جدیدترین مطالب
چین چگونه در هوش مصنوعی از غرب پیش افتاد
شورای راهبردی آنلاین-رصد: رهبران غربی به رقابت آمریکا و چین بهعنوان یک رقابت برای برتری در عرصه هوش مصنوعی نگاه میکنند؛ به این معنا که چه کسی میتواند قدرتمندترین مدل زبانی بزرگ را آموزش دهد، به هوش عمومی مصنوعی نزدیکتر شود و سامانه بعدی را با تریلیونها پارامتر بسازد. از رؤسایجمهور آمریکا تا مدیران سیلیکونولی، همگی یک ترجیعبند واحد را تکرار کردهاند و آن این است که «کشورهای غربی باید در نوآوری هوش مصنوعی از چین پیشی بگیرند وگرنه با شکست راهبردی موجودیتی روبهرو خواهند شد.»
أحدث المقالات
چین چگونه در هوش مصنوعی از غرب پیش افتاد
شورای راهبردی آنلاین-رصد: رهبران غربی به رقابت آمریکا و چین بهعنوان یک رقابت برای برتری در عرصه هوش مصنوعی نگاه میکنند؛ به این معنا که چه کسی میتواند قدرتمندترین مدل زبانی بزرگ را آموزش دهد، به هوش عمومی مصنوعی نزدیکتر شود و سامانه بعدی را با تریلیونها پارامتر بسازد. از رؤسایجمهور آمریکا تا مدیران سیلیکونولی، همگی یک ترجیعبند واحد را تکرار کردهاند و آن این است که «کشورهای غربی باید در نوآوری هوش مصنوعی از چین پیشی بگیرند وگرنه با شکست راهبردی موجودیتی روبهرو خواهند شد.»
رقابت بزرگ قرن؛ بازتعریف قواعد بازی توسط چین و آمریکا

آرین نورانی – تحلیلگر روابط بینالملل
یافتههای منتشرشده در اندیشکدههای معتبر نشان میدهد که فناوری به کانون اصلی رقابت آمریکا و چین تبدیل شده است و دیگر نمیتوان آن را حوزهای صرفاً اقتصادی یا تجاری تلقی کرد. ایالات متحده در سالهای اخیر، بهویژه در حوزه نیمههادیهای پیشرفته، سیاست مهار فناورانه چین را بهعنوان بخشی از امنیت ملی خود تعریف کرده است. محدودیتهای صادراتی بر تراشههای پیشرفته، تجهیزات تولید نیمههادی و حتی دانش فنی مرتبط، با این هدف طراحی شدهاند که سرعت ارتقای فناورانه چین در حوزههای حساس دفاعی و صنعتی کاهش داده شود.
فناوری، سلاحی راهبردی در رقابت بزرگ چین با آمریکا
تحلیلهای منتشرشده در شورای آتلانتیک و مرکز مطالعات سیاست امنیتی (Security Policy Center) نشان میدهد که واشنگتن فناوری را بهعنوان اهرم بازدارندگی غیرنظامی به کار گرفته است. در این چارچوب، دسترسی به فناوریهای کلیدی نه یک مزیت تجاری، بلکه ابزار اعمال قدرت راهبردی تلقی میشود. این رویکرد، مرز میان اقتصاد و امنیت را عملاً از میان برداشته و مفهوم «امنیت فناوری» را به بخشی جداییناپذیر از امنیت ملی آمریکا تبدیل کرده است.
در مقابل، چین نیز این فشارها را نه بهعنوان اقدامات موقت، بلکه بهعنوان تلاشی ساختاری برای مهار صعود خود تفسیر کرده است و پاسخ آن، حرکت بهسوی خودکفایی فناورانه و کاهش وابستگی به زنجیرههای غربمحور بوده است. سیاستهای صنعتی چین، از جمله حمایت هدفمند از شرکتهای داخلی و اولویتدهی به خرید دولتی از تولیدکنندگان بومی، نشان میدهد که پکن نیز فناوری را به سلاحی راهبردی در رقابت بزرگ قرن تبدیل کرده است.
محور دوم رقابت به امنیت اقتصادی و زنجیرههای تأمین حیاتی مربوط میشود که در سالهای اخیر به یکی از حساسترین عرصههای منازعه تبدیل شده است. تحلیلهای منتشرشده در موسسه بینالمللی چاپ تحقیقات علمی (RSIS) و اندیشکده (Trivium China) نشان میدهد که چین باتکیهبر موقعیت مسلط خود در تولید و فراوری مواد معدنی کمیاب، از این مزیت بهعنوان ابزار بالقوه فشار اقتصادی استفاده میکند. کنترل صادرات این مواد که برای صنایع پیشرفته، انرژیهای نو و فناوریهای دفاعی حیاتی هستند، به پکن امکان میدهد بر امنیت اقتصادی سایر کشورها اثرگذاری مستقیم داشته باشد.
در سال ۲۰۲۵، تشدید بحثها پیرامون مدیریت صادرات مواد کمیاب از سوی چین، این واقعیت را برجسته کرده است که زنجیرههای تأمین دیگر بیطرف و غیرسیاسی نیستند. در چنین فضایی، اقتصاد جهانی به شبکهای از وابستگیهای امنیتی تبدیل شده است که هر گسست در آن میتواند پیامدهای راهبردی به همراه داشته باشد. آمریکا و متحدانش تلاش کردهاند با تنوعبخشی به منابع تأمین و سرمایهگذاری در زنجیرههای جایگزین، آسیبپذیری خود را کاهش دهند، اما این فرایند پرهزینه و زمانبر است و در کوتاهمدت نمیتواند وابستگیهای موجود را به طور کامل از میان ببرد.
از منظر چین، این وضعیت فرصتی برای تثبیت نقش خود بهعنوان بازیگر مرکزی در اقتصاد جهانی فراهم میکند. پکن تلاش دارد نشان دهد که امنیت اقتصادی جهان بدون مشارکت فعال چین قابلتحقق نیست و هرگونه تلاش برای کنارگذاشتن آن، هزینههای سنگینی برای کل نظام بینالملل به همراه خواهد داشت.
بازدارندگی جدید در نظم چندقطبی در حال ظهور و پیامدهای آن
محور سوم به تحول عمیقتری اشاره دارد که در آن، اقتصاد به بخشی از بازدارندگی راهبردی تبدیل شده است. تحلیلهای باشگاه والدای درباره اقتصاد چندقطبی و نقش ائتلافهایی مانند بریکس پلاس نشان میدهد که دسترسی به بازارها، سرمایهگذاری زیرساختی و تأمین انرژی، امروز همان نقشی را ایفا میکند که درگذشته صرفاً ابزارهای نظامی بر عهده داشتند.
در این چارچوب، رقابت آمریکا و چین نهتنها بر سر رشد اقتصادی، بلکه بر سر شکلدهی قواعد و نهادهای اقتصاد جهانی جریان دارد. آمریکا تلاش میکند از طریق استانداردگذاری فناورانه، رژیمهای تحریمی و کنترل سرمایهگذاری، موقعیت مسلط خود را حفظ کند، درحالیکه چین با ترویج سازوکارهای جایگزین مالی و تجاری، به دنبال کاهش اثرگذاری این ابزارها است. نتیجه این روند، شکلگیری نوعی بازدارندگی اقتصادی متقابل است که در آن، هر دو طرف میکوشند هزینههای فشار طرف مقابل را افزایش دهند بدون آنکه به تقابل نظامی مستقیم کشیده شوند.
امنیت اقتصاد جهانی به طور فزایندهای به موازنه رقابتی میان آمریکا و چین وابسته شده است و این رقابت، ستون اصلی نظم بینالمللی در حال شکلگیری را تشکیل میدهد. فناوری، زنجیرههای تأمین و ابزارهای اقتصادی، همگی به عناصر بازدارندگی جدید تبدیل شدهاند و مرز میان اقتصاد و امنیت را از میان بردهاند. برای کشورهای ثالث، از جمله ایران، این وضعیت همزمان فرصتها و مخاطراتی به همراه دارد. تعمیق شکاف میان واشنگتن و پکن میتواند فضاهایی برای همکاری اقتصادی و فناورانه با چین فراهم کند و امکان تنوعبخشی به روابط خارجی را افزایش دهد که بایستی با هوشمندی نسبت به وابستگی امنیتی و اقتصادی مورد پیگیری قرار گیرد.
در نهایت، رقابت بزرگ قرن میان چین و آمریکا نشان میدهد که اقتصاد جهانی دیگر عرصهای خنثی نیست، بلکه به میدان اصلی اعمال قدرت تبدیل شده است. در چنین جهانی، کشورهایی که بتوانند با درک واقعگرایانه از این رقابت، سیاستهای متوازن و انعطافپذیر اتخاذ کنند، شانس بیشتری برای تامین امنیت اقتصادی و ارتقای جایگاه خود در نظم در حال گذار خواهند داشت.
0 Comments