وب‌سایت موسسه آمریکایی تحریر برای سیاست خاورمیانه در یادداشتی نوشت: برای روسیه، مصر همچنان یک بازیگر کلیدی در خاورمیانه و شمال آفریقا است. از اواسط دهه 2000، مسکو به‌تدریج پس از چند دهه وقفه به منطقه بازگشت. مداخله روسیه در سوریه از پاییز 2015 به بعد نقش این کشور را در تحولات سیاسی و امنیتی منطقه افزایش داد؛ به‌نحوی‌که روس‌ها نه‌تنها حضور سیاسی و دیپلماتیک خود را گسترش دادند، بلکه روابط خود را با همه بلوک‌ها و بازیگران اصلی قدرت ازجمله ایران، ترکیه، پادشاهی‌های خلیج (فارس) و اسرائیل تقویت کردند. روسیه در شطرنج‌بازی قدرت در منطقه انعطاف‌پذیری زیادی نشان داده است. برای مثال، این کشور هم با ایران و هم با اسرائیل به‌عنوان دشمنان دیرینه یکدیگر، روابط خوبی دارد.

مصر در فهرست اولویت‌های منطقه‌ای روسیه قرار دارد. ایجاد شراکت با قاهره یک تلاش نسبتاً آسان برای مسکو بوده است. برخلاف ایران یا ترکیه، مصر از حیات خلوت روسیه بسیار دور بوده و هیچ‌گونه منافع متضادی با مسکو ندارد. همچنانکه برخلاف عربستان سعودی، این کشور در گسترش سلفی گری در مناطق مسلمان‌نشین فدراسیون روسیه نقشی نداشته است. مصر علاوه بر مزایای استراتژیک و تجاری که برای مسکو دارد، به‌عنوان پل ارتباطی بین روسیه و عربستان سعودی به‌عنوان حامی اصلی السیسی و همچنین حامی شبه‌نظامیان مخالف اسد در سوریه عمل می‌کند.

مصر نیز به روسیه به‌عنوان یک شریک مطلوب نگاه می‌کند. در اوایل دهه 2010، کرملین به‌شدت از بهار عربی انتقاد کرد و نسبت به تهدیدی که برای ثبات داخلی و منطقه‌ای ایجاد می‌کرد، هشدار داد. علاوه بر این، زنگ خطر ظهور «افراط‌گرایی» را به صدا درآورد، چالشی که در قفقاز شمالی و همچنین در حیاط‌خلوت آسیای مرکزی با آن مواجه بود. این رویکرد روسیه با نگاه رژیم سیسی همخوانی کامل دارد.

در سپتامبر 2014، مصر و روسیه قراردادی 3.5 میلیارد دلاری برای خرید جت‌های جنگنده MiG-29M2، بالگردهای Ka-52 و سامانه‌های موشکی ضد بالستیک Antey-2500 امضا کردند. در آن زمان، دولت اوباما انتقال برخی از تجهیزات نظامی به قاهره را متوقف کرده بود، درحالی‌که اتحادیه اروپا نیز تحریم تسلیحاتی را علیه این کشور اعمال کرده بود؛ بنابراین روسیه نه‌تنها به السیسی برای مقاومت در برابر فشارهای خارجی کمک کرد، بلکه از تلاش‌های او برای بازگرداندن مصر به سیاست قدرت در خاورمیانه حمایت کرد. پس‌ازآن، مجتمع صنعتی دفاعی روسیه بازار پرسودی پیدا کرد. به‌عنوان‌مثال، در سال 2018، مصر خرید 31 جت جنگنده Su-35 را آغاز کرد که معامله‌ای به ارزش 2 میلیارد دلار بود. روسیه همراه با فرانسه به شریکی کلیدی برای قاهره تبدیل شد، زیرا این کشور در قیاس با آمریکا روابط متنوع‌تری با مصر برقرار کرد.

روسیه و مصر در درگیری در لیبی در یک جبهه قرارگرفته‌اند. هردوی آن‌ها از ارتش ملی لیبی (LNA) به رهبری خلیفه حفتر و مجلس نمایندگان مستقر در شرق این کشور تکه‌تکه شده حمایت کرده‌اند. مزدوران گروه واگنر تحت حمایت روسیه، حمله به طرابلس را در اواخر سال 2019 تا اوایل سال 2020 رهبری کردند. از زمان شکست گروه واگنر، هم مصر و هم روسیه از حفتر فاصله گرفته و به دولت وحدت ملی نزدیک شدند. درمجموع لیبی به‌عنوان یک محور اصلی در همکاری‌های دیپلماتیک بین قاهره و مسکو باقی خواهد ماند.

روسیه و مصر روابط اقتصادی خوبی با یکدیگر دارند. در اوایل دهه 2010، تفرجگاه‌های دریای سرخ، غرقادا و شرم‌الشیخ، سالانه حدود 3 میلیون گردشگر را از روسیه جذب می‌کردند که حدود یک‌سوم کل گردشگران خارجی بودند که از مصر بازدید می‌کردند؛ اما پس از سقوط یک پرواز چارتر روسیه در سال 2015 و اخیراً به دلیل کووید-19، تعداد آن‌ها کاهش یافت. بااین‌حال، تعداد گردشگران روس به‌آرامی و پیوسته در حال افزایش هستند.

مصر همچنین به‌عنوان مقصد اصلی واردات گندم از روسیه ظاهر شده است. حدود یک‌سوم گندم وارداتی به مصر از طرف روسیه است. سرانجام، شرکت دولتی روسی روس اتم در پروژه ساخت اولین نیروگاه اتمی مصر در الدبعه که قرارداد آن در دسامبر 2017 با حضور ولادیمیر پوتین و السیسی امضا شد، مشارکت دارد.

شاید بتوان روابط خوب دو کشور را تکرار روابط ویژه مصر و اتحاد جماهیر شوروی در اوج جنگ سرد بدانیم. درواقع، بین اواسط دهه 1950 و اوایل دهه 1970، مصر متحد اصلی مسکو در خاورمیانه بود. شوروی تسلیحات، کمک‌های اقتصادی و فنی به این کشور عربی ارائه کرد. تا سال 1972 که رئیس‌جمهور انور سادات مستشاران شوروی را اخراج کرد، مصر برای حضور نظامی شوروی در شرق مدیترانه بسیار مهم بود.

بااین‌حال، قیاس با جنگ سرد ممکن است گمراه‌کننده باشد. چراکه امروز نه مصر و نه روسیه روابط خود را دارای اهمیت استراتژیک حیاتی نمی‌دانند. متحدان اصلی قاهره، پادشاهی‌های خلیج (فارس) هستند. علیرغم تمایل ایالات‌متحده برای خروج از خاورمیانه، آمریکا همچنان در اولویت سیاست خارجی مصر قرار دارد. روسیه نیز دیگر قدرت اتحاد جماهیر شوروی سابق را ندارد. همچنان که به‌جز سوریه، ردپای آن در منطقه نسبتاً کم است. علاوه براین، روسیه هیچ تمایلی برای پر کردن خلأ قدرت آمریکا در خاورمیانه و شمال آفریقا ندارد، چراکه آمادگی پذیرش مسئولیت‌ها و هزینه‌های زیاد آن را ندارد. درواقع، مصر تنها یکی از شرکای متعددی است که مسکو با آن‌ها در راستای دستیابی به دستاوردهای دیپلماتیک و اقتصادی معامله می‌کند. این روابط نیز نهادینه نشده و تنها درنتیجه روابط شخصی پوتین و السیسی است.

پیش‌بینی می‌شود همکاری‌های مسکو و قاهره ادامه یابد، اگرچه هیچ‌یک از طرفین تعهد بلندمدتی ندارند. روسیه و مصر دوستان یکدیگر باقی خواهند ماند، اما این دوستی منجر به اتحاد رسمی نخواهد شد. برعکس، السیسی به ایجاد توازن بین روسیه و قدرت‌های غربی مانند آمریکا و فرانسه ادامه خواهد داد. در خاورمیانه جدید که با کاهش حضور آمریکا تعریف می‌شود، این‌یک انتخاب طبیعی است. مصر سعی خواهد کرد در روابط خود با بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تعادل برقرار کند تا از مزیت‌های سیاسی و دیپلماتیک همه آن‌ها بهره‌مند شود.