دونالد ترامپ، رئیس‌‌جمهور سابق آمریکا مدت‌ها بود فشار می‌آورد تا آلمان سهم بیشتری در هزینه‌های دفاعی ناتو داشته باشد و توافق کرده‌ بودند سهم دفاع، دو درصد قدرت اقتصادی باشد. نیروهای آمریکا قطعاً به آلمان نیامده بودند که تا در حق این کشور لطف کنند. آن‌ها از ارکان دفاع جمعی اروپا از طریق ناتو و ارکان عملیات ملی آمریکا در کشورهای مختلف، از افغانستان گرفته تا ایتالیا و عراق هستند.

با خروج نیروی آمریکایی، یعنی حدود یک‌سوم از کل نیروها، قدرت نظامی آمریکا در انجام عملیات در این منطقه ژئواستراتژیک محدود می‌شد. ژنرال‌ها و کنگره آمریکا نه می‌خواهند قطب هوایی «رامشتاین» را ببندند و نه بیمارستان نظامی «لانداشتول» را. در این بیمارستان تقریباً از تمامی مجروحان این سوی آتلانتیک پرستاری می‌شود و این اواخر آمریکا بیش از یک میلیارد دلار در اینجا سرمایه‌گذاری کرد. آنان نه می‌توانند از زیرساخت‌های قدرت فرماندهی، لجستیک و شناسایی در آلمان چشم‌پوشی کنند و نه آن را به لهستان انتقال دهند. یکی از این منافع، امنیت استراتژیک در چارچوب اتحادها برای خود آنان و متحدان اروپایی‌شان در ناتوست و چنین امنیتی بدون آمریکا ممکن نخواهد بود.

روابط دوجانبه در دوره ترامپ به پایین‌ترین سطح خود رسیده بود. آلمان و صدراعظم آلمان غالباً هدف حمله ترامپ بودند. قشر نیمه‌ سیاسی آلمان از این تصمیم آمریکا برآشفته شده و تا حدودی در واکنش‌های طرف آلمانی عصبانیت حاکم بود. کمتر کشوری در دنیا به‌اندازه آلمان از پیروزی بایدن در انتخابات بسیار خوشحال شده است. نظرسنجی‌ها در آلمان نشان می‌داد اکثریت قریب به‌اتفاق شهروندان آلمانی خواستار تغییر قدرت در آمریکا بودند و تنها یک نفر از 10 شرکت‌کننده از ترامپ حمایت می‌کرد.

زیگمار گابریل، وزیر امور خارجه پیشین آلمان (2017 تا 2018) معتقد است خارج ساختن نیروهای آمریکایی از آلمان درواقع نوعی تنبیه سیاسی آلمان و به‌خصوص خانم صدراعظم بود. شکاف فرا آتلانتیکی میان آمریکا و اروپا به‌طور عام و همچنین میان آمریکا و آلمان به‌طور خاص زیاد است. انتقاد از سیاست آمریکا تحت رهبری ترامپ و پایبندی ما به توافق هسته‌ای با ایران نشانگر همین امر است. مناقشات حل‌نشده تجاری با آمریکا، انتقاد آلمان از فسخ توافق بزرگ خلع سلاح هسته‌ای و همچنین امتناع آلمان و اروپا از دعوت مجدد روسیه به نشست کشورهای G-7 که ترامپ پیشنهادش را داده بود، نیز نمایانگر همین شکاف است. از دوره اوباما آمریکا قصد داشت از تعهدات نظامی خود در سراسر جهان دست بکشد. مردم آمریکا از جنگ خسته شده‌اند این یعنی عقب‌نشینی از افغانستان، عراق، سوریه و تمام خاور نزدیک و میانه.

تمامی شواهد نشان می‌داد روابط آلمان و آمریکا از زمان به قدرت رسیدن ترامپ به پایین‌ترین سطح خود سقوط کرده است. شعار ترامپ با عنوان «اول آمریکا»، برترین قدرت اقتصادی اروپا را نه یک متحد بلکه یک دشمن می‌دانست، طوری که نام آلمان را کنار چین و روسیه قرار داد و حتی با سخن «اِعمال تحریم» این کشور را آزار داد.

تیم بایدن در مدت مبارزات انتخاباتی قول داده بود درباره خروج یک‌سوم از نیروهای آمریکا از آلمان تجدیدنظر کند. بایدن در نخستین سخنرانی پیرامون محورهای سیاست خارجی خود تأکید کرد: «آمریکا به جهان دیپلماسی بازگشته و نه‌تنها به دنبال ترمیم آسیب‌های چند سال گذشته است، بلکه روبه‌جلو برای حل مشکلات فعلی جهان همچون پدیده گرمایش زمین و تهدیدهای چین و روسیه علیه دموکراسی اقدام می‌کند. آستین، وزیر دفاع مسئولیت بازنگری در وضعیت قرارگیری نیروهای نظامی آمریکا در سطح جهان را بر عهده دارد، بنابراین موقعیت ارتش ما به‌طور مناسبی با سیاست خارجی و اولویت‌های امنیت ملی ما همسو است. درحالی‌که این بازنگری در دست انجام است، ما هرگونه خروج برنامه‌ریزی‌شده نیروهای نظامی آمریکا از آلمان را متوقف می‌کنیم.»

استفن سایبرت، سخنگوی آنگلا مرکل صدراعظم آلمان نیز اعلام داشت «برلین از طرح رئیس‌جمهوری آمریکا برای جلوگیری از خروج برنامه‌ریزی‌شده هزاران سرباز آمریکایی از خاک آلمان استقبال می‌کند. نیروهای آمریکایی مستقر در آلمان در امنیت اروپا و فرا آتلانتیک نقش دارند و ازاین‌رو به نفع ماست.»

آستین، وزیر دفاع جدید آمریکا نیز در گفت‌وگو تلفنی با «آنه‌گرت کرامپ-کارن‌باوئر»، وزیر دفاع آلمان از امکاناتی که این کشور در اختیار نظامیان آمریکایی مستقر قرار داده و میزبانی از نیروهای نظامی آمریکایی در خاک این کشور قدردانی کرد.

هایکو ماس، وزیر امور خارجه آلمان که از منتقدان جدی سیاست خارجی دولت ترامپ بود تغییر در رویکرد خارجی دولت بایدن را نشانه تحولی مثبت می‌داند. به باور او تغییر مهم در رویکرد خارجی دولت بایدن، فراهم شدن امکان گفت‌وگو با آمریکا به‌عنوان یک متحد قابل‌اعتماد در عرصه بین‌المللی است. شرایط جدید همان چیزی است که آلمان و اروپا منتظر آن بودند. اروپا و به‌خصوص کشورهای عضو پیمان ناتو از دولت جدید آمریکا انتظار دارند به تک‌روی دولت پیشین آمریکا در ارتباط با افغانستان پایان داده و سیاست دیگری در پیش گیرد.

به اعتقاد هایکو ماس شواهد نشان می‌دهد در دوره بایدن روابط دوجانبه و فراآتلانتیک به میزان چشمگیری بهبود خواهد یافت. بایدن یک فرد معتقد به روابط فراآتلانتیک است. از دیدگاه او اتحادیه اروپا، آلمان و ناتو شرکای استراتژیک هستند. برلین ازاین‌پس با رئیس‌جمهوری سروکار خواهد داشت که قابل‌اطمینان و قابل پیش‌بینی است و این موجب اعتمادبخشی است و همین به‌تنهایی یک موضوع بسیار با ارزش بین متحدان است. آلمان برای آمریکا از اهمیت راهبردی بالایی برخوردار است. بزرگ‌ترین پایگاه نظامی برون‌مرزی آمریکا در غرب آلمان و در مجاورت مرز چک قرار دارد. در حال حاضر، آمریکا دارای پنج پادگان نظامی در آلمان است و شمار اندکی از مراکز تجمع نظامیان آمریکایی نیز در اطراف چند شهر آلمان قرار دارد.

البته شروع مجدد روابط آمریکا و آلمان با دشواری همراه است احتمالاً بایدن سیاست آمریکا در قبال آلمان را کمتر از آنچه برلین خواهان آن است، تغییر اساسی خواهد داد. دولت فدرال درباره اینکه در روابط فراآتلانتیک واقعاً به کجا می‌خواهد برود، دچار اختلاف است. پیش‌بینی می‌شود پافشاری آمریکا به آلمان برای تخصیص 2% از تولید ناخالص داخلی به هزینه‌های دفاعی که در دوره اوباما نیز وجود داشت در دوره بایدن نیز تغییری نداشته باشد. دولت آلمان با تخصیص 1.5% از تولید ناخالص داخلی تا سال 2024 موافقت کرده است.