جدیدترین مطالب
پیامدهای منطقهای رقابت عربستان و امارات در دریای سرخ
شورای راهبردی آنلاین – رصد: رقابت راهبردی عربستان و امارات در حال بازتعریف معادلات قدرت در منطقه حساس دریای سرخ و شاخ آفریقاست. این کشمکش که از یمن تا سودان و سومالی گسترده شده، اتحادهای جدیدی شکل داده و محور امارات- (رژیم) اسرائیل-اتیوپی را در تقابل با ائتلافی به رهبری ریاض قرار داده است. این تحولات پیامدهای عمیقی برای ثبات منطقه دارد.
أحدث المقالات
پیامدهای منطقهای رقابت عربستان و امارات در دریای سرخ
شورای راهبردی آنلاین – رصد: رقابت راهبردی عربستان و امارات در حال بازتعریف معادلات قدرت در منطقه حساس دریای سرخ و شاخ آفریقاست. این کشمکش که از یمن تا سودان و سومالی گسترده شده، اتحادهای جدیدی شکل داده و محور امارات- (رژیم) اسرائیل-اتیوپی را در تقابل با ائتلافی به رهبری ریاض قرار داده است. این تحولات پیامدهای عمیقی برای ثبات منطقه دارد.
رقابت پنهان و آشکار عربستان و امارات در تجارت و سیاست

سید محمد حسینی – سفیر اسبق ایران در عربستان
جنگندههای نظامی عربستان با حمله به دو کشتی حامل تجهیزات نظامی که از سوی امارات برای شبهنظامیان موردحمایت ابوظبی در جنوب یمن (شورای انتقالی) ارسال شده بود، رقابت عربستان و امارات در یمن را وارد فضای جدید کردند.
وزارت خارجه عربستان نیز، همراستا با دولت حاکم در صنعا، حضور نظامی امارات در یمن جنوبی را خطرناک خواند و اعلام کرد: «هرگونه تهدید علیه امنیت ملی عربستان، خطقرمز است و ما در اتخاذ اقدامات لازم برای مقابله با آن دریغ نخواهیم کرد.»
به همین بهانه ضروری است تا تحلیلی از رقابت پنهان و آشکار امارات و عربستان در موضوعات اقتصادی و سیاسی ارائه شود.
تحول روابط اقتصادی و رقابت منطقهای
روابط عربستان سعودی و امارات متحده عربی در حال گذار از الگوی «همکاری – رقابت پنهان» به سمت الگوی «رقابت – همکاری» است؛ رقابتی که گاه وجه پنهان و گاه وجه آشکار به خود میگیرد. تاریخ روابط میان پادشاهیهای خلیجفارس بهندرت دربردارنده روایتی از «وحدت و همبستگی» بوده است.
در پس ظاهر اعلامیههای مشترک، تقریباً همیشه یک رقابت ظریف بر سر منافع وجود داشته است؛ جایی که همبستگیهای عملگرایانه همواره با رقابتی آرام و پنهان، اختلافات مرزی فعال و خفته، رقابت برای رهبری کشورهای عربی و تلاشهای مداوم برای افزایش نفوذ از طریق امنیت، اقتصاد و روابط با قدرتهای نوظهور و سنتی همراه بوده است.
با آغاز قرن بیست و یکم، رقابت عربستان و امارات در موضوعات مختلف، کمتر علنی، اما در عمل گستردهتر و سیستماتیکتر شده است. این رقابت در مدلهای توسعه، تلاش برای تبدیلشدن به قطب اصلی منطقه (سرمایهگذاری، لجستیک، جریانهای مالی و دفتر مرکزی منطقهای شرکتهای بینالمللی) خود را نشان میدهد.
اگر در گذشته رقابت بین پادشاهیهای خلیجفارس بیشتر در پشت آداب دیپلماتیک پنهان میشد، اکنون به طور فزایندهای در قالب اقتصاد، سرمایهگذاری و تصمیمات شرکتی بیان میشود. درواقع این رقابت توسط ولیعهد محمد بن سلمان، ولیعهد و حاکم اصلی عربستان سعودی، با استراتژی تحول «چشمانداز ۲۰۳۰» پدیدار شده است.
رگه اصلی این رقابت، نبرد برای تبدیلشدن به قطب برتر تجاری منطقه است. بیش از سه دهه است که امارات متحده عربی (بیش از همه دبی و ابوظبی) به طور سیستماتیک نمایندگی مرکزی شرکتهای معتبر بینالمللی، جریانهای مالی و زیرساختهای خدماتی موردنیاز تجارت جهانی را به خود اختصاص داده است.
بهموازات آن، ریاض در حال تغییر شکل مدل حکمرانی و تغییر رویکرد در سیاست داخلی و خارجی با الهامگیری گزینشی از اقتصاد سیاسی بینالمللی است. مقرراتزدایی بهمنظور اعمال رفتار برابر با سرمایهگذاران داخلی و خارجی در حال انجام است. مناطق ویژه اقتصادی (با مشوقهای مالیاتی و نظارتی) برای جذب پروژههای تولیدی و لجستیکی، با اقتباس از الگوی «جذب سرمایهگذاری خارجی FDI» در عربستان ترویج میشود.
رقابت بعدی دو کشور در حوزه کریدورهای زمینی، دریایی و هوایی است. عربستان در حوزه دریایی، بر افزایش شدید ظرفیت بنادر و کمربندهای لجستیکی بهمنظور کاهش وابستگی به خلیجفارس و تنگه هرمز متمرکز است. مقررات راه کریدوری عربستان بهگونهای است که محمولهها صرفاً بهصورت ترانزیت عبور نکنند، بلکه ارزش افزودهای را در داخل کشور به جا بگذارند.
یک جبهه حتی حساستر، ترانزیت هوایی است. عربستان سعودی، هدف خود را ورود به جمع ۱۰ کشور برتر جهان در هوانوردی قرار داده است. راهبرد هوانوردی عربستان سعودی با هدف افزایش ترافیک مسافر سالانه به ۳۳۰ میلیون نفر تا سال ۲۰۳۰ و گسترش ظرفیت بار به ۴.۵ میلیون تن، با پشتیبانی شبکهای از ۲۵۰ مقصد، تدوین شده است.
این یک چالش مستقیم برای صنعت هوانوردی امارات است که تجربه و سابقهای چندین دههای دارد. تحقق چشمانداز عربستان در صنعت هوانوردی، نهتنها تعداد مسافران پروازهای امارات را کاهش میدهد، بلکه موجب افت کمیت خدمات مرتبط با هوانوردی این کشور، از حملونقل زمینی و تعمیر و نگهداری گرفته تا هتلها و سفرهای تجاری، میشود.
رقابت سیاسی و میانجیگری منطقهای
رقابت عربستان و امارات در عرصه سیاسی گاه زیرپوستی و پنهان و گاه آشکار و عیان است. هم ابوظبی و هم ریاض در تلاشاند تا به «مرکز ثقل» اصلی سیاسی تبدیل شوند تا از طریق آنها مذاکرات، آتشبسها و نظم امنیتی منطقه هدایت شود.
واضحترین نمونه، جنگ داخلی سودان است. جنگ سودان به عرصهای برای رویکردهای رقابتی عربستان و امارات تبدیل شده است. عربستان سعودی روی میانجیگری و کاهش تنش در سودان حساب میکند، زیرا برای استراتژی توسعه خود به یک کمربند دریای سرخ در مرز دریایی با سودان نیاز دارد. امارات متحده عربی، علیرغم آنکه رسماً این ادعاها را رد میکند، به طور فزایندهای بهعنوان بازیگری که از طریق شبکههای نفوذ و شرکای میدانی بهنفع یکی از طرفهای جنگ داخلی سودان عمل میکند، شناخته میشود.
یمن آنچنان که این روزها هم آشکار شد، نمونهای دیگر از این رقابت پنهان است؛ جایی که بر اثر این رقابت، شکافی در درون ائتلاف مشترک پدیدار شد. با گذشت زمان، امارات متحده عربی عملاً از خط عربستان سعودی فاصله گرفت و حوزه نفوذ خود را در جنوب یمن ایجاد کرد و از شبهنظامیان موسوم به «شورای انتقالی» حمایت کرد که در صورت سقوط حوثیها، فاقد مشروعیت بینالمللی برای حکمرانی در یمن هستند و خط تجزیه یمن را دنبال میکنند. در مقابل، عربستان سعودی به دنبال حفظ حداقل وحدت رسمی اردوگاه ضد حوثی است. ازایندست رقابتهای سیاسی میان دو کشور در لیبی و مصر نیز وجود دارد.
جلوه دیگری از رقابت سیاسی به تلاش دو کشور برای «کسب جایگاه میانجی صلح» در بحرانهای منطقهای و بینالمللی برمیگردد. بهعنوان نمونه، امارات متحده عربی از طریق تبادل منظم زندانیان بین روسیه و اوکراین، در حال تقویت جایگاه میانجیگری بوده است. همچنین امارات متحده عربی پس از عادیسازی روابط با رژیم اسرائیل، اهرم سیاسی اضافی و کانالهای نفوذ جدیدی در واشنگتن و منطقه غرب آسیا به دست آورده است.
بنابراین، رقابت اقتصادی بین ابوظبی و ریاض مدتهاست که دیگر «رقابت سالم برای سرمایهگذاری» نیست و به طور فزایندهای به مبارزهای بر سر مرکز ثقل تجارت منطقه تبدیل شده است. عربستان سعودی از طریق چشمانداز ۲۰۳۰ و نیز نفوذ سنتی خود در منطقه، تلاش میکند تا هسته مدیریتی تجارت منطقه را به ریاض منتقل کند، درحالیکه امارات متحده عربی در تلاش است تا نقش خود را بهعنوان مرکز سنتی تجارت منطقه حفظ کند. در عرصه سیاست خارجی، همین منطق در رقابت برای میانجیگری و نفوذ در مناطق درگیری از سودان تا یمن ظاهر میشود.
تناقض ماجرا این است که با وجود مقیاس عظیم منابع در هر دو طرف، این رقابت میتواند به ضرر آنها تمام شود. اگر رقابت عربستان و امارات در آینده به یک بازی با حاصلجمع صفر تبدیل شود، نهتنها رهبری تجاری و سیاسی در ابوظبی یا ریاض ایجاد نمیشود، بلکه هزینه بیثباتی منطقهای برای همه افزایش مییابد.
خطرناکتر این است که اختلافات سیاسی میتواند اهداف اقتصادی را تضعیف کند. وقتی بحرانهای منطقهای به عرصه رقابت تبدیل میشوند، کشورها به اتحادهای متناقض کشیده میشوند، اعتبار میانجیها روبهزوال میرود و اعتماد کشورها از بین میرود. در نهایت، در درازمدت، این رقابت میتواند برنامههای آتی شورای همکاری خلیجفارس را تضعیف کند. به همین دلیل است که سؤال اصلی این است که آیا ابوظبی و ریاض میتوانند در مورد مرزهای رقابت و زمینههای سازش به توافق برسند یا خیر.
0 Comments