مقام معظم رهبری اخیرا درواکنش به توافق امارات و رژیم صهیونیستی تاکید کردند که امارات متحده عربی هم به دنیای اسلام خیانت کرد، هم به ملت‎های عرب، هم به کشورهای منطقه و هم به فلسطین. به گفته ایشان البته این خیانت دیر نخواهد پایید، اما این لکه ننگ بر آن‌ها خواهد ماند.

مقام معظم رهبری در رابطه با این اقدام امارات ادامه دادند: «پای صهیونیست‌ها را به منطقه باز کردند و مسئله فلسطین را که مسئله غصب یک کشور است به فراموشی سپردند و عادی‌سازی کردند.» همچنین ایشان ابراز امیدواری کردند که اماراتی‌ها زود بیدار شوند و کاری را که کرده‌اند، جبران کنند.

با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری، این سوال پیش می‌آید که امارات در چه صورت از تصمیم خود در عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی بازخواهد گشت؟

درخصوص اقدامات اخیر امارات، رژیم اسرائیل، آمریکا و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس باید توجه داشت که آن‌ها از مدتی قبل در روندی قرار گرفته‎اند که براساس تئوری ایران هراسی تلاش دارند این گونه وانمود کنند که خطر و تهدید اصلی جهان عرب، اسرائیل نیست، بلکه جمهوری اسلامی ایران است.

بر این اساس با مدیریت آمریکایی‎ها این روند آغاز شده و کشورهای خلیج فارس به ویژه کشورهای کوچک‎تر که آسیب پذیرتر هستند و احساس ترس بیشتری دارند، آمادگی‏شان برای همکاری در این طرح بیشتر است. البته باید به این موضوع نیز تاکید کرد که این روند جدید نیست و پیش تر نیز همسایگانی چون ترکیه و جمهوری آذربایجان روابط گرم دیپلماتیکی با اسرائیل برقرار کرده بودند. کشورهای حوزه خلیج فارس نیز پیش تر با اسرائیل رابطه داشتند ،اما آن را علنی نکرده بودند و به صورت غیررسمی بود، اما امروز کشور امارات این روابط را تحت پروژه ایران هراسی آمریکایی‏ها و ایجاد ائتلاف در منطقه علیه جمهوری اسلامی رسمی کرده است.

با این تفاسیر به نظر می‌رسد امارات و دیگر کشورها زمانی از این روند عقب‌نشینی خواهند کرد که روند ایران هراسی در منطقه از بین برود.

در واقع، اگر مشکلات ایران و کشورهایی چون عربستان سعودی یا امارات حل و فصل شود می‌توانیم شاهد این موضوع باشیم که رژیم اسرائیل از منطقه فاصله بگیرد. بنابراین، این یک تناسب معکوس است به این صورت که اگر روابط اسرائیل با جهان عرب بهبود پیدا کند، روابط ایران با اعراب تخریب می‎شود و اگر روابط ایران با اعراب بهبود پیدا کند، روابط اسرائیل و پایتخت‎های عربی دچار تشنج خواهد شد. در این صورت کشورهای عربی به سیاست سنتی‎شان مبنی بر این که رژیم اسرائیل، دشمن اعراب و فلسطینی‎ها است بازخواهند گشت.

حال این پرسش مطرح است که این رویکرد اعراب تا چه حد در باز شدن پای اسرائیل به منطقه و یا نادیده گرفتن مشکلات فلسطینی‌ها تاثیرگذار است. در این خصوص باید گفت که از دهه 80 که شیمون پرز کتاب خاورمیانه جدید را نوشت این مسئله را مطرح کرد که گسترش سرزمینی برای اسرائیل اهمیت درجه یک را ندارد، بلکه اسرائیل باید از طریق گسترش و عادی سازی روابط به ویژه روابط اقتصادی با جهان عرب به قدرت برتر در منطقه تبدیل شود. لذا نظریه زمین در برابر صلح را مطرح کرد.

بنابراین اسرائیل اکنون تلاشش بر این فرض استوار است که به عنوان قدرت برتر اقتصادی منطقه مطرح شود و همین مسئله باعث می‌شود که هرچه بیشتر حقوق فلسطینی‌ها نقض شود. مشاهده کردیم که با گسترش اختلافات در جهان عرب و دنیای اسلام، اسرائیلی‎ها فرصت پیدا کردند که با کمک آمریکا، بیت المقدس را پایتخت اسرائیل اعلام کنند و آمریکا نیز سفارت خود را به آنجا منتقل کند. همچنین انضمام جولان را به رسمیت بشناسند و در طرح معامله قرن، بخشی از کرانه باختری را به اسرائیل منضم کنند.

در چنین شرایطی جمهوری اسلامی ایران باید تلاش کند به نحوی ایران هراسی نزد اعراب را که توسط آمریکا و اسرائیل دامن زده می‌شود، متوقف کند. در نهایت ترامپ نیز از پیشبرد چنین سیاستی در این مقطع این هدف را دنبال می‌کند که بتواند نظر لابی صهیونیست‌ها در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نسبت به خود جلب شود.