جدیدترین مطالب
چین چگونه در هوش مصنوعی از غرب پیش افتاد
شورای راهبردی آنلاین-رصد: رهبران غربی به رقابت آمریکا و چین بهعنوان یک رقابت برای برتری در عرصه هوش مصنوعی نگاه میکنند؛ به این معنا که چه کسی میتواند قدرتمندترین مدل زبانی بزرگ را آموزش دهد، به هوش عمومی مصنوعی نزدیکتر شود و سامانه بعدی را با تریلیونها پارامتر بسازد. از رؤسایجمهور آمریکا تا مدیران سیلیکونولی، همگی یک ترجیعبند واحد را تکرار کردهاند و آن این است که «کشورهای غربی باید در نوآوری هوش مصنوعی از چین پیشی بگیرند وگرنه با شکست راهبردی موجودیتی روبهرو خواهند شد.»
أحدث المقالات
چین چگونه در هوش مصنوعی از غرب پیش افتاد
شورای راهبردی آنلاین-رصد: رهبران غربی به رقابت آمریکا و چین بهعنوان یک رقابت برای برتری در عرصه هوش مصنوعی نگاه میکنند؛ به این معنا که چه کسی میتواند قدرتمندترین مدل زبانی بزرگ را آموزش دهد، به هوش عمومی مصنوعی نزدیکتر شود و سامانه بعدی را با تریلیونها پارامتر بسازد. از رؤسایجمهور آمریکا تا مدیران سیلیکونولی، همگی یک ترجیعبند واحد را تکرار کردهاند و آن این است که «کشورهای غربی باید در نوآوری هوش مصنوعی از چین پیشی بگیرند وگرنه با شکست راهبردی موجودیتی روبهرو خواهند شد.»
ژئوپلیتیک روابط خارجی ترکیه با همسایگان

عبدالرضا فرجیراد *
همین چند سال گذشته ترکیه در روابط خارجی خود سیاست رو به جلویی را پیش میبرد که تقریبا مشکلات خود را با همه همسایگان به جز کشور ارمنستان حل و فصل کرده بود. حتی تلاش میکرد به رغم عمق کینهای که به علت کشتار ارامنه در روابط دو کشور وجود دارد با تصمیمات سیاسی مثبت همچون ایجاد گشایش در مرزها وقتی برگزاری مسابقات فوتبال که روسای دو کشور در آن حضور داشتند یخ روابط را باز کنند اما با آغاز خیزش عربی و رویکرد جدید حزب اعتدال و توسعه آقای اردوغان به این تحول و انتظارات بالا از این تلاطم موجب شد که ترکیه تمام دستاوردهای مثبت خود در روابط خارجی را به تدریج از دست بدهد. هماکنون میتوان گفت ترکیه با هیچ کدام از کشورهای حوزه پیرامونی خود از جمله ایران، عراق، سوریه، مصر، ارمنستان، یونان، اروپا و حتی روسیه از رابطه قابل اطمینانی برخوردار نیست و ترکیه در حال حرکت آرام به سوی دروازههای اتحادیه اروپایی به کشوری ناآرام تبدیل شده که برخلاف گذشته، رهبران سیاسی آن کشور یک نوع پرخاشگری و تندی را در روابط خود با دیگر حوزههای دوست در پیش گرفتهاند.
حتی در حوزه داخلی بعد از سالها این تصور به وجود آمده بود که مردمسالاری در این کشور به اندازه کافی ریشهدار شده است که هیچ فرد، گروه یا حزبی نتواند آن را از مسیر اصلی خارج کند. سال گذشته، رهبری کشور بعد از ناکامی در به دست آوردن آرای کافی در یک انتخابات سراسری، تجدید انتخابات را خواستار شد و بر کردها به منظور کسب آرای ملیگرایان فشار وارد ساخت؛ سیاستی که برای حزب و آقای اردوغان موفقیت به دنبال داشت. البته این موفقیت به قیمت از دست رفتن صلح در جامعه ترکیه تمام شد.
آقای اردوغان بعد از کودتای نافرجام تابستان گذشته این امکان برایش فراهم بود که خواهان وحدت ملی باشد، اما عکس این روند را در پی گرفت. به گونهای به شدت از سوی همپیمانان غربی خود و به ویژه اروپاییان مورد شماتت قرار گرفت با این استدلال که جامعه مدنی ترکیه راه نابودی را در پیش گرفته است. در این روند دهها هزار نفر از منتقدان واقعی و فرضی دولت دستگیر و زندانی شدند و جامعه ترکیه عمیقا به سوی دوقطبی شدن حرکت میکند. در همین راستا سرمایهگذاران اعتماد کمتری پیدا کرده و گردشگری آن کشور که درآمد و اشتغالزایی فراوانی را ایجاد کرده بود رو به افول گذاشت واحد پول این کشور نیز به تدریج ارزش خود را از دست میدهد. این اتفاقات در زمانی اوج گرفته که رهبری ترکیه تغییرات گسترده را در قانون اساسی پیشنهاد کرده که قدرت ریاستجمهوری افزایش یابد یا به عبارتی سیستم سیاسی ترکیه بیشتر به سمت ریاستی سیر کند. در این اثنا ترکیه شاید بدترین نوع رابطه را با اروپا در چند دهه اخیر تجربه میکند. آقای اردوغان به خوبی میداند که کشورهای اروپایی و کلیت اتحادیه اروپا از تحولات سالهای اخیر ترکیه و سیاستهای اتخاذ شده ناراضی است. اروپا نقش مهمی در توسعه ترکیه چه در زمینه سرمایهگذاری، توسعه گردشگری و واردات از این کشور داشته است. بهرغم اختلافات در بین کشورهای عضو اتحادیه اروپایی بر سر عضویت و یا عدم عضویت ترکیه، با این حال این کشورها کمک کردند که هرچه زودتر ترکیه فصول مربوط به عضویت را تامین کرده و اتفاقا این کشور در راستای برآورده کردن این انتظارات قدمهای موثر و مثبتی نیز برداشته است ولی در یکی دو سال گذشته تمام این فرصتها و زحمات به هدر رفته و در صورت برقراری آرامش چند سالی طول خواهد کشید تا ترکیه بتواند به وضعیت ۲ الی ۳ سال گذشته خود با اروپا برگردد. شدت تخریب روابط با اتحادیه اروپایی به حدی است که از یک سو رهبران ترکیه، اروپاییها را نازیست مینامند و از سوی دیگر بعضی کشورهای اروپایی که جمعیت مهاجر ترکتبار بیشتری را در خود جای دادهاند فشارهای سیاسی بیشتری را به دولت ترکیه وارد میکنند.
هر دو طرف از این اتفاقات متضرر خواهند شد. اروپا به ترکیه تا حدودی وابسته است. ترکیه عضوی موثر در ناتوست که نیروی زمینی آن در زمانی که روابط اروپا با روسیه سرد شده است. دارای اهمیت است. ترکیه مانع بزرگی برای مهاجرت سیلوار پناهندگان به اروپاست و در صورت بیتوجهی به آن میتواند مشکلات زیادی را برای کشورهای اروپایی به وجود آورد. چندین میلیون ترکتبار در کشورهای اروپایی زندگی میکنند که بسیاری از آنها دارای اقامت دایمی هستند و از نظر فکری و سیاسی نگاهشان به سمت آنکاراست. هرچند که در قضایای اخیر آنها به دو گروه تبدیل شدهاند. از سوی دیگر ترکیه نیز نیاز به گردشگران، سرمایهها و تکنولوژی اروپاییها دارد و کاهش آن اقتصاد ترکیه را از وضعیت فعلی بیثباتتر میکند. مهمتر از همه فراز و نشیب رابطه ترکیه با روسیه است. تا حدود یک سال قبل دو کشور ترکیه و روسیه تا مرز کاهش روابط و همچنین برقراری تحریمهای قابل توجه پیش رفتند ولی به یکباره با اقدام ناگهانی آقای اردوغان در رابطه با عذرخواهی مربوط به سرنگونی هواپیمای جنگی روسیه در سوریه تحرکاتی در روابط سیاسی و اقتصادی دو کشور دیده میشود. این پیشرفت سریع در روابط، اروپاییها را نگران کرده است.
هرچند که به خاطر نامشخص و پیچیده بودن وضعیت شمال سوریه و انتظارات آقای اردوغان از روسیه ممکن است مجددا رابطه ترکیه و روسیه دچار نوساناتی شود. البته از یک طرف به دلیل روابط سرد روسیه با اروپا و تحریمهای ایجاد شده علیه روسیه و از طرفی به خاطر روابط متشنج ترکیه با اروپا به نظر نمیرسد که رهبران این دو کشور از تجربیات قبلی درس نگرفته باشند.در خاورمیانه نیز روابط ترکیه با همسایگان آبی و خاکی خود متلاطم و نامطمئن است. در رابطه با مصر تغییر اساسی دیده نمیشود و تا زمانی که ترکیه دست از حمایت از گروه اخوانالمسلمین بر ندارد بعید است دولت سیسی در مصر بتواند به رهبری ترکیه اعتماد کند. هر چند تحرکات کوچک سیاسی با عراق و سوریه چه به صورت آشکار و چه به صورت نهان دیده شده است، ولی این دو همسایه مهم ترکیه، همسایه شمالی خود را متجاوز میبینند و خواهان خروج نیروهای ترک از شمال کشورشان هستند.
اما رابطه ترکیه با ایران که سیر آرامی را طی میکرد و حتی در زمانی که دو کشور در اوج درگیریهای سوریه متفاوت و در دولت مخالف فکر میکردند،روابط از احترام نسبی برخوردار بود اما به ناگهان لحن مقامات ترکیه نسبت به ایران تند شد. این در حالی است که در کودتای نافرجام ترکیه، جمهوری اسلامی ایران ضمن محکوم کردن کودتا تلاش جدی کرد با دولت ترکیه همراه باشد. اظهارات آقای اردوغان در سفر به حوزه خلیج فارس و اظهارات چاووش اوغلو، وزیر خارجه در کنفرانس امنیتی مونیخ مبنی بر اینکه تهران دنبال گسترش ملیگرایی فارس و سیاستهای فرقهگرایانه است،تعجب همگان را برانگیخت. متاسفانه رهبری ترکیه پس از تغییر دولت در آمریکا و روی کار آمدن ترامپ و با هماهنگی با بعضی از کشورهای عرب جنوبی خلیج فارس تلاش میکند که ایران را تحت فشار قرار داده تا بلکه از منافع خود دست بکشد. در حالی که ترکیه به خوبی میداند جمهوری اسلامی دارای یک استراتژی است و براساس آن از منافع خود دفاع میکند. حضور ایران در سوریه و عراق به دعوت دولتهای آن کشورها صورت گرفته، و ایران هیچوقت بدون رضایت هیچ همسایهای نیرو به آن کشور اعزام نخواهد کرد. رهبری ترکیه لازم است به سیاستهای قبلی خود در رابطه با همسایه بزرگ شرقیاش برگردد تا هر دو کشور از منافع ناشی از یک رابطه خوب بهره ببرند. این نکته ارزش یادآوری را دارد که مرز بین ایران و ترکیه از قدیمیترین مرزهای بینالمللی به شمار میرود و بر اساس عهدنامه قصرشیرین در سال ۱۶۳۹ ترسیم شده و طی ۳۸۰ سال از آن تاریخ تاکنون حتی یک اینچ هم تغییر نکرده است. این امر حاکی از نوعی از ثبات در مناسبات دو کشور بوده است. اتفاق تاسفانگیز این است که اصطکاک بین ایران و ترکیه زمانی رخ داده که دو کشور میتوانستند به طور مشترک برای حل و فصل بسیاری از مشکلات منطقه یعنی بحران سوریه و عراق کمک شایان توجه و ارزشمندی کنند.هرچند که ترکیه در ماههای اخیر از یکسو رابطه خود را با اسراییل و از سویی با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به رهبری عربستان توسعه داده است ولی واقعیت این است که ترکیه نمیتواند هم حامی حماس و هم دوست اسراییل در درازمدت باشد. از سویی رابطه ترکیه با کشورهای جنوبی خلیج فارس نیز نمیتواند از عمق برخوردار شود. اکثر این کشورها گروه اخوان را جایگزین حکومتهای خود میدانند و از سویی یک بدبینی تاریخی نسبت به سیاستهای ترکیه در بین آنها وجود دارد به ویژه آنکه با طرح استراتژی نوعثمانیگری این نگرانیها میتواند بیشتر شود. البته ممکن است به خاطر دشمنی با ایران این کشورها خود را با ترکیه متحد نشان دهند که در درازمدت دوام نخواهد داشت.سرانجام اینکه هر چه ترکیه در ژئوپلیتیک روابط خارجی خود اصرار بر سیاستهای فعلی در حوزه پیرامونی خود داشته باشد بیاعتمادی به این کشور بیشتر و در نتیجه بر مشکلات داخلی و خارجی آن کشور نیز افزوده خواهد شد. ترکیه باید تلاش کند مجددا رابطه خود را بر اساس واقعیتهای موجود و با تجربه از گذشته ساماندهی کند.
* استاد ژئوپلیتیک
0 Comments