حامد عسگری کرمانی*

ابتدا روز چهارشنبه 21 ژوئن، ارتش پاکستان تائید کرد که یک  «پهپاد ایران» را در«عمق خاک بلوچستانِ ( پاکستان)» مورد هدف قرار داده و سرنگون کرده است. سپس دو روز پیش بود که «روابط عمومی بین سرویس » ارتش پاکستان، ISPR ، ویدئوی اعتراف جدیدی را از «کالبوشان یاداو» ، فردی که سال گذشته به اتهام جاسوسی برای هند در بلوچستان دستگیر شد، به نمایش گذاشت.

دقت نظر چندان بالایی نیاز نیست که دریابیم ویدئوی اعتراف کالبوشان «یاداو»، احتمالاً به‌صورت اختصاصی با نشانه‌گیری به سمت ایران پخش‌شده است. در حقیقت «یاداو» احتمالاً به‌صورت اختصاصی با نشانه‌گیری به سمت ایران پخش‌شده است. در حقیقت «یاداو» تقریباً به همان اندازه که نمادی از ادعای پاکستان به اجرای عملیات خرابکاری در بلوچستان با تحریک هند است، نشانه‌ای از همکاری ایران و هند علیه پاکستان هم تفسیر شده است. «یاداو» به همراه ویزای ایرانی و در مرز ایران و پاکستان، در حالی که قصد ورود به پاکستان را داشت دستگیر شده است و به ادعای منابع پاکستانی، عملیات خرابکاری در منطقه بلوچستان پاکستان را از آنجا مدیریت می‌کرد. در ویدئوی دومی که چند روز پیش، از او پخش شد، وی سه بار به ایران اشاره می‌کند؛ یک بار اینکه ویزای ایران را داشته است؛ دوم به اقامت خود در چابهار اشاره می‌کند و سوم، ادعا می‌کند کنسولگری هند در شهر زاهدان ایران با او برای عملیات خرابکاری در بلوچستان همکاری می‌کرد.

فروش اعتراف‌های یک اسیر زندانی که بنا به ادعای رسانه‌های هندی مورد شکنجه هم قرار داشته است، کار آسانی نیست. با این حال، پاکستانی‌ها این مسئله را بسیار جدی تلقی کرده‌اند و طی یک سال اخیر و اکنون یک بار دیگر، همواره آن را به‌عنوان یک اهرم فشار علیه ایران به کار گرفته‌اند. در سفر آقای روحانی در سال 1395، واکنش پاکستان به این اتهام بسیار سرد و خشن بود و فرمانده ارتش پاکستان، رحیل شریف، باوجود اینکه استقبال خوبی از آقای روحانی کرده بود نه تنها در دیدار دو جانبه این موضوع را پیش کشیده بود، بلکه صحبت در مورد این موضوع را به رسانه‌ها نیز کشاند. با این پیش زمینه، پخش ویدئوی دومی از «یاداو» بعد از یک سال و اندی و آن هم در حالی که پیش‌تر، او محکوم به مرگ شده بود و تنها چند هفته پیش، حکم او به حبس ابد تغییر یافت، بیشتر رو سوی ایران دارد؛ به‌ویژه وقتی که آن را در بافتار دیگر رویدادهای مرتبط قرار می‌دهیم.

مورد اول به‌وضوح مرتبط با اختلاف نظر ایران و پاکستان بر سر کنترل مرز بین دو کشور است. تفسیر سرراست‌تر این رویداد این است که گروه تروریستیِ جیش العدل از داخل پاکستان در مرز میرجاوه عملیات انجام داده و پس از کشتن مرزبانان ایرانی به خاک پاکستان گریخت، ایران پاکستان را به کوتاهی در کنترل مرزها متهم و اعلام کرد برای حفظ امنیت خود اگر لازم باشد در خاک پاکستان هم عملیات انجام خواهد داد، طی هفته‌های بعد نیروهای ایرانی چند بار به داخل خاک پاکستان خمپاره شلیک کردند که در نتیجه آن‌ها یک پاکستانی کشته شد، حالا ارتش پاکستان با انهدام پهپاد ایرانی و افشای آن به رسانه‌ها با ادبیاتی مانند «پهپاد جاسوسی» و « در عمق خاک پاکستان»، از ایران انتقام گرفته است.

اما ارتباط میان این دو رویداد، تحلیل را وارد سطح دیگری خواهند ساخت. درواقع پاکستان یکی از پرشمار کشورهای خاورمیانه است که به دلیل ساختِ دولت خود، سیاست خارجی خود را با هدف‌های مرتبط با سیاست داخلی خود درگیر کرده و از آن‌ها استفاده می‌کند. در مورد اخیر، می‌توان این فرضیه را مطرح کرد که این رویدادها که به‌روشنی هماهنگ شده و در زمان مناسب و توسط یک نهادِ واحد اتفاق افتادند، بخشی از یک برنامه بزرگ‌تر برای جهت دهی افکار عمومی داخل پاکستان بودند.

در جریان اجلاس ماه گذشته آمریکا با کشورهای عربی-اسلامی در ریاض، نواز شریف در داخل مورد اعتراض‌های زیادی قرار گرفت. جهت گیری اصلی اعتراض‌ها ناظر بر این بود که پاکستان در دوران او با نزدیک شدن به عربستان از سیاست سنتی خود که دو سال پیش توسط پارلمان پاکستان تصویب و لازم‌الاجرا شده بود، عدول کرده و در رقابت بین دو کشور اسلامی به سود یکی وارد عمل شده است. در جریان این اعتراضات، در افکار عمومی این کشور، ایران کشور دوست و برادر و پدر معنوی جمعیت حدود 20 میلیونی شیعه کشور برشمرده و گناه را از جانب دولت پاکستان دانستند که سیاست خارجی را به بیراهه برده است. در چنین وضعیتی ، تلاش شد ایران که با تنش‌های مرزی پتانسیل لازم را برای هدف واقع شدن توسط پاکستان کسب کرده بود، به‌عنوان مقصر و نه قربانی، معرفی شود و افکار عمومی داخل برای رفتار احتمالی بر ضد ایران آماده شود.

در همین رابطه می‌توان ارتباط میان این اقدامات و دو رویداد دیگر را نیز مورد بررسی قرار داد: خبر سرنگونی پهپاد ایران در 21 ژوئن و سه روز پس از حمله موشکی ایران به سوریه صورت گرفته و ویدئوی «یاداو» نیز در 23 ژوئن، دو روز پس از آن و نیز پس از خبر انتصاب محمد بن سلمان به‌عنوان ولیعهد جدید در عربستان سعودی پخش شد.

در حال حاضر هنوز قطعه‌های مهمی از این پازل کامل نشده است و نمی‌توان با دقت بالایی این رویدادها را تفسیر کرد؛ با این حال گفتگوی رفتاریِ پاکستان، بافتار رویدادهای دو سال اخیر، هم‌زمانی احتمالاً معنادارِ رویدادهای مورد بحث در بالا و ضرورت کنش گری بازیگران منطقه‌ای به‌ویژه عربستان سعودی و تضمین جایگاه محمد بن سلمان به‌عنوان پادشاه آینده عربستان سعودی، مجموعه قطعاتی هستند که می‌توان با اتکا به آن‌ها یک فرضیه خطرناک را مورد توجه قرار داد: پاکستان در مسیری حرکت می‌کند که منجر به بازتعریف سیاست خارجی این کشور بر محور قرابت بیشتر با عربستان سعودی خواهد شد.

*کارشناس مرکز تحقیقات استراتژیک

متن پی دی اف این مطلب را اینجا دریافت کنید.