جان کوین و تیگان وستندورف در گزارشی که در وب‌سایت اندیشکده موسسه سیاست راهبردی استرالیا منتشر شد، نوشتند: سخنگوی وزیر امور خارجه استرالیا گفت که همواره انتظار می‌رفت خروج از افغانستان موقت و به‌قصد ازسرگیری حضور دائمی در زمانی باشد که شرایط فراهم شود.

اگر تعهد ما به جنگ دو دهه‌ای در افغانستان برای جلوگیری از تبدیل‌شدن این کشور به یک پایگاه تروریستی بود، استقرار مجدد یک پست دیپلماتیک و اطلاعاتی در کابل اجتناب‌ناپذیر است؛ اما چرا به این زودی در چنین وضعیتی قرار گرفتیم؟

آمریکایی‌ها از صرف هزینه‌های جانی و مالی در افغانستان ناخرسند بودند. اسامه بن لادن دیگر وجود نداشت و القاعده بی‌سروصدا از رسانه‌ها و ذهن مردم آمریکا و استرالیا خارج‌شده بود. برای عموم مردم آمریکا، خاطره تلخ حملات 11 سپتامبر در پشت خاطرات تازه‌تر هزینه‌های عملیات‌ها در افغانستان محوشده بود. حفظ ارتباط افغانستان با تهدید جهانی تروریسم سال‌ها بود که دشوار شده بود.

اظهارات جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا در ماه ژوئیه مبنی بر توقف عملیات نظامی آمریکا به‌هیچ‌وجه تعجب‌آور نبود. بااین‌حال، به‌احتمال‌زیاد ضرب‌الاجل 31 اوت کاملاً غیرمنتظره بود و به تصمیمات سریع متحدان آمریکا ازجمله استرالیا، نیاز داشت.

بایدن این عقب‌نشینی سریع را با این استدلال توجیه کرد که «آمریکا کاری را که باید در افغانستان می‌کرد، انجام داده است». کاری که باید انجام می‌داد از بین بردن تروریست‌ها، رهبری و شبکه‌های حامی حمله تروریستی 11 سپتامبر و کاهش «تهدید تروریستی» افغانستان به شکلی بود که این کشور دیگر پایگاهی نباشد که ازآنجا حملات علیه آمریکا سازمان‌دهی شود. «ملت‌سازی» کاری نبود که باید انجام می‌شد. بایدن درعین‌حال همچنین گفت که هیچ جشنی برای تکمیل این مأموریت برگزار نخواهد شد. این مغایر با این حقیقت است که برای از بین بردن شرایطی که تروریست‌ها در طول تاریخ برای سازمان‌دهی، آموزش و بسیج صفوف خود در این کشور ورشکسته از آن بهره برده‌اند، ملت‌سازی در افغانستان امری اساسی است.

تجربه پنجاه‌ساله نشان می‌دهد که بازگشت به آن شرایط بار دیگر افغانستان را میزبان گروه‌هایی مانند داعش در شمال خواهد کرد که بر اساس گزارش‌ها در حال رشد هستند و این امر تهدیدی برای ثبات منطقه است.

ممکن است چین و روسیه به دنبال استفاده از افغانستان برای پیشبرد منافع ژئواستراتژیک خود باشند. همه این‌ها باعث می‌شود که افغانستان ورشکسته باقی بماند.

بنابراین، اگر ملت‌سازی برای مأموریت آمریکا و متحدانش امری محوری نباشد چگونه می‌توان عوامل ترغیب‌کننده تروریسم را برطرف کرد؟ با تصمیم بایدن، استرالیا با تصمیم سختی روبرو شد. آیا با خروج آمریکا و پیشروی طالبان می‌توانیم از دیپلمات‌ها و افسران اطلاعاتی خود محافظت کنیم؟ واضح است که خیر.

شاید ماندن 650 سرباز آمریکایی در کابل برای محافظت از سفارتش در تغییر نظر استرالیا نقش داشت. بعید به نظر می‌رسد که دلیل کامل استرالیا را برای بازگشت سریع به افغانستان متوجه شویم؛ اما مسئله واضحی که در هفته گذشته تغییر کرده تعهد حزب کمونیست چین برای مشارکت در افغانستان است.

چین علاقه‌مند است بخشی از خلأ اقتصادی و دیپلماتیک ناشی از خروج آمریکا از افغانستان را پر کند. حزب کمونیست چین خواهان توسعه روابط دیپلماتیک با افغانستان است تا احتمال حمایت طالبان از مسلمانان اویغور در سین کیانگ را کاهش دهد. همچنین تمایل زیادی دارد که اطمینان یابد طالبان ابتکار کمربند و جاده در پاکستان را مختل نمی‌کند.

اگر یک دولت تحت رهبری طالبان بتواند عناصر رو به رشد داعش را در شمال کشور سرکوب کند، این نگرانی‌های اقتصادی و امنیتی برطرف خواهد شد. مقامات روسی می‌گویند داعش بیشتر از این‌که به دنبال ایجاد تغییرات داخلی باشد، بر بی‌ثبات کردن آسیای مرکزی متمرکز است. اگر داعش توانش را جمع کند، ممکن است برای دولت جدیدی که طالبان به دنبال ایجادش است، مشکل ساز شود.

به علاوه حزب کمونیست چین مشتاق است سرمایه‌گذاری اقتصادی چین را در افغانستان افزایش دهد، به‌ویژه اگر بتواند به ذخایر بهره‌برداری نشده مس، زغال‌سنگ، آهن، گاز، کبالت، جیوه، طلا، لیتیوم و توریم دسترسی یابد.

با توجه به تمرکز بیشتر استرالیا بر هند و اقیانوس آرام، جوامع اطلاعاتی و دیپلماتیک هیچ‌کدام نمی‌توانند از عهده نقاط کور در افغانستان برآیند. مجموعه اطلاعات فنی، ازجمله سیگنال‌های اطلاعاتی، احتمالاً همچنان ارزشمند باقی خواهد ماند. بااین‌حال، هیچ‌چیزی مانند حضور درصحنه مؤثر نخواهد بود.