جدیدترین مطالب

بازی طالبان در زمین امریکا

بازی طالبان در زمین امریکا

مهدی امیرجعفری در یادداشتی می نویسد: هدف اعلامی دوحه ۲، انتخاب نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور افغانستان بود که طبق اعلام گوترش، قرار است این موضوع از مسیر مشورت با اعضای شورای امنیت و سازمان ملل و همچنین مقامات طالبان پیگیری شود. این سخنان دبیرکل را می‌توان نشانه شکست دوحه ۲ به حساب آورد.

تحلیلی بر آخرین تحولات سیاسی پاکستان

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: یک پژوهشگر مسائل منطقه گفت: نهادهای قانونی، قضایی و ارتش پاکستان به نخست وزیری شهباز شریف، نامزد حزب مسلم لیگ نگاه مثبتی دارند.

تشییع پیکر دختربچه شش ساله لبنانی

موشک‌های رژیم صهیونیستی در ده روز گذشته در مناطق مختلف جنوب لبنان بیش از بیست و پنج غیرنظامی از جمله شماری از زنان و کودکان را هدف قرار دادند.

رهبر انقلاب: حمایت از مردم و مقاومت غزه مهم‌ترین وظیفه قرآنی

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: خداوند متعال آحاد ملت‌های مسلمان را به دلیل اینکه به دولت‌های خود برای قطع پشتیبانی از رژیم صهیونیستی فشار نیاوردند و همچنین دولت‌های اسلامی را به دلیل عمل نکردن به دستورات قرآنی مورد سوال و مواخذه قرار خواهد داد.

ایران در نیجر نیروگاه برق می‌سازد

معاون اقتصادی وزارت امور خارجه کشورمان که در صدر هیئتی از ایران در نیامی، پایتخت نیجر، بسر می برد، از قصد ایران برای ساخت نیروگاه برق در این کشور خبر داد.

Loading

أحدث المقالات

نتانیاهو طرح اداره نوار غزه پس از جنگ را ارائه کرد / نوار غزه توسط “مقامات محلی با تجربه و حرفه‌ای” مدیریت خواهد شد / اسرائیل قادر خواهد بود در سرتاسر نوار غزه دست به عملیات نظامی بزند / ساکنان غزه هم به جز بخشی که برای نظم عمومی خواهد بود، غیرمسلح خواهند شد

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، طرح خود برای اداره نوار غزه پس از جنگ را به کابینه امنیتی ارائه کرده است. قبلا نیز گزارش‌هایی در این باره منتشر شده بود اما اکنون نتانیاهو آن را علنی کرده است. بر اساس گزارش رسانه‌های اسرائیل، طرح نتانیاهو کنترل امنیتی و اداره کامل کل باریکه غزه توسط ارتش اسرائیل را شامل می‌شود. طبق این طرح، اداره نوار غزه توسط “مقامات محلی با تجربه و حرفه‌ای” مدیریت خواهد شد که ارتباطی با “کشورها یا سازمان‌های حامی تروریسم” ندارند. 

Loading

پایان توهم آلمان در قبال چین

شورای راهبردی آنلاین – رصد: دولت آلمان بیشتر توهمات خود را در خصوص روابط سیاسی و اقتصادی آینده‌اش با چین کنار گذاشته است. نحوه عملكرد جدید آلمان در قبال چین پیامدهای مهمی برای اتحادیه اروپا و سایر کشورهای عضو خواهد داشت.

یانکا اورتل در تحلیلی که اندیشکده شورای روابط خارجی اروپایی منتشر کرد، نوشت: موضع آلمان در قبال چین مهم است، نه تنها به این دلیل که آلمان چهارمین اقتصاد بزرگ جهان و عاملی برای ثبات و محرک رشد اروپا است، بلکه به این دلیل که آلمان برای چین اهمیت دارد. دولت چین پیوسته بر احترام خود به صنعت آلمان تاکید کرده، تمایل آلمان برای سرمایه گذاری در چین را ستوده و از باز بودن آلمان برای تجارت و احتیاط سیاسی در برخورد با رهبری چین تمجید کرده است. در عین حال، آلمان از نظر عمق روابط اقتصادی با چین و ماهیت درهم تنیده صنایع پیشرو خود با بازار چین، در بین کشورهای عضو اتحادیه اروپا منحصر به فرد شناخته می‌شود.

این نقش استثنایی، آلمان را به یک ذینفع بزرگ از توسعه اقتصادی چین تبدیل کرده است، اما همچنین موجب شده این کشور در برابر واقعیت جدید اقتصادی جهانی آسیب پذیرتر شود. در این واقعیت جدید ژئوپلیتیک با انتقام جویی بازگشته است و تجارت دیگر فقط تجارت نیست، بلکه مملو از تنش های سیاسی است. نحوه راهبری رهبران برلین در این محیط جدید نه تنها برای آینده شکوفایی آلمان تعیین کننده است، بلکه توانایی اتحادیه اروپا را برای حفظ موقعیت خود به عنوان قدرت اقتصادی جهانی و ابرقدرت نظارتی نیز شکل می دهد.

 

استراتژی آلمان در قبال چین

در اواسط ژوئیه، صدراعظم اولاف شولز و دولت ائتلافی او اولین راهبرد جامع آلمان در خصوص چین را منتشر کردند. این سند پایه‌ای است که سیاست‌گذاری در برلین را در ماه‌های آینده، از تقویت امنیت سایبری و حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی، تا سیاست‌های صنعتی و ایجاد مشارکت‌های جهانی جدید، پیش خواهد برد. این سند می تواند در نهایت منجر به یکی از اساسی ترین تغییرات در سیاست خارجی و اقتصادی آلمان در چند دهه اخیر یعنی «تغییر از طریق تجارت» شود.

در واقع، خود سند در حال حاضر اولین شاخص این تغییر است. در این سند آمده است: «چین تغییر کرده است، بنابراین ما باید رویکرد خود را تغییر دهیم.»

رهبری چین سال‌ها برای کنترل بیشتر بازار تلاش کرده است. این امر کمک زیادی به از بین بردن توهمات آلمانی درباره اینکه بازار چین واقعاً چقدر فرصت تجاری بزرگی محسوب می‌شود، کرده است.

هدف رهبران برلین کاهش قابل توجه وابستگی آلمان، حفظ رقابت صنعتی آن، دستیابی به بی طرفی کربن، بهبود دیجیتالی شدن، و اتخاذ موضع شفاف تر در قبال اقدامات قاطعانه چین در داخل و خارج از کشور است. آن‌ها قصد دارند این کار را در حالی انجام دهند که ثبات شرایط سیاسی حفظ شود و آنچه را که به عنوان «روابط سازنده» با پکن از آن یاد می کنند، پابرجا نگه دارند و به این ترتیب امکان یابند تجارت بدون مناقشه ادامه یابد. اگر آلمان بتواند از این طریق خطر را از بین ببرد، به احتمال زیاد تمام اروپا می تواند چنین کند، اما اگر آلمان با تلافی چین مواجه شود، دیگران در اروپا و فراتر از آن با پیامدهایی مواجه خواهند شد.

 

ریسکزدایی کنید، نه جداسازی

بحث در مورد خطرات و مزایای ریسک زدایی در اروپا می تواند نشان دهد که اعمال اصلاحات در سیستم موجود ضروری است؛ اما چالش های پیش رو به مراتب بیشتر است. برلین می خواهد وابستگی های استراتژیک نامتقارن خود را محدود کند. دولت چین یکی از اولویت های استراتژیک خود را افزایش وابستگی نامتقارن به بازار چین و محصولات چینی اعلام کرده است. بنابراین، رویکرد آلمان برای کاهش ریسک با رویکرد چین در تضاد است.

اگر آلمان – و اتحادیه اروپا و سایر کشورهای عضو – ریسک‌زدایی را جدی بگیرند، این روند عواقب گسترده ای خواهد داشت. این امر نه تنها به شفافیت بسیار بیشتری در سراسر بخش تجاری نیاز دارد (که به دور از افشای آسیب پذیری های آن است)، بلکه مستلزم گفتگوی گسترده اجتماعی در مورد اولویت های سیاسی و آینده مطلوب خواهد بود.

دولت آلمان با این چالش مواجه خواهد بود که تعادل درستی را بین مجموعه بسیار متفاوتی از خطراتی که چین به طور مستقیم یا غیرمستقیم ایجاد می کند، برقرار سازد، زیرا با کاهش یک سری از ریسک ها و وابستگی ها، بخش دیگری از مخاطرات احتمالا افزایش خواهند یافت. به عنوان مثال، دولت باید بررسی کند که آیا خودروهای برقی چینی باید به عنوان تهدیدی برای رقابت آلمان در نظر گرفته شوند و حتی اگر این امر منجر به تلافی پکن شود، اقدامات ضد یارانه ای را همانطور که اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا پیشنهاد کرد، اعمال نماید؟

علاوه بر این، تصمیم گیرندگان آلمانی باید در نظر داشته باشند که آیا باید وابستگی خود را به محصولات فناوری سبز چین کاهش دهند؟ زیرا این امر استقلال را افزایش می دهد، برای صنعت آلمان مفید است و از همدستی در نقض حقوق بشر جلوگیری می کند.

هیچ یک از این سؤالات پیش پا افتاده، لزوماً خاص آلمان نیست. در سراسر اروپا، دولت ها با چالش های مشابهی دست و پنجه نرم می کنند و پاسخ های خود را در این حوزه ها دارند. برخی از آنها بسیار رادیکال تر از آلمان هستند و برخی دیگر بسیار بااحتیاط‌تر. از این نظر، راهبرد آلمان در قبال چین در تاکید بر انعطاف‌پذیری و قدرت در داخل کشور درست است؛ اما تنها به شرطی که برلین در داخل کشور موفق به اجرای صحیح انتقال سبز، پیشبرد دیجیتالی‌سازی رو به جلو و فراهم کردن شرایط جذاب برای نوآوری و صنعت شود.

در عین حال، آلمان تنها در صورتی حمایت جدی دیگر متحدانش را جلب می‌کند که منافع سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا را در نظر بگیرد و دستور کار پیشگیرانه تری تهیه نماید. تا کنون، در سیاست آلمان در قبال چین انگیزه اروپا در نظر گرفته نشده است. دلیل آن هم این است که آلمان منافع بسیار بیشتری نسبت به دیگران برای از دست دادن دارد. از این رو، تصمیم گیرندگان در سراسر اتحادیه اروپا منتظر هستند تا برلین در نقش پیشاهنگ، یک پاسخ واقعاً اروپایی را تدارک ببیند.

0 Comments