دکتر علیرضا کوهکن خاطرنشان کرد: اتفاقی که در منطقه تحت عنوان «طرح های امنیت خلیج فارس»، «طرح های امنیت کشتی رانی» یا « تامین امنیت انرژی در منطقه» یا اسامی دیگر از سوی سیاستمداران غربی بیان می شود دو جنبه دارد؛ ابتدا اینکه یک اتفاق واقعی در این منطقه افتاده و آن این است که متحدان آمریکا توان تامین امنیت خود و جریان انرژی و کشتیرانی را به صورت مستقل ندارند و به همین دلیل است که نیاز دارند طرف دیگری، از طرف آن‌ها این کار را انجام دهد.

وی اضافه کرد: در این باره دو گزینه تاکنون به صورت جدی از سوی غربی ها مطرح شده است. اولین طرح، آمریکایی و بعد هم طرح اروپایی بود؛ البته طرحی هم از سوی روس‌ها مطرح شده است که پیشرفتی در صحنه عملی نداشت.

این تحلیگر تحولات بین المللی گفت: تاکنون طرح آمریکا بیشترین نمود را داشته و کشورهایی هم به آن پیوسته اند؛ در همین سفر اخیر وزیر خارجه آمریکا به منطقه، امارات هم اعلام کرد به این طرح می پیوندد.

کوهکن در توضیح چرایی دنبال کردن این طرح‌ها تصریح کرد: غیر از ناتوانی کشورهای منطقه، دلیل مهم دیگری هم وجود دارد و آن این است که آمریکا هم به دلایلی که آقای ترامپ صراحتا چندین بار مطرح کرده، یعنی کاهش قدرت داخلی و مشکلاتی که دارد و تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی خود، توان هزینه‌کرد مستقل در منطقه را ندارد و یا به هر دلیلی نمی خواهد این کار را انجام دهد. به همین دلیل است که تلاش می کند ائتلافی بسازد و هزینه هایی را که احیانا این ائتلاف دارد، از طریق بقیه اعضا تامین کند. این تغییر مناسبات بین المللی و همین طور ناتوانی کشورهای متحد آمریکا در منطقه باعث شده که این طرح ها مطرح شود.

این استاد روابط بین الملل در رابطه با اینکه این طرح ها به سرانجام می رسد یا صرفا جنبه فشار روانی دارد؟ گفت: دو پاسخ می توان به این پرسش داد. پاسخ اول یک پاسخ دیپلماتیک است؛ به این معنا که ما ادعای آمریکایی ها را که البته قسمتی از آن هم با واقعیات منطبق نیست، نادیده بگیریم و پس از آن بگوییم در منطقه چه وضعیتی وجود دارد، مثل آنچه که اروپایی‌ها بیان می کنند. گویا ما به دنبال تلاش برای تامین امنیت منطقه هستیم بدون اینکه در نظر بگیریم این امنیت چرا نقض شده است.

وی ادامه داد: اگر چنین نگاهی داشته باشیم و شمار کشورهایی که به آن می پیوندد هم زیاد شود شاید بشود گفت این ائتلاف روی زمین هم تحقق پیدا می کند، اما اگر این نگاه را نداشته باشیم و سیاست را واقع بینانه ببینم باید بررسی کنیم که اساسا چرا این موضوعاتی که غربی ها مطرح می کنند اتفاق می افتد؛ چرا صادرات نفت عربستان نصف می شود؛ یک نمونه این است که فقط اتفاقی را که برای آرامکو افتاد، بررسی کنیم.

کوهکن گفت: راه دیگر این است که زمینه ها را هم بررسی کنیم؛ یعنی جنگی که خود عربستان در یمن آغاز کرده و یا ناامنی هایی که به واسطه حمایت از گروه های تروریستی مانند القاعده و داعش در این منطقه تزریق می شود و یا حتی مشکلاتی را که برای کشتیرانی ایجاد می شود، هم ببینیم. وقتی کشتی های ایرانی را در آبهای دنیا متوقف می کنند، طبیعی است که ممکن است کشتی های بقیه کشورها هم در خلیج فارس متوقف شود، یا وقتی صادرات نفت ایران کم می شود، ممکن است صادرات نفت بقیه کشورها هم کم شود. اگر بخواهیم این نگاه دوم را که تا اندازه ای واقع بینانه تر است، داشته باشیم باید توجه داشت که در شرایط کنونی توازن قدرتی که در خلیج فارس وجود دارد، به صورتی نیست که بشود با این ائتلاف های ناکارآمد و یا نیم بندی که مانند آن را در یمن شاهد بودیم، آنچه را که منظور غربی ها از امنیت است، در این منطقه ایجاد کرد.

وی همچنین درخصوص استقبال سرد کشورهای اروپایی از طرح آمریکا و احتمال افزایش یا کاهش این استقبال با توجه به تحولات اخیر در منطقه گفت: معتقدم اتفاقات اخیری که افتاد احتمال جدی شدن ائتلاف را کمتر کرد. هر چه جلو تر می رویم نشان داده می شود که سطح بحران در حال جدی تر شدن است. در ابتدا که آمریکا اعلام کرد که می خواهیم دوباره به خلیج فارس نیرو اعزام کنیم و با ناو هواپیمابری که با تبلیغات خیلی زیاد به منطقه راهی شد همراه بود، گرچه برنامه حرکت ناو از قبل تنظیم شده بود، اما آمریکایی ها اینگونه تبلیغ کردند که در راستای ائتلاف بین المللی است، در مجموعه ای که آن ناو همراه خود داشت نیروهایی از بقیه کشورهای دنیا هم بود، اما وقتی آن ناو به نزدیکی منطقه ما رسید و در آن مقطع شاهد افزایش تنش و مورد اصابت قرارگرفتن چند کشتی در منطقه بودیم بقیه نیروهای که در منطقه همراه آمریکایی ها بودند اعلام کردند ما همراهی نمی کنیم، چرا که قرار نبود وارد جنگ شویم قرار بود مانند بقیه ائتلاف‌ها تنها کار مشترکی که منجر به جنگ نمی شود، انجام دهیم.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: ناتو بیش از صد سال است که یک ائتلاف است، اما در هیچ جنگ بزرگی وارد نشده است، در جنگهایی مانند جنگ افغانستان و کوزوو و جنگ‌هایی که تنها حالت حمله یک طرفه داشته و بمباران می کردند و بعد اتفاق خاصی نمی افتاده، وارد شده، اما جنگ واقعی این گونه نیست. به همین دلیل وقتی تنش افزایش پیدا می کند، ممکن است کشورها در عالم سیاست اعلام کنند که ما به ائتلاف تمایل داریم یا خیر، اما در ابعاد واقعی ائتلاف که تامین نیرو و تجهیزات نظامی برای ائتلاف است، اتفاقا استقبال کشورها خیلی کمتر می شود، زیرا نگرانی وجود دارد که این ائتلاف بخواهد به طور واقعی وارد درگیری نظامی شود و در آن زمان فقط سرباز آمریکایی و یا فقط سرباز عربستانی کشته نمی شود، بلکه هر کسی که در ائتلاف باشد کشته می شود و چون این مسائل هزینه سنگینی دارد استقبال از آن کم تر می شود.

این تحلیلگر مسائل راهبردی در رابطه با اخبار منتشر شده مبنی بر موافقت ترامپ برای اعزام نیروی نظامی به خلیج فارس نیز توضیح داد: نیروی نظامی که آقای ترامپ با اعزامش موافقت کرده مربوط به طرح اخیر پنتاگون است که در آن اعلام شده بود تعداد دیگری از سامانه های پاتریوت و نیروهای مربوط به تامین امنیت متمرکز بر پدافند را وارد خلیج فارس می کنند. او هم با این طرح موافقت کرده است. این تحول قابل توجهی محسوب نمی شود، چرا که آمریکایی ها بعد از هدف قرار گرفتن آرامکو ادعای خنده داری مطرح کردند مبنی بر اینکه نوع چینش سامانه های پدافندی عربستان به سمت یمن بوده و موشک از بالا آمده و ما آن را ندیدیم. بعد که نقشه سامانه های پدافندی را منتشر کردند، مشخص شد که اتفاقا سه فروند سامانه اصلی در شمال است، نه در جنوب.

وی ادامه داد: بعد از آن گفتند موشک سامانه ها را دور زده و ما می خواهیم الان آن نقاط کور را پر کنیم. این اقدام در راستای آن صحبت آقای ترامپ است که اعلام کرده بود که اگر عربستان بخواهد ما کمکش می کنیم، باید پول بدهد. به نظر می رسد آمریکا مجددا در حال در اختیار قراردادن سامانه های پدافندی کشورهای منطقه است که ناکارآمدی آن در همین حمله اخیر مشخص شد.

کوهکن در عین حال گفت: این موضوع بعد دیگری هم دارد و آن این است که باید توجه داشته باشیم ائتلاف نیروهایی که در منطقه می آیند، برنامه ریزی ها و مانورهایی که در منطقه انجام می دهند و همه اینها چه آمریکایی ها بگویند، مانند اینکه وزیر خارجه آمریکا در سفر اخیرش گفت اقدام نظامی ایران پاسخ نظامی می خواهد و چه اشاره ای نکنند، هدف اصلی شان ما هستیم. این نشان می دهد علی رغم اینکه الان احتمالی برای جنگ وجود ندارد، اما باید در آماده شدن برای دفاع از خودمان بیشتر تمرکز کنیم و جدیت بیشتری داشته باشیم که نمونه ساده آن مربوط به هزینه هایی می شود که در حوزه دفاع و امنیت می کنیم.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: ما در حال حاضر یکی از کمترین هزینه های دفاع و امنیت را در کل منطقه داریم. فقط یک کشور در منطقه است که از ما کمتر هزینه می کند که آن کشور از همه استان‌های کشور ما کوچکتر است. به همین دلیل به نظر می رسد باید در این زمینه هم متوجه باشیم و برنامه ریزی برای آن را مدنظر قرار دهیم.

وی درخصوص ژست استقلال طلبی اروپا از آمریکا در دنبال کردن ائتلاف تامین امنیت خلیج فارس مستقل از آمریکا نیز گفت: از دید سران اروپا نشان دادن استقلالشان از آمریکا هم مطرح است و شاهد مثال آن صحبتی است که آقای مکرون قبل از سفر قبلی آقای ترامپ به فرانسه داشت که باعث واکنش تند آقای ترامپ هم شد. اما فقط این نیست دو نکته دیگر هم باید در نظر گرفت. ابتدا اینکه اروپا خطر تهدیدات در خلیج فارس را به صورت عینی لمس می کند، اما در حال حاضر درست است که آمریکا از نفت خلیج فارس استفاده می کند اما نیاز به آن ندارد و می تواند جایگزینی برای آن داشته باشد. اما اروپا مصرف کننده قسمتی از نفت این منطقه است و تهدیدات و هر بحرانی که در این منطقه اتفاق بیفتد به صورت مستقیم و سریع بر امنیت این منطقه اثر می گذارد. از این رو نگرانی اروپایی ها خیلی جدی تر است و شاید به همین دلیل هم است که می گویند ائتلاف نباید ضد ایران باشد و تلاش می کنند ایران را هم وارد کنند.

این عضو هیئت علمی دانشگاه افزود: نکته آخر اینکه اروپایی ها تاکنون با آمریکا متحد بودند از این جهت که می گفتند هزینه اش را آمریکا می دهد، فایده اش هم برای آمریکا باشد. ما هم حضور داریم، اما آنچه الان در حال وقوع است این است که آمریکا می گوید هزینه اش را هم خودتان بدهید. سوال جدی اروپایی ها هم این است که وقتی قرار است پولش را خودمان بدهیم تجهیزات نظامی را هم خودمان بیاوریم چرا رهبری اش را خودمان برعهده نداشته باشیم؟ چرا زیر پرچم آمریکا مبارزه کنیم؟ به همین جهت این مسئله سوم که مسئله ای راهبردی است و احتمالا در آینده استراتژیک روابط اروپا و آمریکا خودش را نشان می دهد هم موضوعیت دارد.