اگر پس از پایان جنگ جهانی دوم روسای جمهور آمریکا معتقد بودند که ایجاد و تشکیل نهادهای بین‌المللی و نیز هنجارسازی‌ها و قاعده‌سازی‌های بین‌المللی در جهت منافع و حفظ رهبری آمریکا است، دونالد ترامپ برخلاف آن‌ها معتقد است که بسیاری از سازمان‌ها و رژیم‌های بین‌المللی و همچنین بسیاری از معاهدات و پیمان‌های دوجانبه و چندجانبه در عرصه‌های مختلف اقتصادی، تجاری، سیاسی، امنیتی و نظامی به ضرر آمریکا است و به این خاطر جایگاه برتر آمریکا در نظام بین‌الملل را در معرض خطر قرار داده است.

بر اساس همین منطق نیز، دولت ترامپ از بسیاری از معاهدات و رژیم‌های بین‌المللی خارج شده است. در این رابطه آنچه اهمیت دارد این است که خروج آمریکا از توافق و معاهدات عمدتا مربوط به خلع سلاح و تسلیحات اتمی است. نظر به اهمیتی که این معاهدات برای صلح و امنیت بین‌المللی دارند، خروج آمریکا از این توافق‌ها و معاهدات هسته‌ای از حساسیت بسیار بیشتری برخوردار است.

در همین راستا، آمریکا در بهمن ماه 1397 اعلام کرد به دلیل ناپایبندی روسیه به مفاد «منع موشک‌های میانبرد اتمی» موسوم به «INF» از این پیمان خارج می‌شود. این پیمان در دسامبر 1987 بین ریگان و گورباچف امضا شد. آمریکا به شکل رسمی در مرداد 1398 از معاهده یاد شده خارج شد. علاوه بر این، هم اکنون بحث خروج آمریکا از «پیمان منع جامع آزمایش‌های اتمی» موسوم به «CTBT» مطرح است که در 10سپتامبر 1996 در مجمع عمومی تصویب شد. این پیمان کشورها را از انجام هرگونه انفجار هسته‌ای منع می‌کند. سوال اساسی که مطرح می‌شود این است که آیا ممکن است آمریکا از «پیمان منع جامع آزمایش‌های هسته ای» خارج شود؟ در پاسخ باید گفت نشانه‌های محکمی در خصوص احتمال خروج آمریکا از پیمان یاد شده وجود دارد:

اول اینکه، پیمان یاد شده اگرچه در 24 سپتامبر همان سال توسط دولت آمریکا امضا شد، اما تاکنون کنگره آمریکا از تصویب آن خوداری کرده است. دلیل اصلی کنگره که عمدتا در اختیار جمهوری خواهان بوده، این است که تصویب چنین معاهداتی ایجاد محدودیت برای توسعه قدرت آمریکا است؛ لذا ترامپ برای برای خروج از پیمان «CTBT» نه تنها منع قانونی داخلی ندارد، بلکه حتی توسط کنگره نیز تشویق می‌شود.

دوم اینکه رئیس جمهور آمریکا کاملا معتقد به توسعه و به روز کردن قابلیت‌های هسته‌ای آمریکا است و در کارزارهای انتخاباتی خود در سال 2016 بر این نکته تاکید داشت. او معتقد به آمریکای قدرتمند است که توان نظامی برتر و اقتصاد پویا و قوی را شاخصه‌های عینی آن می‌داند. در ارزیابی ترامپ، دیگر دولت‌ها با تخطی از پیمان‌های هسته‌ای در حال قدرتمند شدن هستند و آمریکا نباید این اجازه را بدهد.

سوم اینکه ایالات متحده برای توسعه قابلیت‌های اتمی خود نیاز دارد که آزمایش‌های اتمی انجام دهد و قابلیت‌ها و ضعف‌های آن را مورد سنجش قرار دهد. با وجود پیمان «CTBT» چنین چیزی دشوار است.

چهارم اینکه جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا هیچ اعتقادی به سازمان‌های بین‌المللی از یک سو و رژیم‌های مربوط به خلع سلاح و کنترل تسلیحات ندارد و آن‌ها را موانع دست و پاگیری تعریف می‌کند که می‌بایست از پیش روی آمریکا برداشته شود. وی در شکل دادن به ذهنیت ترامپ یا حداقل در تقویت ذهنیت و نگاه ترامپ به رژیم‌های مربوط به حوزه تسلیحات اتمی بسیار اثرگذار بوده است.

پنجم اینکه ایالات متحده مدعی است که روسیه به پیمان «CTBT» پایبند نیست. اتهام نقض پیمان «CTBT» توسط روسیه از آنجا دارای اهمیت است که طرح اتهامات مشابه توسط آمریکا و علیه روسیه، مقدمات خروج آمریکا از پیمان «INF» را فراهم کرد.

ششم اینکه با انتشار اخباری در مورد وقوع انفجار هسته‌ای در روسیه در مرداد 1398، مقامات ایالات متحده بیش از پیش بر این نکته تاکید خواهند کرد که روسیه در حال نقض پیمان «CTBT» است.

آنچه روسیه را نگران کرده این است که خروج آمریکا از پیمان‌های هسته‌ای نه تنها باعث از سرگیری رقابت‌های اتمی و تحمیل هزینه‌هایی به اقتصاد روسیه می‌شود، بلکه هم چنین اصل «توزان هسته‌ای» میان آمریکا و روسیه از بین می‌رود. روسیه این اصل را ضامن صلح و ثبات بین‌المللی می‌داند، اما آمریکا از زمان ریگان معتقد به اصل «عدم توازن هسته ای» است و این اصل را ضامن امنیت خود می‌داند.