نیروهای ژنرال حفتر 75 ساله موسوم به «ارتش ملی لیبی» که گفته می‌شود از حمایت برخی از دولت‌های عربی از جمله عربستان برخوردار هستند، از اوایل فروردین ماه ( سوم آوریل) حرکت به سمت طرابلس پایتخت لیبی را آغاز کردند و شامگاه ۱۷فروردین مدعی شدند که فرودگاه بین‌المللی طرابلس را به کنترل خود درآورده‌اند. این در حالی است که دولت «وفاق ملی» به ریاست فائز السراج در طرابلس مستقر است و از سوی جامعه جهانی به رسمیت شناخته می‌شود.

لذا آنچه که اکنون در لیبی در حال رخ دادن است حاصل عملیات نظامی است که طی 4 ماه گذشته در این کشور از سوی ژنرال حفتر آغاز شد. ژنرال حفتر بر این تصور بود که طی یک هفته می‌تواند با تصرف طرابلس و تسلط بر این شهر، حکومتی را به ریاست خودش برپا کند. اما امروز مشاهده می‌کنیم که نیروهای ژنرال حفتر موفق نشده‌اند که اهداف خود را محقق کنند و در یک بن‌بست گرفتار شده‌اند. همچنین شاهد درجا زدن این نیروها در پشت دروازه‌های طرابلس هستیم.

این در حالی است که این عملیات‌ تلفات انسانی زیادی داشت  و بیش از هزار نفر از مردم طی این عملیات‌ کشته و چند برابر آن نیز مجروح شدند.

در مجموع حاصل عملیات ژنرال حفتر به رغم حمایت‌های مالی عربستان و امارات و به رغم حمایت‌های تسلیحاتی نیروهای فرانسه و کشورهای غربی نتوانسته در مسیر دلخواه وی پیش برود. در عین حال پایه‌های حکومت فائز سراج یعنی حکومت وحدت ملی بیش از گذشته تحکیم شده است؛ چرا که اسلامگرایان و به خصوص گروه‌های اسلامی با گرایش اخوان‌المسلمین با محوریت ایشان و تحت عنوان دولت وحدت ملی سعی کرده‌اند در برابر سیاست‌های غربی مقاومت کنند و اجازه ندهند که ژنرال حفتر یک حکومت سکولار و لائیک را در لیبی سرکار‌ آورد.

البته کوشش‌های ژنرال حفتر زمانی آغاز شد که لیبی به سمت یک انتخابات مورد توافق همگان پیش می‌رفت و تنها دستاوردی که حفتر داشته توقف روند انتخابات بوده است. زیرا مسلما اگر انتخاباتی برگزار می‌شد اسلام‌گرایان در آن پیروز می‌شدند.

البته دنیای غرب به همراه امارات و عربستان در پشت سر ژنرال حفتر قرار دارند در حالی که ترکیه، قطر و سازمان ملل در مقابل وی قرار گرفته‌اند و از حکومت فائز سراج حمایت می‌کنند.

چرا که دولت آقای فائز سراج برخاسته از سازمان ملل است و طی مذاکرات و فرایندی دیپلماتیک که تحت نظر سازمان ملل بود وی روی کار آمد.

همچنین آنچه که امروز در لیبی سپری می‌شود یک جنگ وکالتی از جانب محافل دور از منطقه آفریقا مانند ترکیه و قطر از یک سو و امارات و عربستان از سوی دیگر است. البته در پشت سر هر یک از این مجموعه کشورها نیز کشورهای غربی قرار دارند و آمریکا، انگلیس، فرانسه و ایتالیا نیز به جد بر سر لیبی دچار اختلاف‌نظر هستند. درواقع ایتالیا حامی فائز سراج و فرانسه حامی ژنرال حفتر هستند. در این بین آمریکا و انگلیس مواضع مشخصی ندارند اما به طور کلی از روند تشکیل یک حکومت سکولار حمایت می‌کنند و علاقه‌مند نیستند که یک حکومت اسلامگرا در لیبی روی کار بیاید.

درخصوص آینده تحولات لیبی نیز باید چند سناریو را در نظر گرفت؛ درواقع ژنرال حفتر و حامیان وی امیدوار هستند که بتوانند فرصتی برای یک حمله برق‌آسای فراگیر ایجاد کرد و طرابلس را تصرف کنند. اما چنین تصوری، تصوری باطل است. چرا که امروز جنگ به میان مردم کشیده شده است و مردم زیادی در جریان تحولات لیبی کشته و مجروح شده‌اند. بنابراین از آنجایی که تیم ژنرال حفتر مرتکب جنایات زیادی شده‌اند اکنون از حملات بیشتر پرهیز می‌کنند. زیرا اگر مردم بیشتری در این مسیر کشته شوند طبیعتا فضای جهانی نیز به ضرر آقای حفتر و طرفداران وی خواهد شد.

بنابراین سناریوی محتمل آن است که این جنگ طی ماه‌های آینده به صورت یک جنگ فرسایشی ادامه داشته باشد. شاید بتوان گفت راه حل بحران سیاسی در لیبی عدم مداخله کشورهای غربی در امور داخلی این کشور است و باید شرایطی را فراهم کنند که قانونی مبتنی بر خواست و فرهنگ مردم لیبی تهیه و تصویب و انتخاباتی آزاد برگزار شود. زیرا بعد از سقوط دولت قذافی هرگز فرصت داده نشد که مردم لیبی یک اجتماع مستقل را تشکیل دهند و انتخابات آزاد بر پا کنند و همواره مداخلات خارجی‌ها به بهانه تامین امنیت، مانع از تشکیل اجتماعات آزاد در لیبی بوده است.