ترامپ هنگام ورود به کاخ سفید با زیر سؤال بردن ماده 5 پیمان همبستگی جمعی، متحدان اروپایی خود را به‌شدت نگران کرده بود. او از اروپایی‌ها خواسته بود هزینه‌های دفاعی خود را حداقل به 2٪ از تولید ناخالص داخلی خود افزایش دهند. ترامپ حملات خود را علیه مرکل صدراعظم آلمان متمرکز و برلین را متهم کرده بود که به ناتو بدهکار است. ده عضو از 30 عضو تقاضای ترامپ برای رساندن هزینه‌های دفاعی خود به حداقل 2 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برآورده کرده‌اند. اعضای ناتو در گذشته توافق کرده بودند سطح بودجه اختصاصی به امور دفاعی را به حداقل 2 درصد تولید ناخالص داخلی خود افزایش دهند.

بی‌تردید پس از روی کار آمدن بایدن و عادی‌شدن شرایط و پس از تعاریف اعضای عضو از شخص بایدن، چالش‌های بزرگ و عمیق ناتو همچنان ادامه خواهد داشت. اولین چالشی که در حضور روسای دیپلماسی ازجمله وزیر خارجه آمریکا در نشست ناتو مطرح شد، مسئله خروج نیروهای آمریکایی و متحدان از افغانستان است. پس از نوزده سال جنگ، دولت ترامپ در ماه‌های اخیر با طالبان در مورد عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی به توافق رسید و متقابلاً طالبان متعهد شده که مانع تبدیل شدن افغانستان به پایگاه تروریست‌ها شود. البته دبیرکل هم‌زمان هشدار می‌دهد در صورت عدم موفقیت در مذاکرات افغانستان «در فوریه 2021» تصمیمات دشواری باید اتخاذ شود.

موضوع چین نیز همچنان برای ناتو یک چالش مهم محسوب می‌شود. تقویت نظامی چین، به‌ویژه در دریای چین شرقی و طرح راه‌ ابریشم، خطرات قابل‌توجهی برای ناتو وجود دارد. ناتو در گزارش خود مدعی است این ائتلاف باید درباره نحوه مقابله با چین و ظهور ارتش این کشور جدی‌تر فکر کند.

اگرچه تنش میان ترکیه و یونان در دریای مدیترانه شرقی و لغو تمرین‌های نظامی توسط دو کشور تا حدودی تنش و درگیری نظامی طرفین را دور کرده اما این مسئله به‌طور اساسی حل‌نشده است. دبیر کل ناتو تلاش‌های دیپلماتیک در اختلافات ترکیه با یونان را بستر مهمی برای رایزنی‌ها و گفت‌وگوهای فنی به‌منظور تکمیل تلاش‌های دیپلماتیک می‌داند؛ اما پمپئو وزیر خارجه آمریکا به‌عنوان نماینده جناح تندرو در ناتو، ضمن انتقاد شدید از ترکیه خرید سامانه‌های تسلیحاتی روسیه توسط این کشور را یک هدیه به مسکو تعبیر کرده و مدعی است آنکارا امنیت ناتو را تضعیف و در نزاع با یونان و قبرس بر سر منابع گاز، موجب بی‌ثباتی در شرق مدیترانه شده است؛ اما به اعتقاد طرف ترک، آمریکا به طرفداری از یونان در درگیری‌های منطقه‌ای پرداخته و از فروش تسلیحات ضد هوایی پاتریوت ساخت آمریکا به آنکارا خودداری کرده است. ترک‌ها امیدوارند با روی کار آمدن بایدن روابط میان واشنگتن و آنکارا بهبود یابد. جایگاه ترکیه در داخل ناتو همیشه مهم بوده و از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. ترکیه به خود حق می‌دهد نسبت به حزب کارگران کردستان موسوم به پ.ک.ک و شاخه سوری‌اش موسوم به یگان‌های مدافع خلق نگران باشد. به باور آنکارا متحدان ناتو موضع نرمی در مقابل آن‌ها دارند و همین امر موجب بروز اختلاف جدی در داخل ناتو می‌شود. ترکیه که در دسترسی به خاورمیانه از اهمیت حیاتی برخوردار است، اما اکنون در ائتلاف غرب به یک مشکل تبدیل گردیده است.

از دیگر چالش‌های ناتو روابط با روسیه است. تقویت نظامی روسیه در اطراف کشورهای متحد، همچون اوکراین، گرجستان و همچنین در سوریه و لیبی نیز از دیگر موارد نگرانی ناتوست. روسیه نگران افزایش فعالیت‌های نظامی ناتو در دریای سیاه است. به اعتقاد مسکو، ناتو در حال گسترش حوزه فعالیت‌های خود در دریای سیاه است و کشورهای خارج از منطقه را نیز به آنجا کشانده است. تعداد ناوهای ناتو در دریای سیاه و نیز پروازهای شناسایی هواپیماهای بدون سرنشین ناتو در نزدیکی مرزهای روسیه افزایش یافته است. ناتو زیرساخت‌های بلغارستان و رومانی را به کار گرفته و سلاح‌های تهاجمی خود را در منطقه مستقر کرده‌ و در تمرینات نظامی آن‌ها سناریوهایی که نشان از مقابله نظامی دارند را پیاده کرده که حمله به قلمرو روسیه با استفاده از بمب‌افکن‌های راهبردی آمریکا که قادر به حمل سلاح‌های هسته‌ای هستند، ازجمله این سناریوها است. اقدامات ناتو موجب بی‌ثباتی منطقه می‌شود و میان کشورهای منطقه تفرقه می‌اندازد. روسیه بزرگ‌ترین همسایه ناتو است و این سازمان نمی‌تواند به‌سادگی این موضوع را نادیده بگیرد. شواهد نشان می‌دهد بهترین راه برای برقراری همکاری با روسیه، تضمین حفظ روابط قوی با ناتو است. ناتو همچنان علاقه‌مند به برقراری روابط با روسیه است اما برای رسیدن به چنین هدفی، مسکو نیز باید همین خواسته را داشته باشد و گام‌های روشنی را برای امکان‌پذیر شدن چنین هدفی بردارد. در ارتباط با تصمیمات استراتژیک هیچ‌گونه هماهنگی میان آمریکا و متحدان در ناتو وجود ندارد.

بخشی از اروپا ازجمله آلمان خواستار تقویت پایه‌های ناتو در اروپا هستند چراکه اروپا مسئولیت سیاست‌های امنیتی ناتو از آفریقا گرفته تا مدیترانه و خاورمیانه را برعهده‌گرفته است. اروپا در کنار منافع امنیتی خود، جهت برقراری شراکت متوازن با آمریکا همواره به این مسیر ادامه می‌دهد. اروپا آشکارا منافع سیاسی منطقه‌ای خود را به همراه آمریکا مشخص می‌کند. اروپا و آمریکا از دیرباز سیاست‌های همسویی را در قبال مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی دنبال می‌کردند و اختلافات بین واشنگتن- بروکسل تاکنون به‌اندازه و ابعاد چهار سال ریاست ترامپ بر آمریکا نبوده است. دنباله‌روی اروپا از آمریکا خود را در اجرای برجام نیز نشان داد. چندی پیش رئیس‌جمهور فرانسه وابستگی اروپا به آمریکا را مانع روابط تجاری با ایران دانست و با انتقاد از وابستگی کشورهای اروپایی به آمریکا درزمینه توافق هسته‌ای ایران مدعی شد پیامدهای کامل این موضوع را در قضیه مذاکرات ایران درک کردیم.

سیاست‌های تهاجمی و یکجانبه‌گرایی ترامپ، خروج آمریکا از توافقات منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای مهم، راه‌اندازی جنگ تجاری و تعرفه‌ای واشنگتن با بروکسل، یکه‌تازی آمریکا در عرصه‌ جهانی، جنگ سرد با روسیه و جنگ تجاری با چین و غیره ازجمله مسائلی است که بستر را برای جدایی دو سوی آتلانتیک هموار کرد.

می‌توان اهداف ناتو را در شرایط کنونی در مقولاتی نظیر تضعیف قدرت روسیه و از میان بردن زمینه‌های بازسازی اقتدار گذشته آن، تثبیت هژمونی و برتری آمریکا در حوزه نفوذ روسیه و همچنین تسلط بر منابع انرژی جستجو نمود. اهداف ناتو برای گسترش به سمت جغرافیای سیاسی مناطق شرق و جنوب، واکنش دولت‌های دیگر نظیر روسیه، چین و ایران را برانگیخته است. حضور ناتو در فضای جغرافیایی کشورهایی مانند افغانستان و همکاری میان ناتو و کشورهای جنوب خلیج‌فارس، واقعیتی انکارناپذیر است. این وضعیت می‌تواند سناریوهای مختلفی را در حوزه امنیتی جغرافیای پیرامون ایران رقم بزند که «تهدید بودن» حضور ناتو برای ایران خواهد بود؛ بنابراین ایران می‌بایستی نسبت به مقاصد آتی این پیمان نظامی به‌اندازه کافی حساس بوده و طرح‌ها و برنامه‌های آن را زیر نظر داشته باشد.