قابل تحلیل است. سخن ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل در خصوص شعار «جهان وطنی» و اینکه پیروزی از آن وطن پرستان است نه جهانی شدن؛ نشان دهنده این است که آمریکا صرفا به دنبال منافع خود است. در این چارچوب در توافقنامه هایی که از گذشته در آن حضور داشتند تجدید نظر می کنند و سعی می کنند که کاملا در چارچوب منافعشان و حل مشکلات داخلی پیش بروند و در مذاکراتی که بنا است منجر به توافقنامه ای شود هم با همین هدف پیش می روند.

این تحلیگر تحولات آمریکا ادامه داد: با این تفاسیر آمریکا در ارتباط با کره شمالی در هر مذاکره یکسری خواسته ها را به صورت تدریجی مطرح می کند. این امر باعث شده که کره شمالی به این نتیجه برسد که آمریکا با چارچوب و مرزبندی مشخصی با آنها مذاکره نمی کند و در هر مذاکره بحث های جدیدی مطرح می شود که نشان دهنده این است که آنها عموما به دنبال منافع حداکثری خود هستند و مذاکره ای برای آنها قابلیت تداوم و نتیجه دارد که بیشترین و حداکثر منافع را برای آنها به همراه داشته باشد.

وی گفت: کره شمالی با توجه به تجربیاتی که دارد به ویژه تجربه برجام جمهوری اسلامی ایران خیلی در این موضوع محتاطانه عمل می کند و همین امر باعث شده که مذاکرات میان دو طرف دچار چالش شود و هر دور مذاکره با ناکامی روبرو شود.

باقری با اشاره به نزدیکی سال انتخابات آمریکا و تاثیر آن بر سیاست خارجی این کشور تصریح کرد: ترامپ به شدت به دنبال این است که بتواند در حوزه خارجی برگ برنده ای به دست بیاورد که آن را خرج موقعیت انتخاباتی خود کند. همانطور که در حوزه برجام و مذاکرات با جمهوری اسلامی ایران و دیدار با رئیس جمهور ایران مطرح می کردند که هدف مهمشان این بود که بتوانند بهره برداری داخلی بکنند در حوزه کره شمالی هم همین موضوع در حال دنبال شدن است.

وی اضافه کرد: آمریکایی ها مذاکرات را به گونه ای سوق می دهند که درعین حال که بیشترین منافعشان را تامین کند، قابلیت بهره برداری از آن در رقابت های حزبی در داخل کشورشان را هم داشته باشد.

این کارشناس مسائل آمریکا گفت: باید در نظر داشت که مذاکرات عموما در چارچوب بده و بستان هایی صورت می گیرد و طرفین احساس نیاز می کنند که به سمت مذاکره متمایل شوند تا در جریان مذاکرات بتوانند به وجه مشترکی از نیازمندی های خودشان و تامین نیازها و خواستهای طرف مقابل برسند. اگر این تامین خواسته ها به صورت برابر و به نحو رضایت مندانه ای صورت نگیرد مذاکرات پایدار نخواهد بود و یا اساسا تحقق پیدا نخواهد کرد.

باقری ادامه داد: در حوزه کره شمالی هم اینگونه است. خواسته هایی که آمریکا دارد و نوع احتیاطی که کره شمالی به خرج می دهد کار را به اینجا رسانده است. کره شمالی نمی خواهد همه تخم مرغ هایش را در سبد مذاکره با آمریکا قرار دهد و مسیری را طی کنند که دیگران آن را طی کرده و ناکام برگشته اند. کره شمالی تاکنون احساس می کند که آمریکا در برخی موارد آنها را به بازی می گیرد.

وی توضیح داد: به نظر می رسد که این مذاکرات نتیجه چندان روشنی در برندارد. آمریکایی ها هم اگرچه خلع سلاح کره شمالی برایشان مهم است اما این تنها هدفشان نیست. آمریکایی ها در حال بازی با موضوع کره شمالی در منطقه هستند. در واقع آمریکا مشکل بنیادی دیگری دارد. ضمن اینکه بحث انتخابات و مباحث روبنایی سیاسی بین حزبی وجود دارد حل آن مشکل بنیادی نیز برایشان بسیار بسیار راهبردی و حائز اهمیت است.

باقری گفت: در واقع آمریکا نمی خواهد موضوع کره شمالی به این سادگی حل شود. مذاکره با کره شمالی بنا است بازی زمان بر باشد تا آمریکا بتواند از طریق کره جنوبی و ژاپن و سایر بازیگران در این منطقه خاص منافع خود را با رفع  نارسایی ها و مشکلات داخلی شان تامین کند. کما اینکه همین موضوع را در بحث ایران شاهد هستیم. در بحث ایران مساله فقط برجام نیست بلکه بازی است که آمریکا باید در آن از کشوری مثل عربستان مانند گاو شیرده استفاده کند.

وی با تاکید بر اینکه این تحلیل در حوزه های دیگر هم وجود دارد، گفت: وقتی ترامپ مطرح می کند که باید اروپایی ها هزینه حفاظت از خودشان را بدهند به معنای این است که آمریکا با بحران اقتصادی درونی روبرو است و باید از این طریق تعهدات مالی و بین المللی خود را کاهش دهد و هم مسیری ایجاد کند که مشکلات اقتصادی داخلی خود ار حل کند. از این منظر چندان نمی توان خوش بین بود که این مذاکرات بتواند نتیجه مرضی الطرفین را در بر داشته باشد.