به نظر می‌رسد تحولات اخیر تنگه تایوان روندی متفاوت را سپری کرده و به موازات افزایش رقابت‌های چین و آمریکا، به یکی از نقاط کانونی تنش تبدیل شده است. موقعیت جغرافیایی و حساسیت‌های دو طرف باعث می‌شود وضعیت تایوان نمایانگر ضعف یا قدرت چین و آمریکا هم در بعد نظامی و هم در خصوص ترویج نظام حکمرانی مطلوب آن‌ها به شمار رود.

نقطه آغاز تنش‌های اخیر را می‌توان گفتگوی تلفنی میان دونالد ترامپ، رئیس جمهور پیشین آمریکا و تسای اینگ ون، رئیس جمهور کنونی تایوان دانست که پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا به وقوع پیوست.

دیدار با برخی مقامات تایوان، فروش تسلیحات، برگزاری مانورهای نظامی و تلاش برای وارد کردن این کشور به ترتیبات زیرمجموعه سازمان ملل همگی از جمله اقدامات و سیاست‌های دولت ترامپ بودند. سیاست‌های اعلامی و اعمالی آمریکا در یک سال گذشته نیز حاکی از عزم دولت بایدن در استمرار سیاست‌های دولت قبل هستند.

دعوت از نماینده تایوان در آمریکا برای حضور در مراسم تحلیف جو بایدن، تصویب فروش 700 میلیون دلاری تسلیحات، دیدار با مقامات و دعوت از تایوان برای حضور در نشست دموکراسی، برگزاری مانورهای نظامی در تنگه تایوان و اعلام حضور نیروهای نظامی آمریکا در تایوان توسط رئیس‌جمهور تایپه همگی از جمله تلاش‌های آمریکا در تقویت روابط دو جانبه با تایوان به شمار می‌روند.

اوج این رویکرد، اعلام بایدن مبنی بر آمادگی آمریکا برای حمایت از این کشور در صورت حمله احتمالی چین بود؛ اگرچه پس از آن کاخ سفید تا حدی از این موضع عقب­نشینی کرد. در کنار روابط دو جانبه، آمریکای بایدن تلاش می‌کند شرکا و متحدان را نیز در حمایت از تایوان با خود همراه سازد. امضای پیمان «آکوس» با استرالیا (که با توجه به تدارک زیردریایی هسته‌­ای، امکان حضور استرالیا در مناطق دورتر از جمله دریای چین جنوبی را بیشتر مهیا میسازد)، یا حضور کشتی جنگی کانادایی در تنگه تایوان برای اولین بار از جمله این اقدامات به شمار می‌رود.

اما پکن نیز در پاسخ به این تحولات ساکت نمانده است. شی جین پینگ اگرچه بر وحدت مسالمت‌آمیز تایوان و سرزمین اصلی تأکید کرده اما گزینه نظامی را نیز در این راستا رد نکرده است. در هفته ابتدایی اکتبر 150 هواپیمای جنگی چینی وارد منطقه شناسایی دفاع هوایی تایوان شدند. اگرچه پیش از این هواپیماهای نظارتی بیشتر مورد استفاده قرار می‌گرفتند، در حال حاضر توازن به نفع جت‌های جنگنده رقم خورده است.

استفاده از بمب‌­افکن‌های با قابلیت حمل سلاح هسته‌­ای نیز افزایش یافته است. البته، آمادگی نظامی چین محدود به مانور و نمایش قدرت نیست. به عنوان مثال، طبق ارزیابی وزارت دفاع تایوان، ارتش چین توانایی اخلال ارتباطات در اطراف تایوان را توسعه داده که می‌تواند همکاری نظامی تایپه و واشنگتن را مختل کند.

به طور کلی ذکر چند نکته در ارتباط با مواضع چین که حاکی از نمایش آمادگی نظامی این کشور محسوب می‌شود، شایان ذکر است:

اول اینکه، اگرچه پکن در نهایت خواهان وحدت تایوان با سرزمین اصلی چین است، اما به نظر نمی‌رسد در حال حاضر خواهان به وقوع پیوستن آن از طریق اقدامی نظامی باشد. مهم‌ترین شاهد این مدعا می‌تواند این باشد که با وجود اعزام جنگنده‌ها به منطقه شناسایی دفاع هوایی، آن‌ها وارد حریم هوایی تایوان نشده‌اند. با این حال، از بعد نظری در صورت تشدید فشارها و ایجاد این ادراک که پکن در حال محاصره شدن است، امکان توسل به گزینه نظامی از سوی چین نیز می‌تواند شکل بگیرد.

دوم اینکه، پکن از طریق نمایش آمادگی برای کنش نظامی، جدیت خود را به طرف مقابل اثبات می‌کند. با این اقدام، چینی‌ها تغییر توازن نظامی نسبت به دهه‌های گذشته را در معرض نمایش آمریکا قرار می‌دهند. همچنین، این نمایش قدرت، به طور متقابل، میزان عزم و اراده آمریکا در حمایت از تایوان را نیز عیان می‌سازد. و نکته سوم اینکه، چین با این اقدام و پرتنش نمایش دادن فضای روابط با تایوان می‌تواند بر افکار عمومی این کشور تأثیر گذاشته و از این طریق، انتخاب‌های آینده مردم آن را تغییر دهد. ملی‌گراهای تایوان که برای دهه‌ها در تایوان حاکم بودند بر خلاف حزب متبوع تسای اینگ ون سیاست مصالحه با سرزمین اصلی و نه استقلال‌خواهی را دنبال می‌کردند.

به طور کلی شواهد فوق نشان می‌دهد چین از سیاست ابهامی که مشخصه چند دهه‌ای آن‌ها در روابط با تایوان بوده فاصله گرفته است. اگر پیش از این پکن بر تعامل اقتصادی با تایوان و وحدت مسالمت‌آمیز تأکید می‌کرد در حال حاضر سیاست‌های اعلامی و اعمالی آن حاکی از جدیت این کشور در مواجهه با تایوان به شمار می‌رود. این روند تحولات، خطر سوء محاسبه و درنتیجه برخورد نظامی با آمریکا را افزایش می‌دهد؛ هرچند که تمایلی به وقوع چنین رخدادی وجود نداشته باشد.