عبدالرضا فرجی راد*

با گذشت دو هفته از ورود دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به کاخ سفید شاهد تغییراتی در سیاست داخلی آمریکا و نیز مواضع جدید ایالات متحده آمریکا در حوزه بین الملل هستیم. بنابراین اگر بخواهیم بررسی در سیاست ها و اصلاحات اخیر ترامپ در عرصه داخلی و جهانی بکنیم باید گفت که در حال حاضر نمی‌توان ارزیابی دقیقی از سیاست‌های ترامپ چه در حوزه داخلی و چه در عرصه بین الملل با توجه به فرامینی که هر روزه صادر می شود داشت و نتیجه گیری در مورد شکست و موفقیت وی انجام داد. اما اگر واقع بین باشیم تجربه نشان داده است که این فرامین که از روی احساسات، بی‌تدبیری و مشاوره های نامناسب اتخاذ می‌شود، ممکن است در کوتاه مدت با موفقیت همراه شود اما در دراز مدت ایالات متحده آمریکا را با مشکلات متعددی روبرو خواهد ساخت. به عنوان نمونه این فرمانها در درجه اول به اعتبار آمریکا در جهان صدمه زده که اعتبار ملی نیست جایگاه بالایی برای ملت‌ها برخوردار است زمانی که با افرادی که ویزا یا گرین کارت دارند یا پناهنده مهاجر هستند برخورد نامناسبی انجام می گیرد و  ممانعت از ورود آنها صورت می گیرد و طرف دیگر متحدین آمریکا مانند کانادا استرالیا و بعضی کشورهای اروپایی مانند بریتانیا و فرانسه نسبت به این فرمان موضع گیری می کنند در واقع از اعتبار آمریکا کاسته می شود و بر اعتبار کشوری مثل فرانسه که خواهان افزایش دوبرابری ویزا به ایرانیان است افزوده می‌شود. بنابراین اگر تصمیمی نسنجیده و ناپخته اتخاذ شود منجر به صدمه زدن به حیثیت و هویت ملی یک کشور می شود به ویژه کشوری مانند ایالات متحده آمریکا که خودش را سردمدار یک کشور دموکراتیک در دنیا می داند علاوه بر این در مورد مسائل دیگر مانند مسائل اقتصادی و خروج آمریکا از قرارداد تجاری پاسفیک منجر به نارضایتی متحدین آمریکا در شرق او شد فرامین و صحبت های ترامپ رابطه با از هم پاشیدگی اتحادیه اروپا اتحادیه ای که دنیا روی آن حساب می‌کنند و کشورهای اروپایی از سال ۱۹۵۸ در اتحادیه ذوغال و فولاد زحمت کشیدند تا اتحادیه اروپا به جایگاه فعلی دست یابد در واقع بر عکس رئیس جمهورهای پیشین آمریکا که همگی به حفظ این اتحاد کمک می‌ کردند و کشورهای دیگر را نیز تقویت و تشویق می کردند که به این اتحادیه بپوندند، ترامپ در صدد متزلزل ساختن متحدین خود برآمده است که مسلماً آثار سوء و منفی بر امریکا باقی خواهد گذاشت و به احتمال قوی اگر این روند ادامه پیدا کند کنگره آمریکا و جمهوریخواهان با توجه به مخالفت هایی که کرده اند اولین حرکت مقاومتی خودشان را در مقابل ترامپ انجام خواهند داد و اگر با لجبازی از سوی ترامپ مواجه شوند امکان دارد به «ایمپیچمنت» یا محاکمه پارلمانی ترامپ در سال های بعدی روی آورند. حال با توجه به سیاست های اتخاذ شده از سوی ترامپ که ممکن است منجر به تضعیف قدرت آمریکا شود برخی وی را گورباچف غرب برشمرده اند که منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق شد. اما باید گفت که گورباچف در نظر داشت در ساختاری دیکتاتوری، فضایِ سیاسی اقتصادی بازی را ایجاد کند اما طبیعتاً در ساختار دیکتاتوری، ابتکار و حرکت های نو منجر به شل شدن پی و بن مایه ساختار شده و در این صورت کنترل از دست وی خارج می شود. در رژیم شاه نیز ساختار دیکتاتوری بود، مردم با هدایت رهبری ساختار را در هم شکستند؛ بنابراین زمانی که ساختار دموکراتیک نیست و دیکتاتوری کمونیستی است با باز کردن فضا در شرایطی که مردم نیز از وضع موجود و نظام ناراضی هستند، سرعت حرکت و انرژی آزاد شده مردم مانند طوفانی همه چیز را از پیش رو بر می دارد و ساختار فرو می ریزد. اما ساختار آمریکا نسبتاً دموکراتیک است و در این فضا یک فرد می خواهد دیکتاتورمآبانه عمل کند و در کوتاه مدت تلنگرهایی نیز می ‌تواند ایجاد کند، اما چون ساختار دموکراتیک سازوکار محکمی دارد بدنه آن استوار خواهد ماند. ترامپ نیز در مدت زمان کوتاهی حداکثر یک تا دو سال، می تواند در یک ساختار دموکراتیک، دیکتاتورمابانه عمل کند، اما به مرور توسط نهادها و مجتمع های دموکراتیک مانند کنگره، رسانه‌ها و سنا جلویش گرفته می شود، همانگونه که الان نیز مشاهده می کنید با توجه به اینکه بیش از ده روز از ریاست ترامپ نگذشته بسیاری از فرمان هایی که وی صادر کرده مورد مخالفت بسیاری حتی جمهوری خواهان قرار گرفته است که اگر این روند ادامه پیدا کند طبیعتا مخالفت‌ ها بیشتر شده و نظمی که ترامپ درصد به وجود آوردنش است با شکست مواجه می شود.

بنابراین به هیچ وجه نمی‌توان ترامپ را با گوباچف مقایسه کرد زیرا گورباچف انرژی را ایجاد کرد برای آزاد شدن، در حالیکه ترامپ انرژی را ایجاد می کند که در مقابل آن مقاومت ایجاد می شود. در همین راستا این سوال در ذهن شکل می گیرد که آیا ترامپ منجر به تضعیف قدرت آمریکا می‌شود و به گفته برخی کارشناسان شیب افول آمریکا در دوره وی افزایش می یابد؟ در این خصوص باید بیان کرد که گرچه ترامپ با شعار افزایش قدرت آمریکا روی کار آمده است، اما مواضعی که اتخاذ می ‌کند به تضعیف ایالات متحده آمریکا در کوتاه مدت منجر می شود. اما نهادهای مختلفی در آمریکا هستند که قدرت را کنترل می کنند که یکی از این سازوکارها مردم هستند. همانگونه که در سرتاسر آمریکا مقاومت می شود و با حکم یک قاضی فرمان رییس جمهور نقض می شود و حیثیت رییس جمهور در میان مردم کشور و در عرصه بین الملل خدشه دار می شود. بنابراین نمی توان گفت با آمدن ترامپ افول آمریکا سرعت می گیرد. اگر نهادهایی که در آمریکا هستند احساس کنند آمریکا به این مرحله می رسد در مقابل وی ایستادگی می کنند. اما ترامپ برای نهادهای تصمیم گیر در آمریکا مشکلی را به وجود آورده است؛ وی توانسته با حرف ها و وعده هایش گروهی از مردم آمریکا را که از نظر اشتغال یا فقر در فشار هستند یا گروهی را که سواد کمتری دارند و از مسائل حقوق بشری کمتر مطلع هستند و تعامل کمی هم با نژادها و مذاهب مختلف دارند را تحریک کرده و با خود همراه کرده است.

این مردم هم تا یک مدتی به ترامپ اعتماد می‌کنند و اگر وی نتواند در زندگی آنها تغییری به وجود بیاورد آنها نیز به ترامپ پشت می کنند. ترامپ اعتبار آمریکا را برای کوتاه مدت از بین می برد، متحدین آمریکا را در جهان کم کرده و تزلزل در میان متحدین ایجاد می کند. ترامپ با این عملکرد ممکن است موجب پیش آمدن جنگ کوتاه مدت در خاورمیانه و خلیج فارس یا در درجه دوم در شرق دور در پاسفیک شود. اما در درازمدت رفتار وی ادامه نخواهد یافت و بنابراین در قدرت آمریکا نیست اگر تضعیفی رخ دهد کوتاه مدت بوده است.

* استاد ژئوپلیتیک و کارشناس مسائل بین المللی