نشست سوم نمایندگان چین، روسیه، آمریکا و پاکستان درباره روند صلح افغانستان در پکن که در روزهای 10 و 11 ژوئیه 2019 برگزار شد با انتشار بیانیه مشترک پایان یافت. چهار طرف در مورد وضعیت کنونی و تلاش مشترک برای تحقق یک توافق سیاسی به منظور پیشبرد صلح، ثبات و رفاه در افغانستان و منطقه دیدگاه های خود را مبادله و بر اهمیت توافق سه جانبه در مورد روند صلح در این کشور که در 25 آوریل 2019 در مسکو به امضا رسید، تاکید کردند.

باید توجه داشت که مذاکرات صلح افغانستان در دو سطح متفاوت در حال پیگیری است؛ یکی مذاکراتی که زلمای خلیل‌زاد، نماینده ویژه آمریکا در افغانستان در دوحه دنبال می‌کند و دیگری بحث ابتکار روسی-چینی است که به نوع دیگری همان هدف استقرار صلح در افغانستان را پیگیری می‌کند. منتها با این تفاوت که چون طالبان در دوحه با دولت مذاکره نمی‌کنند اینگونه ظاهرسازی شده که نیروهای غیردولتی در مذاکرات حضور دارند. این در حالی است که دولتی‌ها از جمله گروه‌های جهادی، افراد و شخصیت‌های برجسته و روحانی‌های بزرگ افغانستان و نیروهای سیاسی و اجتماعی به شکل غیررسمی در این مذاکرات حضور دارند. در مذاکراتی که در مسکو و پکن پیگیری می‌شود هدف این است شرایطی را به وجود آورند که طالبان بتوانند با دولت مرکزی به یک نوعی وارد معامله سیاسی شوند. زیرا تا زمانی که طالبان حاضر نشوند با دولت مرکزی مذاکره کنند به شکل طبیعی یک طرف ماجرا که دولت مرکزی است غایب است و لذا نمی‌توان صلحی برقرار کرد. منتها آنچه که در پکن سپری می‌شود و مهم است اینکه چینی‌ها می‌خواهند طرح یک جاده-یک کمربند را عملیاتی کنند که بیش از شصت کشور در این طرح شریک خواهند بود. بنابراین صلح و ثبات در منطقه یعنی در افغانستان، پاکستان و بخشی از آسیای مرکزی به نفع چین است و پکن این طرح را تا زمانی که صلح در افغانستان برقرار نشود نمی‌تواند پیش ببرد.

بنابراین چینی‌ها به تدریج و به صورت جدی در حال ورود به ماجرا هستند. در این شرایط چین، روسیه، آمریکا در سطح بین‌الملل و کشورهای همسایه افغانستان و کشورهای ذینفوذ مانند عربستان، قطر، امارات، هند و ترکیه در سطح منطقه در روند صلح افغانستان مشارکت دارند. درخصوص نقش‌آفرینی چین باید این نکته را در نظر داشت که چینی‌ها همچون روس‌ها نمی‌خواهند ابتکارعمل صلح در افغانستان دست آمریکایی‌ها باقی بماند لذا به نوعی حرکت می‌کنند که هم در سطح منطقه، کشورهای همسایه افغانستان درگیر مسئله صلح شوند تا بتوان یک صلح پایدار بوجود آورد و هم ابتکار عمل به طور کامل در اختیار واشنگتن نباشد که هم با طالبان به تفاهم برسند و هم بتوانند بخشی از نیروهای نظامی‌شان را در افغانستان حفظ کنند.

در نتیجه در مذاکرات پکن محور اصلی بحث این بود که هم نیروهای داخلی افغانستان، هم نیروهای منطقه‌ای و هم بین‌المللی به تفاهمی دست پیدا کنند که بتوان در افغانستان صلح پایداری را برقرار کرد.

همچنین در نشست پکن، چین، روسیه و آمریکا بر این دیدگاه اسلام‌آباد مبنی بر اینکه «پاکستان می‌تواند نقش مهمی در تسهیل صلح در افغانستان ایفا کند» صحه گذاشتند. درخصوص نقش پاکستان باید توجه داشت که طالبان و نیروهای جهادی و برخی گروه‌های افغانی تحت نظر آی.اس.آی پاکستان هستند. لذا تا زمانی که اسلام‌آباد آمادگی نداشته باشد هیچ فعالیتی به نتیجه مورد نظر ختم نخواهد شد. همچنین فشارهای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا بر پاکستان در حال حاضر نتیجه داده است. یعنی پاکستان در سطح کلی به یک جمع‌بندی رسیده که به صلح در افغانستان کمک کند و نه اینکه مانع ایجاد کند.

روسیه و چین نیز به پاکستان تفهیم کرده‌اند که مصلحت آنها در این است که بیش از این در روند صلح افغانستان سنگ‌اندازی نکنند بلکه به این وضعیت بپیوندند. زیرا در غیر این صورت امنیت خود پاکستانی‌ها به خطر خواهد افتاد.

از سوی دیگر پاکستانی‌ها تجربیات و اهداف راهبردی متفاوتی در افغانستان دارند که براساس آن می‌توانند راه‌های مختلفی را در این راستا طی کنند. اما در مقطع فعلی به نظر می‌رسد که پاکستان دیگر به دنبال کارشکنی نیست بلکه به دنبال آن است که مذاکرات دوحه و مذاکرات پکن و مسکو به نتیجه‌ای ختم شود.