راجر شاناهان در یادداشتی که در موسسه لووی استرالیا منتشر شد، نوشت:  سفر شی جین پینگ، رئیس جمهور چین به کشورهای حاشیه خلیج (فارس) در هفته‌های اخیر با هیاهوی فراوانی همراه بود و نمونه دیگری از تمایل پکن برای به چالش کشیدن برتری واشنگتن به عنوان ضامن امنیت و شریک اصلی اقتصادی این منطقه بود.

برداشتن تمرکز آمریکا از خاورمیانه پس از دو دهه عملیات نظامی، و خصومت میان محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی و دولت بایدن بر سر قتل جمال خاشقجی، فرصتی را برای پکن فراهم کرده است. حالا چین خود را به عنوان شریکی که قضاوت نمی‌کند و تقاضای داخلی فراوانی برای منابع انرژی خلیج (فارس) دارد، معرفی می‌کند.

عربستان به نوبه خود، آمریکا را پس زده است. ریاض درخواست‌های دولت بایدن برای افزایش تولید نفت را رد کرده است. این اقدام می توانست با کاهش قیمت‌ها هم فشار مالی بر مصرف کنندگان آمریکایی را کاهش و هم فشار مالی بر روسیه را افزایش دهد. به علاوه در ماه سپتامبر، ولیعهد به عنوان نخست وزیر عربستان منصوب شد و مصونیت ناشی از این اقدام منجر به رد پرونده مدنی آمریکا علیه او شد که از سوی بیوه خاشقجی مطرح شده بود.

در پی سخنرانی شی در نشست سران چین- شورای همکاری خلیج (فارس)، پیشنهاد پکن برای تسویه معاملات با یوان به جای دلار در «بورس نفت و گاز طبیعی شانگهای» توجه زیادی را به خود جلب کرده است. اما به دلایل مختلفی این پیشنهاد فقط در حد یک پیشنهاد باقی خواهد ماند. در عین حال تعهداتی در مورد تسهیل سرمایه‌گذاری صندوق‌های دولت‌های خلیج (فارس) در چین و در زمینه‌های همکاری علمی از جمله فناوری هسته‌ای مطرح شده است. جای تعجبی نیست که به دنبال نگرانی‌های غرب در مورد پیوندهای پکن با شرکت‌های چینی فعال در عرصه فناوری، شی به تمایل چین برای ایجاد مراکز ابری و محاسباتی در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج (فارس) و تقویت همکاری‌های فناوری در حوزه G-5 و G-6 اشاره کرد.

پیشنهاد همکاری با 300 دانشگاه و مدرسه در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج (فارس) و ارائه 3000 فرصت مطالعاتی تابستانی/ زمستانی برای شهروندان محلی از سوی چین نیز نشان داد که پکن به دنبال برقراری روابط بلندمدت با این منطقه است. اما نفوذ چین بسیار عقب‌تر از نفوذ فرهنگی و آموزشی غرب است. در آمریکا بیش از 100 هزار دانشجوی سعودی حضور داشت، اما با پایان بورسیه‌های سخاوتمندانه عربستان و در پی تاثیرات کووید-19، این تعداد به زیر 20 هزار تن کاهش یافت. در بریتانیا، بیش از 8000 و در استرالیا کمی بیش از 3000 دانشجوی عربستانی وجود دارد. در مقابل، چین میزبان فقط 174 دانشجوی سعودی است.

دشوار می‌توان درباره نوع قدرت نرمی که این بورسیه‌های آموزشی ایجاد می‌کند، اغراق کرد. آشنایی با فرهنگ غرب و جذب این فرهنگ شدن، نه تنها برای تصمیم گیرندگانی که در حال بهره‌مندی از تحصیلات‌شان هستند، بلکه به طور کلی برای جمعیت جوان آثاری غیرمستقیم به دنبال دارد. به عنوان مثال، پیشنهادات فرهنگی مانند کنسرت‌ها و فیلم‌ها، عمدتاً توجه هنرمندان غربی و عرب را جلب می‌کند، در عین حال پیشنهادات در زمینه تنیس، مسابقات اتومبیل‌رانی و گلف عمدتاً نظر شرکت‌کنندگان غیر چینی را جلب می‌کند.

این امر در مورد قدرت سخت نیز، به لحاظ آشنایی با مشارکت‌های امنیتی بلندمدت، صادق است. چند نسل‌ از رهبران ارشد نظامی در آکادمی‌های نظامی غرب آموزش دیده‌اند. مشابهت تدارکات، آموزش‌ به زبان انگلیسی و همچنین سیستم‌های تسلیحاتی که بر قابلیت تعامل با سایر تسلیحات عرضه شده توسط غرب متکی است، برنامه ریزی دفاعی را حتی برای کشورهایی که به لحاظ مالی مشکلی ندارند، آسان‌تر می‌کند. در عین حال علیرغم همه صحبت‌ها در مورد تیرگی روابط دوجانبه، ریاض همچنان مشتری نظامی اصلی واشنگتن است.

علاوه بر سخنرانی شی در سفر به عربستان، بیانیه پایانی اجلاس نیز قابل توجه بود، زیرا در آن به طور مشخص در چهار نوبت به ایران اشاره شده بود. انتقاد علنی از ایران توسط چین، در حالی که کمی بیش از 18 ماه از امضای یک پیمان مشارکت راهبردی جامع 25 ساله میان دو کشور می‌گذرد، امری قابل توجه بود که باعث احضار سفیر چین توسط وزارت امور خارجه ایران شد. احتمالاً اقدام چین منعکس کننده تصمیمی مبتنی بر یک سیاست عملی به منظور جانبداری از کشورهای خلیج (فارس) با هدف نشان دادن جدیت چین درباره روابط نزدیکتر با این کشورها است و در عین حال بازتاب نگرانی‌هایی درباره مذاکرات مربوط به از سرگیری توافق هسته‌ای با ایران و نیز نگرانی‌ها درباره نزدیکی فزاینده روابط تهران-مسکو است.

احتمالا علاقه و مشارکت تجاری چین در خاورمیانه و به ویژه در کشورهای حاشیه خلیج (فارس) افزایش خواهد یافت. جذابیت اصلی چین برای رهبران خلیج (فارس) شامل ثبات سیاسی و وحدت رویکردی که یک دولت تک‌حزبی ارائه می‌کند، و همچنین فقدان ابراز نگرانی رسمی در مورد حقوق بشر در کشورهای حاشیه خلیج(‌فارس) است. البته این رویکرد متقابل است و در هیچ بیانیه یا سخنرانی این کشورها به سیاست چین در قبال اقلیت مسلمان اویغور اشاره‌ای نشده است.

در عین حال باید اشاره کرد که پیوندهای بین کشورهای حاشیه خلیج(فارس) و غرب به قدری عمیق و طولانی مدت است که مشاهده هرگونه تغییر ریشه‌ای در این روابط در کوتاه مدت امری دشوار است. با این حال، همیشه فضایی برای درجات متفاوتی از روابط با طیفی از شرکا وجود دارد، و این امر در خاورمیانه نیز مانند جاهای دیگر صدق می‌کند.