ریچارد هاس، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا در تحلیلی که در وب‌سایت این اندیشکده منتشر شد، نوشت: پوتین با اعزام بیش از 100 هزار سرباز روسی به مرز اوکراین درصدد به هم زدن تعادل آمریکا و ناتو بوده است. پوتین که دیدگاهش درباره پیوند روسیه و اوکراین را مخفی نمی‌کند، ممکن است برقراری دوباره این رابطه‌ را راهی برای از بین بردن حقارتی که روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی متحمل شد و ابزاری برای تحکیم مشروعیت خود بداند.

شاید او معتقد باشد که تهدید اوکراین این کشور را متزلزل و فرصتی را برای جایگزین کردن دولت غرب‌گرای فعلی با دولتی متفاوت برای کرملین فراهم می‌کند. حتی ممکن است این‌طور قضاوت کرده باشد که بسیج سربازانش در مرز اوکراین باعث ارعاب آمریکا و پذیرش بازگشت اوکراین به حوزه نفوذ روسیه می‌شود.

درهرصورت گذشته از همه آنچه گفته شد، آمریکا به‌تازگی خروجی آشفته از افغانستان داشت. پوتین در سال 2014 توانست از پیامدهای الحاق کریمه به سرزمین خود بگریزد. شی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین بهای چندانی برای عقب‌گرد دموکراسی در هنگ‌کنگ پرداخت نکرده است. بنابراین آمریکا ضعیف، دچار اختلاف و درون‌گرا به نظر می‌رسد.

احترام قائل نشدن پوتین برای متحدان اروپایی آمریکا را هم به آنچه گفته شد، اضافه کنید. در این میان آلمان هم تصمیم گرفته است که به گاز روسیه بیشتر وابسته شود و مقابله با کرملین برایش خوشایند نیست. به‌علاوه پوتین اعزام نیرو به اوکراین را در فصل زمستان آغاز کرد که دمای پایین هوا و بهای بالای سوخت یک اهرم فشار در اختیارش قرار می‌دهد. فرانسه بر انتخابات ریاست جمهوری این کشور متمرکز است و انگلیس هم گرفتار کرونا، برگزیت و رفتارهای بوریس جانسون است.

درعین‌حال، پوتین گام‌هایی را برای کاستن از نقاط ضعف روسیه، به‌ویژه در برابر تحریم‌های اقتصادی برداشته است. ذخایر ارز خارجی این کشور در دسامبر 2021 به رکورد 630 میلیارد دلار در حالی رسید که بهای نفت باعث افزایش درآمد دولت شد؛ و همچنین چین که از روسیه حمایت دیپلماتیک می‌کند، در صورت نیاز ممکن است به کرملین کمک مالی ارائه دهد.

اما با وجودی که پوتین بحران اوکراین را با باور به این‌که از برتری در برابر غرب برخوردار است، به راه انداخته، مرتکب یک اشتباه شده است که می‌تواند برایش خطرناک باشد: او دشمنانش را دست‌کم گرفته است.

درحالی‌که جو بایدن و ناتو گفته‌اند به‌طور مستقیم از طرف اوکراین دخالتی نخواهند کرد، اما این به معنای پذیرش استیلای روسیه نیست. آمریکا پاسخی جامع را سازمان‌دهی و برای اوکراین تسلیحات ارسال کرده است تا هزینه هرگونه تهاجم و اشغال توسط روسیه را بالا ببرد. برنامه‌هایی هم برای تقویت کشورهای عضو ناتو که در نزدیکی روسیه هستند، وجود دارد. تحریم‌های اقتصادی نیز در حال آماده شدن است و تغییر مسیر انتقال گاز به اروپا تا حدودی از دست دادن احتمالی ذخایر روسیه را جبران خواهد کرد.

پوتین در این بحران نتوانست با وجود فشار اولیه‌ای که وارد کرد، امتیاز قاطعی کسب کند. او نتوانسته غرب را به‌جایی که تمایل دارد عقب براند. پوتین خود را در موقعیتی ناخوشایند قرار داده است: یا باید تنش را تشدید کند یا راهی آبرومندانه برای عقب‌نشینی بیابد.

آمریکا یک راه خروج دیپلماتیک را به پوتین ارائه کرده است. این راه می‌تواند شامل ساختاری جدید برای کمک به پی‌ریزی امنیت اروپایی و نیز شامل تمهیداتی برای کنترل تسلیحات باشد. روند احیا و بازنگری شده‌ی مینسک، به دنبال راه‌حلی سیاسی در شرق اوکراین خواهد بود که اجازه خودمختاری قابل‌توجه به ساکنان این منطقه (که بسیاری از آن‌ها روس‌تبار هستند) و نیز جایگزین کردن سربازان روسی با صلح‌بانان بین‌المللی را می‌دهد. آمریکا همچنین خاطرنشان کرده است که اوکراین به این زودی وارد ناتو نخواهد شد.

مشخص نیست که آیا این نتیجه برای پوتین کافی خواهد بود یا خیر؛ اما او چیزی را که دوست دارد بشنود، یعنی هرگز نپیوستن اوکراین به ناتو و عقب‌نشینی نیروهای ناتو به‌جایی که دو دهه قبل در آن قرار داشتند، نخواهد شنید.

پوتین گزینه دیگری هم دارد. او می‌تواند حضور نظامی روسیه را در نیم‌کره غربی افزایش دهد و بگوید که همان کاری را می‌کند که آمریکا و ناتو در قبال روسیه انجام داده‌اند؛ اما این کار خطرناک خواهد بود و نگرانی‌های او را در رابطه با اروپا رفع نخواهد کرد.

پیش‌بینی اقدامات پوتین غیرممکن است و احتمال دارد هنوز تصمیمی نگرفته باشد. ممکن است گزینه «تهاجم حداقلی» یا مداخله محدود را برگزیند تا حضور نظامی روسیه را در شرق اوکراین افزایش دهد.

این اقدام چیزی را برای به نمایش گذاشتن دیپلماسی تهاجمی بدون تحمیل هزینه‌های سنگین در اختیار پوتین می‌دهد؛ زیرا بعید است 30 عضو ناتو در خصوص چگونگی پاسخ به آن به اجماع برسند. این اقدام با رویکرد هنرهای رزمی برای یافتن گشایش‌های تاکتیکی برای به هم زدن تعادل دشمن هماهنگ است.

اما این سناریو محدودیت‌های هنرهای رزمی را که بیشتر تاکتیک است تا راهبرد، نشان می‌دهد. بحران بزرگ ایجادشده در اوکراین روسیه را در وضعیت بدتری قرار می‌دهد: کنترل کمی قلمروی بیشتر، اما روبرو شدن با تحریم، یک ناتوی جدی‌تر و همسایه‌ای که مردمش یک هویت ضد روسی پیداکرده‌اند.

بنابراین وقتی پوتین به خانه ییلاقی خود برگردد، ممکن است به او توصیه شود بازی دیگری را انجام دهد که با روسیه هماهنگ‌تر باشد: شطرنج، جایی که بهترین بازیکنان قبل از اقدام، به چندین حرکت فکر می‌کنند و به حریف خود احترام می‌گذارند.