درگیری نظامی ارمنستان و جمهوری آذربایجان که از صبح روز یکشنبه 6 مهر 1399 آغازشده، سومین مورد تنش بین دو طرف بعد از توافقنامه آتش‌بس بیشکک است. درواقع بعد از جنگ طولانی‌مدت سال‌های 1988 تا 1994 که منجر به آتش‌بس بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان شد، دو رویارویی نظامی نسبتاً فراگیر بین دو طرف در جنگ چهارروزه آوریل 2016 و چهارروزه جولای 2020 روی داده است. درگیری فعلی هم سومین درگیری بعد از توافقنامه بیشکک به شمار می‌رود.

اگرچه اختلاف بر سر قره‌باغ از سال ۱۹۸۸ شروع شد، اما درگیری اصلی پس از فروپاشی شوروی رخ داد. اکثریت منطقه قره‌باغ ارمنی‌اند که آن زمان تحت حاکمیت آذربایجان قرار داشت، اما در سال ۱۹۹۲-۱۹۹۱ شورشیان ارمنی توانستند با کمک دولت ارمنستان کنترل قره‌باغ را به دست بگیرند. در ادامه بحران شورشیان و دولت ارمنستان حدود ۲۰ درصد از خاک آذربایجان را نیز به اشغال خود درآوردند. احتمالاً ارمنی‌ها این اقدام را برای تثبیت موقعیت خود و یا شاید استفاده از آن در مذاکرات انجام دادند. از آن زمان تاکنون روابط ارمنستان و آذربایجان تیره‌وتار بوده است. آذربایجان می‌خواهد حداقل مناطق اشغالی را پس بگیرد که تاکنون موفق نشده است. اکنون‌که درگیری‌ها دوباره آغازشده هم آذربایجان و هم ارمنستان یکدیگر را متهم می‌کنند که دیگری شروع‌کننده این ماجرا بوده است اما به نظر می‌رسد که جمهوری آذربایجان بعد از گذشت چندین سال که وعده داده بود مناطق اشغالی را آزاد خواهد کرد در حال حاضر این تلاش را آغاز کرده تا نشان دهد که می‌خواهد این مناطق را از دست ارامنه قره‌باغ آزاد کند. البته باکو هیچ‌گاه نپذیرفته که این مناطق اشغالی را ارامنه قره‌باغ اشغال کرده‌اند و مدعی است که ارمنستان آن را اشغال کرده است. ولی به‌هرحال در نگاه جمهوری آذربایجان بین این دو تفاوتی وجود ندارد و معتقد هستند که این مناطق توسط ارامنه اشغال‌شده است. آذربایجان در شرایط فعلی با توجه به تجهیزات نظامی دریافتی‌اش و فشارهایی که روی الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور این کشور وجود داشت، دست به این اقدام زده تا اولاً اقداماتی انجام دهد تا بتواند امکان‌سنجی کند که آیا می‌تواند این مناطق را از اشغال دربیاورد یا خیر و ثانیاً بتواند افکار عمومی را از مسائل داخلی به مسائل ملی معطوف کند. چراکه افکار عمومی داخلی جمهوری آذربایجان از مسئله آزادسازی قره‌باغ و دیگر مناطق اشغالی توسط ارامنه بسیار استقبال می‌کنند و در حال حاضر نیز مشکلات داخلی ناشی از شرایط کرونا و تأثیر آن بر اقتصاد موجب نگرانی مردم آذربایجان شده است.

البته بحران میان آذربایجان و ارمنستان را باید از بعد منطقه‌ای و به‌ویژه تأثیرات آن بر امنیت ایران نیز موردبررسی قرار داد؛ چراکه امنیت قفقاز جنوبی روی امنیت ایران تأثیر می‌گذارد و امنیت شمال کشور به‌شدت تحت تأثیر بحران‌هایی است که در این منطقه رخ می‌دهد. به‌خصوص زمانی که ارامنه قره‌باغ این مناطق را اشغال کردند در همسایگی ایران قرارگرفته و حتی تا مرزهای ما نیز جلو آمدند و شاید اگر ایران به آن‌ها هشدار نمی‌داد به پیشروی‌شان می‌دادند؛ اما ایران به‌طرف ارمنی هشدار داد که پیشروی آن‌ها باعث ناامنی مناطق مرزی کشورمان می‌شود. درعین‌حال با توجه به همسایگی ایران با ارمنستان و جمهوری آذربایجان این انگیزه به‌شدت در ایران وجود دارد که در راستای میانجیگری و رفع تنش گام بردارد و اقداماتی انجام دهد تا کمک کند که ثبات در منطقه برقرار شود. چراکه اگر این جنگ بین ارمنستان و آذربایجان فراگیر شود تبعاتی نیز برای کشورهای منطقه چون روسیه، ایران و ترکیه به همراه خواهد داشت. باید توجه داشت که در این مناقشه،‌ ترکیه جانب‌دار آذربایجان است و روسیه به‌طور سنتی از ارمنستان حمایت می‌کند. اگرچه امروز روسیه خواهان توقف درگیری‌ها شده ولی به‌طورکلی در این‌گونه درگیری‌ها همواره به حمایت از طرف ارمنی بپا می‌خیزد.

دراین‌بین باوجودیکه طرف ایرانی همواره تأکید کرده که قره‌باغ راه‌حل نظامی ندارد اما شرایط به‌گونه‌ای است که گروه مینسک وابسته به سازمان امنیت و همکاری اروپا ترجیح می‌دهد که وضعیت نه جنگ نه صلح تداوم داشته باشد.

جمهوری اسلامی ایران که در زمره کشورهایی قرارگرفته که می‌تواند در راستای کاهش این تنش‌ها گام بردارد، معتقد است این مناقشه باید با راه‌حل سیاسی و مذاکره پایان پذیرد و طی سال‌های اخیر مشخص‌شده که راه‌حل نظامی ثمربخش نخواهد بود؛ اما گروه مینسک، متشکل از روسیه، فرانسه، آمریکا، انگلیس و… که قرار بوده این ماجرا را حل‌وفصل کند، اما همیشه کار را به تأخیر انداخته است. به نظر می‌رسد این گروه به‌نوعی می‌خواهد این استخوان‌لای‌زخم همچنان باقی بماند و ظاهراً ناامن بودن منطقه قفقاز به نفع این گروه است تا همواره بهانه‌ای برای مداخله در این منطقه داشته باشند. درنهایت باید به این نکات توجه داشت که اولاً بحران قره‌باغ راه‌حل نظامی ندارد و لذا باید هرچه سریع‌تر به این تنش‌ها پایان داده شود و ثانیاً راه‌حل سیاسی و مذاکره باید به شکل منطقه‌ای باشد تا نتیجه حاصل شود. درواقع بین‌المللی کردن این موضوع باعث پیچیده‌تر شدن آن شده و منافع بازیگران بین‌المللی نیز به‌گونه‌ای است که مایل هستند تا این بحران ادامه پیدا کند.