بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی اخیرا از تصمیم این رژیم برای شرکت در نمایشگاه بین المللی “اکسپو ۲۰۲۰” در دبی خبر داد و گفت که حضور این رژیم در نمایشگاه اکسپو امارات بیانگر پیشرفت عادی سازی روابط میان تل آویو با کشورهای عربی است. نخست وزیر رژیم صهیونیستی تاکید کرد که این رژیم حداقل با ۶ کشور عربی روابط رو به پیشرفت دارد که به نظر می‌رسد در نهایت منجر به روابط دوستانه خواهد شد.

پیش‌تر نیز یسرائیل کاتس، وزیر امورخارجه رژیم صهیونیستی طرحی را به کشورهای عربی خلیج فارس برای توافق با اسرائیل و پایان دادن به تنش‌های موجود ارائه داده بود. در همین حال وزیر امورخارجه رژیم صهیونیستی در ادامه تلاش های تل آویو برای عادی سازی روابط با کشورهای عربی خلیج فارس،  ۱۰ تیرماه ۹۸ برای نخستین بار به امارات متحده عربی سفر کرد.

البته پروژه عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با رژیم اسرائیل، مسئله تازه‌ای نیست و شاید بتوان گفت که نخستین گام در این جهت با سفر 1977 انور سادات، رئیس‌جمهور وقت مصر به سرزمین‌های اشغالی برداشته شد که به نوعی قفل روابط تل‌آویو با پایتخت‌های عربی را شکست. در واکاوی این تصمیم مصر، باید شکست‌های متعدد کشورهای عربی در برابر رژیم صهیونیستی از بدو تشکیل سرزمین‌های اشغالی از جمله جنگ 1967 و شکست مصر به رهبری جمال عبدالناصر از رژیم صهیونیستی را مدنظر داشت.

بعد از این سفر انور سادات نیز شاهد عقد پیمان کمپ دیوید بودیم؛ پیمانی که پس از دوازده روز مذاکرات مخفی و با میانجی‌گری ایالات متحده آمریکا در کمپ دیوید که یکی از استراحتگاه‌های مقام ریاست جمهوری در ایالات متحده آمریکا است نهایی شد و در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۷۸ با حضور جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا در کاخ سفید به امضای نهایی رسید. پیمان کمپ دیوید اولین پیمان صلح میان طرفین جنگ اعراب و اسرائیل بود که به صلح میان مصر و اسرائیل انجامید.

بعد از عقد قرارداد صلح موسوم به کمپ‌دیوید میان رژیم صهیونیستی و مصر، برخی از کشورها نیز از سال 1990 به بعد به پیروی از قاهره تلاش کردند که به شکل مخفیانه روابط سیاسی را با تل‌آویو برقرار کنند. در راس این اقدامات می‌توان به برخی تلاش‌های اردن در برهه بعد از 1990 اشاره کرد.

در دهه اخیر نیز یکی از کشورهایی که به دلیل دشمنی با ایران به جد به دنبال ارتقای روابط و به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی در منطقه خاورمیانه است، عربستان سعودی است که بعد از به قدرت رسیدن ملک سلمان علنا تاکید دارد که دشمن اصلی اعراب نه اسرائیل بلکه ایران است. ریاض از طریق برخی ارتباطات سیاسی به مدیریت و رهبری دونالد ترامپ در تلاش است که یک ائتلاف ضدایرانی یا همان ناتوی عربی عبری را در منطقه تشکیل دهد. گرچه این ناتوی عربی عبری هنوز در منطقه شکل رسمی به خود نگرفته، اما رئیس‌جمهور آمریکا در تلاش است تا از طریق پترودلارهای عربستان سعودی و برخی کشورهای هم‌پیمان این رژیم، عقد قراردادهای نظامی با این رژیم‌ها و برقراری پیوندهای استراتژیک میان رژیم‌های عربی با اسرائیل، اقدامات خود را علیه ایران در منطقه شدت ببخشد.

عربستان سعودی بعد از امضای توافقنامه برجام به دلیل ترس از تضعیف منافع خود در منطقه و قدرت‌یابی ایران در حوزه‌های استراتژیک به‌ویژه در یمن، عراق و سوریه به دنبال ائتلاف‌سازی‌های منطقه‌ای علیه تهران برآمد. این در حالی است که علی‌رغم بکارگیری انواع ابزار نظامی و قدرت مالی، این کشورهای عربی به رهبری عربستان نتوانستند در برابر نفوذ طبیعی ایران در منطقه مقاومت کنند. بنابراین عربستان تلاش کرد تا رژیم صهیونیستی را وارد این ائتلاف‌سازی کند.

در چنین شرایطی علاوه بر عربستان سعودی، امارات و بحرین نیز در این ائتلاف‌سازی ضدایرانی در منطقه همراه شده‌اند.

در این بین هدف اصلی رژیم صهیونیستی از نزدیکی با برخی از کشورهای عربی به ویژه عربستان سعودی از یک طرف این است که شناسایی مشروعیت خود توسط برخی رهبران عرب را به نمایش بگذارد و از طرف دیگر به مرزهای استراتژیک ایران نزدیک‌ شود.

ریاض از پیگیری چنین اهدافی بیشتر منافع امنیتی و نظامی را مدنظر دارد؛ از طرف دیگر ابتکارات دونالد ترامپ در منطقه اغلب با هدف حفظ برتری نظامی رژیم اسرائیل در منطقه و به نوعی فراموش کردن بحث فلسطین در خاورمیانه است، چرا که آمریکا و اسرائیل با فریب افکار عمومی و عادی جلوه دادن روابط با اسرائیل، در پی آن هستند که دشمن اصلی در منطقه را ایران جلوه دهند تا این رژیم بتواند نوار غزه را به عنوان بزرگترین زندان در منطقه همچنان حفظ کند.

این در حالی است که این کشورهای عربی در قالب پیمان‌نامه‌های متعدد صلح و قراردادهای نظامی و اقتصادی با رژیم اسرائیل در حال خیانت به آرمان فلسطین هستند. البته در این بین کشورهایی نیز هستند که همچنان از آرمان فلسطینی دفاع می‌کنند که می‌توان به کشورهایی همچون سوریه، عراق و یمن اشاره کرد. در منطقه نیز به رغم برخی اختلافات موجود بین ایران و ترکیه در خصوص مسئله سوریه، ترکیه همچنان از برخی گروه‌های فلسطینی از جمله حماس در مقابل تجاوزات رژیم صهیونیستی حمایت می‌کند.

باید توجه داشت که تلاش کشورهای عربی، رژیم صهیونیستی و آمریکا برای تزلزل در حکومت سوریه به این دلیل بود که این کشور حلقه ارتباط محور مقاومت تلقی می‌شود و به نوعی تلاش شده است تا با تزلزل در این محور از تشدید مبارزات علیه رژیم صهیونیستی و برتری نظامی آن جلوگیری به عمل آید؛ اما به رغم تمام تلاش‌ها در منطقه در حال حاضر محور مقاومت به رهبری ایران و برخی کشورهای عربی همچنان حامی آرمان فلسطین هستند و هرنوع نزدیکی به اسرائیل را دهن‌کجی به آرمان فلسطین قلمداد می‌کنند.

در نهایت باوجود تلاش‌های چند دهه‌ای تل‌آویو برای عادی سازی روابط با اعراب با هدف تثبیت برتری نظامی و دیکته کردن سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌اش در منطقه، اما این رژیم به رغم پشتیبانی آمریکا همچنان به دلیل نداشتن عمق استراتژیک و درگیری با بسیاری از جنبش‌های جهادی و گروه‌های فلسطینی در معمای امنیت و ترس از دست دادن سرزمین‌های اشغالی به سر می‌برد.