وزارت دفاع آمریکا با انتشار بیانیه‌ای با اعلام اعزام ۳ هزار نیروی نظامی جدید، دو سامانه دفاع موشکی تاد و پاتریوت خود را به خاک عربستان سعودی اضافه کرد و هدف اعلامی‌اش را حفظ توان واکنش در مقابل تهدیدات بالقوه عنوان و اضافه کرد در زمینه هوایی هم دو اسکادران جدید از جنگنده‌های پیشرفته در عربستان استقرار خواهد یافت.

این اولین بار نیست که آمریکا و عربستان چنین توافق‌هایی را در حوزه نظامی اجرایی می‌کنند. عربستان از خریداران عمده تسلیحاتی آمریکایی از جمله تجهیزات دفاع ضد موشکی است و این همکاری از زمان حمله نظامی عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ تا کنون گسترش یافته است.

مقامات پنتاگون در شرایطی هدف از این لشکرکشی نظامی به منطقه را «تامین امنیت منطقه‌ای و مقابله با تلاش‌های تهدیدکننده ثبات منطقه و اقتصاد جهانی» پس از حمله به آرامکو عنوان می‌کنند که تنها چند روز پیش از آن دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، با چراغ سبز نشان دادن به ترکیه برای حمله به شمال شرق سوریه، یک شبه دستور داد نیروهای آمریکایی در سوریه از این منطقه خارج شوند.

ترامپ پس از اعلام خروج از سوریه در توییتی نوشت: «کردها همراه ما جنگیدند، اما برای این کار مبلغ هنگفتی از پول و تجهیزات به آنها داده شد. آنها چندین دهه است که با ترکیه می‌جنگند. من تقریباً ۳ سال جلوی این نبرد را گرفتم، اما زمان آن فرا رسیده است که ما از این جنگ‌های مسخره بی‌پایان که بسیاری از آنها قبیله‌ای هستند، خارج شویم و سربازانمان را به خانه برگردانیم. ما در جایی جنگ خواهیم کرد که به نفع‌مان باشد، و تنها وقتی مبارزه می‌کنیم که برنده شویم.»

او در گفت‌وگو با خبرنگاران با بیان اینکه اعزام نیرو به خاورمیانه باید در ازای دریافت پول باشد، گفت: «ما نیروها و چیزهای دیگری به خاورمیانه برای یاری به عربستان می‌فرستیم، اما آیا شما آماده‌ هستید؟ درخواست من از عربستان این است که در مقابل همه آنچه انجام می‌دهیم، پول پرداخت کند. این در وهله اول است… عربستان و کشورهای دیگر. اکنون عربستان موافقت کرده در ازای هر آنچه انجام می‌دهیم به ما هزینه بپردازد، ما این را می‌پسندیم.»

در عین حال این توضیح ترامپ برای خروج نیروهایش از سوریه درحالی انجام می‌شود که به باور بسیاری از تحلیلگران آمریکا مدت‌ها بود که به دلیل به نتیجه نرسیدن اهدافش در سوریه به دنبال بهانه‌ای برای خروجی سریع و کم حاشیه از این کشور بود و این بار آمریکا تصمیم گرفت این اقدام را به هزینه ترکیه انجام دهد.

روزنامه گاردین با استقبال از این تصمیم ترامپ برای خروج از سوریه نوشت: «حالا نوبت عراق و افغانستان است. اگر نیروهای آمریکایی بیش از این در سوریه بمانند، فقظ بیشتر در این منجلاب فرو می‌روند. جهان بیرون نفعی در درگیری ترکیه با کردها ندارد.»

به اذعان گاردین «احمقانه‌ترین چیز، اما حمایت و کمکی بود که از سال ۲۰۱۵ در اختیار شبه‌نظامیان جنگ داخلی سوریه که علیه بشار اسد می‌جنگیدند، قرار داده شد؛ با بروز هرج‌ومرج در شمال عراق و جسورتر شدن کردها برای افزایش فشارشان علیه ترکیه، سوریه به محلی برای کابوس یک درگیری سه‌جانبه تبدیل شد. آمریکا در سراسر این درگیری از کردها حمایت کرد… ترک کردها و دادن مجوز به ترکیه برای حمله به سوریه رتبه بالایی در خیانت‌های دیپلماتیک به خود اختصاص خواهد داد، اما در سیاست واقعگرایانه نمی‌توان کسی را برای این کارها مقصر دانست… سیاست خارجی آمریکا در تلاش برای تقلید از نقش امپراتوری‌های قرن ۱۹ اروپا در اداره جهان به فرشته بلا تبدیل شده است.»

در سوی دیگر مقامات آمریکایی در حالی از دفاع از متحدان خود در منطقه سخن می‌گویند که اقدام اخیر آنها در مقابل کردها همچنان بدعهدی‌شان را به رخ همان متحدان کشاند. حمله ترکیه در شمال سوریه ضربه‌ای سهمگین به نیروهای کرد وارد کرد و طی آن آمریکا بار دیگر متحد خود در جنگ علیه داعش را رها کرد و صرفا با اکتفا به گفتن اینکه «شرایط را زیر نظر دارد!» در واقع به شریک خود در صحنه جنگ خیانت کرد.

در این شرایط دلیل راهبردی آمریکا در اعزام نیروی نظامی به عربستان که رئیس جمهورش به مسخره‌ترین شکل ممکن در خفا و آشکار عالی ترین مقاماتش را به استهزا می‌کشد، چیست؟

افکار عمومی هنوز از یادنبرده که چگونه رئیس‌جمهور آمریکا بعد از توصیف کردن عربستان به «گاو شیرده» سیاست عملی آمریکا را در قبال آنها نشان داد. او به تازگی در جمع هوادارانش به سبک کارتونی که نوعی مسخره کردن ملک سلمان، پادشاه سعودی بود، لحن او را تقلید کرد. ترامپ در مناسبت‌های مختلف افشا کرده که قبل از اعلام به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی رهبران عرب و از جمله ملک سلمان را نادیده گرفته و به بهانه‌های مختلف از تماس‌های تلفنی‌شان طفره رفته است. او با تمسخر روایت تماس تلفنی بین خود با پادشاه عربستان تلاش کرد اینگونه القا کند که رهبران عرب افراد تیزهوش و بافراستی نیستند.

نگاهی به معادلات کنونی منطقه و بین الملل نشان می‌دهد ترامپ به خوبی می‌داند روابط با عربستان بیشتر از گذشته مورد توجه روسیه و چین قرار گرفته است. در واقع روس‌ها تلاش می‌کنند تا حد ممکن متحدان سنتی آمریکا در خلیج فارس و خاورمیانه را از واشنگتن دور کنند. کاری که درباره ترکیه دنبال کردند و در پی آن رویکرد ترکیه در مورد مسائل و تحولات منطقه به روسیه نزدیک‌تر شد تا جایی که برای اولین بار یک کشور عضو پیمان ناتو از روسیه سامانه موشکی خرید.

بعد از حملات به آرامکو وقتی پوتین به سعودی‌ها پیشنهاد خرید اس 300 یا اس 400 را داد، بار دیگر برای آمریکا زنگ خطر نواخته شد، چرا که عربستان برای تحقق رویای حمایت فرامنطقه‌ای، خود را مستعد دست به دامان شدن به هر قدرتی نشان داده است. قطعا سفر پوتین پس از 12 سال به عربستان پیام‌هایی برای مقامات کاخ سفید داشت و باب جدیدی میان همکاری های روسیه و عربستان گشود. با اینکه مسکو اکتبر ۲۰۱۷ با عربستان پروتکل توافقی را برای خرید سامانه‌های موشکی اس۴۰۰ امضا کرده بود، اما در نهایت این معامله امضا نشد و عربستان ترجیح داد که سامانه موشکی آمریکا را بخرد. با این حال، در شرایط کنونی مذاکرات برای این همکاری نظامی میان روسیه و عربستان دوباره احیا شده است. علاوه بر آن در سفر پوتین به ریاض۳۰ توافقنامه دوجانبه به ارزش بیش از ۲ میلیارد دلار امضا شد و به گفته سخنگوی کرملین دو طرف برای توسعه همکاری‌ها در عرصه‌های مختلف تجاری – اقتصادی و نظامی – فنی به توافق‌هایی رسیدند.

در طرف دیگر اوایل سال جاری میلادی بود که توافقی اقتصادی و تجاری معادل ۲۸ میلیارد دلار بین عربستان و چین برای همکاری در تاسیس پالایشگاه و افزایش صادرات نفت عربستان به پکن به امضا رسید. خبری که برای آمریکا در شرایط جنگ تجاری‌اش با چین خوشایند نبود.

علاوه بر آن آمار‌ها نشان می‌دهد آمریکا در سال ۲۰۱۸ میلادی به نسبت سال‌های دیگر طی ۲۰ سال گذشته، به میزان کمتری از عربستان نفت خریداری کرده است. این امر بیانگر این واقعیت است که سعودی‌ها دهه‌ها امنیت را به گزاف‌ترین بها از کشوری خریده‌اند که هیچ جایگاه ویژه‌ای برای امنیت و اقتصاد آن درنظر نمی‌گیرد.

بنابر اعلام صندوق بین‌المللی پول، رشد اقتصادی عربستان به صفر نزدیک شده و در یک قدمی رکود قرار دارد؛ به نظر می‌رسد این کشور بی‌میل نیست که با دست به دامان چین و روسیه شدن، به جای درگیری در تنش‌های هزینه‌بر سیاسی حاصل از همکاری با کاخ سفید، به گسترش همکاری‌های اقتصادی برای کسب فایده بیشتر بپردازد.

بنابراین یکی از دلایلی که موجب شده در شرایط کنونی با وجود اعلام آمریکا مبنی بر عقب‌نشینی از شمال سوریه، همزمان واشنگتن اقدام به اعزام نیرو به عربستان کند، تلاش برای به در کردن رقبای فرامنطقه‌ای آمریکا است که این بار چشم به ثروت و انرژی کشوری دوخته‌اند که همواره متحد راهبردی آمریکا خوانده شده است.

رفتار سران کاخ سفید به خوبی نشان داده است که حمایت آمریکا از عربستان نیز تا زمانی ادامه خواهد داشت که دلارهای نفتی عربستان به جیب شرکت‌های فروش اسلحه آمریکایی سرازیر شود.

«دنیل لاریسون»، تحلیلگر آمریکایی، در یادداشتی درخصوص اعزام نیروهای بیشتر آمریکا به عربستان در پایگاه «امریکن کانسرویتیو» این اقدام را «احمقانه» توصیف کرد و نوشت: «آمریکا توانسته عربستان سعودی را به اندازه کافی مجهز به تسلیحات کند تا این کشور بتواند عملیات ترور انجام دهد و غیرنظامیان بیشتری را در یمن به قتل برساند، اما برای دفاع از خود نمی‌تواند از آن‌ها استفاده کند! عربستان سعودی یک مشتری بی‌مصرف و سربار برای آمریکا است و باید هرچه زودتر آمریکا حمایت خود را از این کشور قطع کند این اقدام، بیشتر به نفع واشنگتن و منطقه خواهد بود.»

وی در ادامه ضمن ابراز تردید درباره پرداخت هزینه‌های دفاعی از سوی عربستان نوشت: «من درباره صحیح بودن این موضوع بسیار تردید دارم؛ عربستان سعودی هنوز بر سر هزینه‌هایی که قرار بوده برای سوخت‌گیری هواپیما‌های ائتلاف در جنگ یمن پرداخت کند، دولت آمریکا را فریب می‌دهد و به نظر می‌رسد که درباره استقرار این نیرو‌ها نیز دولت آمریکا هرگز هزینه‌ای دریافت نخواهد کرد.»

لاریسون در پایان می‎گوید: «این نخستین باری نیست که ترامپ عربستان سعودی را در اولویت قرار می‌دهد، اما با توجه به تلاش‌های او برای توجیه سیاست شکست خورده‌اش در سوریه، صحبت‌هایش درباره پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان توهین‌آمیز است؛ اگر ترامپ خواستار اولویت دادن به منافع آمریکا و خارج کردن کشور از جنگ‌های خارجی بود، باید با پایان دادن هرچه سریعتر به حمایت از عربستان سعودی موافقت می‌کرد، اما در عوض از مسیر خود منحرف شده و تسلیحات بیشتر و نیروی نظامی برای آنها می‌فرستد تا از یک رژیم جنایتکار جنگی حمایت کند.»

به گزارش اسپوتنیک، به نقل از یک تحلیلگر مسائل غرب آسیا «دستمزد هر سرباز آمریکایی که عازم عربستان می‌شود از ۲۵ هزار دلار در ماه شروع می‌شود و دستمزد برخی از افسران آنها از یکصد هزار دلار هم فراتر می‌رود. بنابراین آمریکا به دنبال حفاظت از کسی نیست، بلکه فقط می‌خواهد معامله و به نفع خود رفتار کند.»

اینها موید این نکته است که استراتژی آمریکا در منطقه حضور نظامی به بهانه های مختلف و ساختگی با هدف تسلط بر منابع نفت و گاز و تنگه‌ها و آبراه‌های بین المللی مهم و همچنین توسعه قدرت نظامی برای مقابله با خطرها و اقدام به حملات پیشدستانه علیه مخالفان این راهبردش است و می‌کوشد ضمن ممانعت از نزدیکی کشورهای عربی به یکدیگر اسرائیل را روی پا نگه دارد.

در واقع آمریکا در سال‌های اخیر نه تنها اقدامی در جهت ثبات و تامین منافع کشورهای منطقه انجام نداده، بلکه با فرستادن تسلیحات، نیروی نظامی و ناوهای خود باعث نظامی شدن آب‌های خلیج فارس و دریای عمان شده است، امری که به باور بسیاری از تحلیلگران نظامی باعث افزایش احتمال درگیری نظامی در منطقه خواهد شد.