وب‌سایت موسسه روابط بین‌الملل کلینخندال هلند در یادداشتی نوشت: در هفته‌های قبل از اعلام این خبر، چندین گزارش در مطبوعات آمریکا بر «فرصت منحصر به فرد» و «اهرم‌های قوی» آمریکا که طی چهار سال گذشته حاصل شده و همچنین بر «ناچاری» ایران برای توافق دوباره تاکید کرده بودند. همه این‌ها «مذاکرات مجدد» در مورد شرایط توافق هسته‌ای موجود را ممکن و حتی ضروری ساخته است.

این رویکرد بر این فرض استوار است که آمریکا طی چهار سال دوره ترامپ به بازیگر قدرتمند دیپلماسی بین‌المللی تبدیل شده است. چنین استدلالی نشانه‌ای از خوش‌بینی ساده‌لوحانه و یا خودفریبی شدید است. هیچ کدام از این دو ویژگی برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره سازنده نیست.

انتقاد تند بایدن از آسیب‌های جبران ناپذیر دولت ترامپ به ائتلاف ها، امنیت و وجهه آمریکا، رویکرد همیشگی کمپین وی برای کاخ سفید بوده است. بااین حال، موضع تیم بایدن برخلاف اظهارات آن در عمل بیشتر روش ترامپ را دنبال کرده است.

اگرچه بایدن و مشاور امنیت ملی وی، جیک سالیوان، به ازسرگیری گفتگوهای سیاسی با تهران اظهار تمایل کرده‌اند، اما در عین حال اظهار کرده‌اند که تحریم‌ها را تا بازگشت کامل ایران به توافق هسته‌ای حفظ خواهند کرد، هرچند که این توافق در ابتدا توسط آمریکا نقض شده است.

علاوه بر این، سالیوان آشکارا تاکید کرده است که به نظر وی حتی بازگشت کامل به توافق برجام تنها پله‌ای برای دستیابی به توافقی گسترده خواهد بود. این توافق بلندپروازانه، برنامه موشکی بالستیکی را نیز حل و فصل خواهد کرد. همچنین، توافق مورد نظر فعالیت‌های ایران در منطقه را نیز محدود خواهد کرد. این امر به اعتقاد سالیوان باید بخشی از فرایند دیپلماتیکی منطقه‌ای باشد که ایران را به میز مذاکره با بازیگران مخالف نظیر عربستان بیاورد. البته تهران ناممکن بودن تحقق این سناریو را درک کرده است.

مخصوصا با عادی سازی روابط کشورهای حوزه خلیج [فارس] نظیر امارات و بحرین با مهم‌ترین دشمن ایران، یعنی اسرائیل، به احساس نیاز ایران به برنامه موشکی بالستیک دامن زده است.

شرایط اقتصادی به تنهایی نمی‌تواند تهران را به کنار گذاشتن تنها حفاظ راهبردی واقعی در برابر ائتلاف خصمانه واقعی وادار سازد و به همین خاطر کمپین فشار حداکثری چهار سال گذشته شکست خورده است. در نتیجه‌ی کمپین فشار حداکثری و خروج یکجانبه آمریکا از برجام، ایران آشکارا برنامه هسته‌ای خود را طی چند سال گذشته به پیش برد و توانمندی موشکی بالستیک خود را به طور قابل توجهی افزایش داد.

 

تقویت نفوذ ایران در منطقه علیرغم فشارهای اقتصادی

در مورد «اهرم قوی اقتصادی» که آمریکا ظاهرا طی سال‌های گذشته ایجاد کرده است، ایران علیرغم صدمات اقتصادی، سر تسلیم فرود نیاورده است و در واقع نفوذ این کشور در منطقه بیشتر از گذشته شده است.

از سوی دیگر، احتمالا در انتخابات ریاست جمهوری ژوئن امسال ایران، یک رئیس جمهور مخالف برجام بر سر قدرت بیاید و از این رو تعامل دیپلماتیکی آمریکا و واگذاری امتیازات امنیتی را نامطلوب و حتی خطرناک سازد. با توجه به این تحولات مشکل‌ساز، اولویت اول آمریکا دستیابی به توافق بعدی نبوده، بلکه تلاش برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره خواهد بود. تا زمانی که طرفین سر میز مذاکره نیامده اند، نباید با تحمیل محدودیت‌های راهبردی مضاعف، ایران را عصبانی‌تر کرد.

متاسفانه دولت بایدن پیشنهاد ایران برای بازگشت همزمان به برجام با هماهنگی اتحادیه اروپا را اخیرا رد کرده است. این راه حل دیپلماتیکی، امتیازدهی طرفین را از صورت توالی به صورت همزمان در می‌آورد. این راه حل، شرط پایبندی مد نظر بایدن را برآورده و راه را برای بازگشت تهران و واشنگتن به برجام فراهم می‌کرد. چنین راه‌حلی یک پیروزی سیاست خارجی برای دولت بایدن به ارمغان می‌آورد، دولتی که بر تعهد خود برای دیپلماسی و ارتباط مجدد با متحدان اروپایی خود تاکید کرده است. همچنین، این راه حل مایه لغو تحریم‌های ایران می‌شد که برای مقابله با کووید-19 بدان نیاز داشت و بایدن هم از تمایل خود برای تامین آن خبر داده بود.

ینابراین تصمیم تیم بایدن در رد پیشنهاد ایران اشتباه و نمودی از راهبرد ترامپ بوده است.

باید به خاطر داشت که راه برون رفت از این شرایط تنها با روش خلاف روش ترامپ امکان‌پذیر است. اتخاذ رویکرد نرم در این بازی ظریف و خطرناک روشی مطلوب برای شروع محسوب می‌شود.