وب‌سایت موسسه استرالیایی امور بین‌الملل در یادداشتی نوشت: بحران جهانی کووید-19 به شکل قابل‌توجهی تأثیرات دیپلماسی بین‌المللی را متحول کرده است. از زمان شیوع کووید-19 در سال 2019، بهداشت عمومی به موضوع کلیدی گفتگوهای میان دولت‌ها تبدیل شده است.

برخی دولت‌های قدرتمند از واکسن کرونا به‌عنوان ابزاری برای تقویت روابط منطقه‌ای و ارتقای قدرت و موقعیت جهانی خود بهره‌برداری کرده‌اند. در حالی که چین، ایالات‌متحده، هند، بریتانیا و روسیه ازجمله این کشورها بودند، اما پکن با ارائه موفقیت‌آمیز واکسن رایگان به 69 کشور، از سایرین موفق‌تر بوده است. چین بر اساس اهداف دیپلماسی عمومی خود که از دهه 1990 کمک‌های توسعه‌ای و فعالیت‌های تجاری را با هم ترکیب کرده است، بیشتر اقدامات خود را در آسیا، آفریقا و کشورهای آمریکای لاتین متمرکز کرده است.

درحالی‌که آمریکای تحت رهبری دونالد ترامپ فاقد ابتکارهای استراتژیک بود، پکن یک بازیگر دیپلماتیک باانگیزه بوده که توانسته خود را به‌عنوان یک رهبر بهداشت جهانی معرفی کند. روسیه نیز دیپلماسی قدرت نرم خود را از طریق توزیع واکسن اسپوتنیک دنبال کرده است، روسیه مدعی شده حدود 1.2 میلیارد دوز واکسن را به 50 کشور به‌ویژه موزامبیک، نیجریه و آفریقای جنوبی صادر کرده است.

 

فرصت‌های قدرت نرم چین در آفریقا

از دهه 1950، چین از دیپلماسی عمومی برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی خود به‌ویژه تغییر نقش این کشور درصحنه جهانی استفاده کرده است. شی جین پینگ رئیس‌جمهور کنونی چین نیز از مدل قدرت نرم برای ایجاد یک چین جدید بانفوذ جهانی بیشتر استفاده می‌کند.

چین با انتخاب دیپلماسی واکسن به دنبال رقابت با سایر قدرت‌های بین‌المللی نیز بوده است. خلأ قدرت نرم آمریکا در آفریقا فرصتی بود تا چین به هر قیمتی آن را پر کند. این خلأ پس‌ازآن ایجاد شد که ایالات‌متحده تحت دولت ترامپ از صحنه بین‌المللی عقب‌نشینی کرد.

در تابستان سال 2020، رئیس‌جمهور شی، با محمد ششم پادشاه مراکش تماس گرفت و قول داد که واکسن‌های چینی به یک «کالای عمومی جهانی» تبدیل شوند. وانگ یی، وزیر امور خارجه چین نیز سفر به آفریقا را آغاز کرد و به متحدان احتمالی خود وعده سرمایه‌گذاری داد. وانگ یی از نیجریه، جمهوری دموکراتیک کنگو، بوتسوانا، تانزانیا و سیشل بازدید کرد تا تمایل چین برای حضور بیشتر در آفریقا را نشان دهد.

چین از قدرت هوشمندی استفاده می‌کند که ترکیبی از قدرت نرم (فرهنگ و دیپلماسی سلامت) و قدرت سخت (قدرت اقتصادی) در آفریقا است. دیپلماسی عمومی چین شامل پروژه‌های حمایتی، کمک‌های بلاعوض و وام‌های کم‌بهره است تا درنتیجه آن، روابط اقتصادی نزدیک‌تری را با کشورهای آفریقایی ایجاد کند. در جریان همه‌گیری ابولا در سال 2014 نیز، چین به سیرالئون، لیبریا، گینه و غنا کمک کرد، دقیقاً به همان روشی که دوزهای واکسن کووید-19 را به متحدان آفریقایی خود ازجمله زیمبابوه، موزامبیک و نامیبیا اهدا کرد.

حضور همه‌جانبه چین در قاره آفریقا نه‌تنها پنجره‌های تجارت و تعامل اقتصادی را برای این کشور باز خواهد کرد، بلکه ذهنیت جهانی درباره چین را نیز تغییر خواهد داد، حتی اگر آفریقا به محلی برای آزمایش دیپلماسی واکسن چین تبدیل شده باشد.

 

ابهامات اساسی

در دیپلماسی واکسن چین که به‌عنوان مدلی ترکیبی از تجارت و سیاست عمل کرده است، از دوزهای واکسن برای تقویت روابط تجاری و بهره‌برداری از فرصت‌های جدید استفاده شده است. البته تنها تعداد کمی از دوزهای ارسالی رایگان بوده‌اند، زیرا بخشی از آن‌ها از طریق ارائه وام فروخته شده بودند. برخلاف انتظارات، قیمت واکسن‌های چین، از واکسن‌های غرب ارزان‌تر نبودند. هزینه دوزهای سینوفارم از 18.5 دلار به ازای هر دوز در سنگال تا 44 دلار در چین متغیر بود.

اگرچه دیپلماسی واکسن چین به روابط دوستانه پکن با بسیاری از کشورهای آفریقایی کمک کرد، اما در مورد نیجریه صادق نبود. خبر ورود پرسنل پزشکی چینی برای کمک به تلاش‌ها برای کاهش همه‌گیری کرونا به واکنش سریع پزشکان در نیجریه منجر شد که احساس می‌کردند از پرسنل پزشکی چینی بسیار بهتر هستند. به همان اندازه که درباره دیپلماسی واکسن چین روایت‌های مثبت وجود دارد داستان‌های منفی نیز شنیده می‌شود، زیرا برخی از کشورها اهداف چین و سطح کیفی کالاهای ارسالی این کشور را زیر سؤال برده‌اند.

دیپلماسی واکسن چین همچنین به دنبال تضعیف اعتماد عمومی درباره نیات و کارایی قدرت‌های رقیب بوده است. غرب، چین و روسیه را به ایجاد کمپین‌های اطلاعاتی نادرست تحت حمایت دولت متهم کرده است که اعتماد به واکسن‌های غربی را تضعیف می‌کند. روسیه احتمالاً اسپوتنیک را برای تضعیف اتحادیه اروپا به مجارستان ارسال کرد.

 

نتیجه‌گیری

دروازه‌های آفریقا به روی چین باز ماند، زیرا در شرایط اضطراری همه‌گیری کرونا، کشورهای آفریقایی حق انتخابی برای خرید واکسن مور نیاز خود از سایر کشورها نداشته‌اند.

رقابت شدید ابرقدرت‌ها برای اعمال‌نفوذ جهانی خود نیز دستاوردهای قابل‌توجهی به همراه دارد. برنامه ریشه‌کن کردن آبله تا حدی به دلیل رقابت بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات‌متحده تقویت شد. هنگامی‌که اپیدمی سارس در سال 2002 رخ داد، چین از کشورهای آسیب‌دیده ازجمله تایوان به‌رغم روابط پرتنش با این کشور، حمایت کرد تا موقعیت قدرت جهانی خود را تقویت کند.

دیپلماسی واکسن در قبال آفریقا، تلاش‌‎ها برای کسب نفوذ بیشتر در کشورهای مختلف را نشان می‌دهد. علیرغم پیشرفت‌های چشمگیر ولادیمیر پوتین، چین بیشترین دردسر را برای غرب ایجاد می‌کند، زیرا نفوذ فزاینده پکن در جهان بیشتر بر قدرت نرم متکی است تا قدرت سخت. دیپلماسی واکسن نمادی از قدرت نرمی است که پکن سال‌‎ها به دنبال آن بوده است؛ اما اگر معلوم شود که واکسن‌های چین به‌اندازه واکسن‌های غربی کارایی ندارد، ممکن است این دیپلماسی با شکست مواجه شود.

اگرچه نگرانی در مورداستفاده چین از واکسن برای تقویت نفوذ ژئوپلیتیکی و جهانی خود درواقع یک پیش‌فرض محض است، اما نباید محاسن تبدیل‌شدن واکسن چین به یک کالای عمومی جهانی را نیز نادیده گرفت.