توافقی که اخیراً بین آمریکا و طالبان حاصل شد، محصول یک توافق کلی‌تری است که می‌توان از آن به‌عنوان نوعی معامله بین پاکستان، آمریکا، طالبان، عربستان سعودی و امارات نام برد. به‌بیان‌دیگر این توافق با طرف‌هایی که طالبان از سوی آن‌ها حمایت‌های مالی و سیاسی و یا حمایت ایدئولوژیک دارند، حاصل شده است.

دور زدن دولت کابل توسط طالبان در این روند نیز یک امر کاملاً واضح است؛ به‌گونه‌ای که طالبان در روند صلح اصلاً دولت را قبول نداشت، اما اکنون با اتفاقاتی که شاهد هستیم به نظر می‌رسد که طالبان به‌هرحال پذیرفته‌اند که با دولت مرکزی نیز وارد گفتگو شوند. تنها مشکلی که وجود دارد این است که در حال حاضر دو دولت در افغانستان شکل گرفته است؛ یک دولت به رهبری اشرف غنی و دیگری به ریاست عبدالله عبدالله.

پیش‌بینی می‌شود که طالبان با عبدالله عبدالله وارد مذاکره نشوند، چرا که جهادی‌ها را اصولاً دشمن اصلی خود می‌دانند، اما احتمال اینکه با دولت اشرف غنی وارد مذاکره شوند، وجود دارد. می‌توان این‌گونه تصور کرد که آمریکایی‌ها، طالبان را قانع کرده‌اند که آن‌ها از طریق نظامی به قدرت نمی‌رسند، ولی در مرحله نخست لازم است که برای رسیدن به هدف‌شان در قدرت شریک شوند. شراکت در قدرت نیز فقط با گروه اشرف غنی که لیبرال دمکرات هستند امکان‌پذیر است.

به نظر می‌رسد که بعد از روشن شدن تکلیف دولت در کابل یک هیئت صلح تعیین شود و با تشویق پاکستان، عربستان سعودی، امارات و ایالات‌متحده آمریکا، طالبان با آن هیئت صلح وارد گفتگو و مذاکره شوند. در این روند نیز همان‌گونه که آمریکا پیش‌بینی کرده در درجه اول طالبان شریک قدرت می شوند، ولی در نهایت اگر طالبان تشکیل حزب دهند و از جنگ دست بکشند احتمال می‌رود که در مراحل بعدی بتوانند به تمام قدرت دست پیدا کنند، زیرا دولت فعلی یعنی دولت اشرف غنی مشروعیت اندکی نزد مردم دارد و استقبال کمی هم از این دولت شده است. همچنین نباید از نظر دور داشت که طالبان در میان جامعه سنتی افغانستان جایگاه خوبی دارد.

با این تفاسیر این انتظار وجود دارد که بعد از توافق آمریکا و طالبان، به‌تدریج زمینه برای صلح و مذاکره میان دولت مرکزی و طالبان فراهم شود. در این صورت روند صلح داخلی در افغانستان پیگیری خواهد شد. البته روند صلح بدین معنا نیست که با صلح میان طالبان، آمریکا و دولت مرکزی، به‌طور کامل صلح در افغانستان برقرار شود، چراکه بیش از ۲۰ گروه مسلح در افغانستان وجود دارد که آن‌ها در مذاکرات نقشی ندارند و داعش را نیز باید به این مجموعه اضافه کرد که ادعای خلافت هم دارد. ضمن آنکه در حال حاضر نیز داعش در حال انجام عملیات در افغانستان است.

در رابطه با اختلافات عبدالله عبدالله و اشرف غنی و تأکید هر یک بر رئیس‌جمهور بودن خود و همچنین با توجه به اینکه آن‌ها در مذاکره دوحه دور زده شدند، اکنون یک بازی پیچیده را آغاز کرده‌اند؛ بدین‌صورت که اولاً انتخابات را بدون مشورت و هماهنگی واشنگتن برگزار کردند و دوما بعد از برگزاری انتخابات، اشرف غنی و کمیسیون انتخابات بدون هماهنگی عبدالله عبدالله اعلام کردند که اشرف غنی پیروز شده که عبدالله عبدالله این نتیجه را نپذیرفت؛ لذا امروز مشاهده می‌کنیم که دو دولت در افغانستان تشکیل شده است. منتها در حقیقت دولت اشرف غنی در افغانستان رسمیت دارد، زیرا به‌هرحال او سازوکارهای قانونی را پشت سر خود دارد. به‌علاوه اینکه در مراسم تحلیف عبدالله عبدالله، آمریکا و نمایندگان بسیاری از کشورهای اروپایی شرکت نکردند و نشان دادند که اشرف غنی را به‌عنوان رئیس‌جمهور به رسمیت می‌شناسند. دراین رابطه، هرچند دولت عبدالله عبدالله وجهه قانونی ندارد و شخص وی نیز می‌داند شانسی برای ریاست جمهوری ندارد، اما با این بازی‌ها در پی آن است که سهم خود را از قدرت بگیرد.

اشرف غنی اخیراً پیشنهاد کرده که ۶۰ درصد قدرت دست وی و ۴۰ در اختیار عبدالله و گروه او باشد که البته فعلاً رد کرده‌اند.

به نظر می‌رسد که در نهایت نماینده آمریکا یعنی زلمای خلیلزاد که در کابل است در این روند دخالت می‌کند و عبدالله عبدالله را پای میز مذاکره و مصالحه می‌کشاند؛ یعنی تقریباً به همان صورتی که در زمان جان کری شاهد بودیم، امروز نیز دولت جدیدی با تفاوت‌هایی شکل خواهد گرفت. در این دولت جدید فضا برای طالبان نیز باز خواهد شد و زلمای احتمالا موفق خواهد شد این سه جریان یعنی اشرف غنی، عبدالله و طالبان را پای میز مذاکره بیاورد تا افغانستان از این وضعیت خارج شود.